اسمیت‌ کمکم خواهد کرد

«روندا، دوست صمیمی من بود. از وقتی که او وارد گروه خوانندگان کر کلیسا شده بود، با خودم فکر می‌کردم که بالاخره آن دوست صمیمی را که مدت‌ها انتظارش را کشیده بودم، پیدا کردم. روندا زن بسیار خوب و آرامی بود که با آرامشی که داشت همه را به سمت خودش جذب می‌کرد. از همان لحظه که کشیش کلیسای ما در پنسیلوانیا او را به گروه معرفی کرد و گفت که عضو جدید گروهمان است با خودم گفتم که باید هر طور شده با این زن آشنا شوم.
کد خبر: ۲۱۴۷۴۸

گرچه از روی ظاهرش می‌توانستم بفهمم که چند سالی از من کوچک‌تر است. حدسم درست بود و به محض آشنا شدن با او متوجه شدم که زن بسیار خوبی است. او 42 سال سن داشت و با من که 65 ساله بودم اختلاف زیادی داشتیم، اما انگار سن تاثیر زیادی در روابط ما نداشت. خیلی زود به دوست‌های صمیمی تبدیل شدیم که همه به ما حسودی می‌کردند. او از این که در گروه خوانندگان کر کلیسا عضویت گرفته بود بسیار خوشحال بود و من توانستم در طول مدت بسیار کوتاهی او را به همه معرفی کنم و از همه اخباری که در طول سال‌های سال عضویت در کلیسا رخ داده بود با او صحبت کنم. با زنی که این‌قدر به من احساس محبت و لطف داشت چطور می‌توانستم کاری را بکنم که اکنون به من نسبت داده شده است. او دوست صمیمی من بود و من هرگز نخواستم که کوچک‌ترین آسیبی به او برسد و هر روز دعا می‌کنم تا قاتل او پیدا شود تا من دومین مقتول در این پرونده نباشم.
روندا که کشته شد و اکنون پلیس با اتهاماتی که به من زده است، قصد دارد مرا هم در این سن و سال از پا درآورد. اما من به خدا ایمان دارم و تصور می‌کنم که بالاخره یک روز بی‌گناهی من ثابت خواهد شد و قاتل اصلی دوست صمیمی‌ام پیدا می‌شود. من هر روز بیشتر از روز گذشته دلتنگ او می‌شوم و مدام از خودش می‌خواهم تا هر طور شده قاتلش را به پلیس معرفی کند و مرا از اتهامی که به من وارد شده است، نجات دهد.»

خانم مری جین فاندر 65 ساله متهم است زن 42 ساله‌ای به نام روندا اسمیت را با شلیک دو گلوله در کلیسایی در پنسیلوانیا از پا درآورده است. گرچه خانم فاندر به هیچ عنوان اتهامی که به او وارد شده است را نمی‌پذیرد اما مدارک و شواهد بسیاری وجود دارد که ثابت می‌کند این زن از روی حسادتی که به خانم اسمیت داشته است، در فرصتی مناسب و زمانی که کلیسا خلوت بوده، این زن را با شلیک دو گلوله از پا درآورده است. اتهامی که از نظر اعضای هیات منصفه هیچ جای شکی در آن وجود ندارد و تکمیل شدن پرونده به زودی رای نهایی را برای این زن صادر خواهد کرد.

«به من اتهام زده‌اند که من از روی حسادت دوستم را با شلیک گلوله از پا درآورده‌ام. من چرا باید به زنی که حدود 20 سال با من اختلاف سنی داشت، حسادت کنم. درست است که یک بار بر سر مدیر شدن در امور خیریه کلیسا با او بحث لفظی داشتم اما دلیل نمی‌شود که این بحث سبب قاتل شدن من شده باشد. من به او گفتم که از این که با وجود مدت کمی که به کلیسا آمده است توانسته مدیر بخش خیریه کلیسا شود ناراحتم و انتظار داشتم که من که سال‌هاست عضو هستم انتخاب شوم و او هم پاسخ‌هایی به من داد که سبب بحث لفظی میان ما شد، اما خیلی زود من از کاری که کرده بودم پشیمان شدم و خود از او طلب بخشش کردم. او هم که برای دفاع از خودش حرف‌های زیادی به من زده بود از من عذرخواهی کرد و همه ماجرا در همین جا فیصله پیدا کرد. این‌که ماموران پلیس با تحقیقاتشان از دیگر اعضای گروه به این نتیجه رسیده‌اند که این بحث کوچک و سطحی می‌تواند مقدمه انتقام و یا حتی کشتار توسط من شود، به نظرم بسیار خنده‌دار است. من با وجود این سن و سال و نوه و بچه‌هایی که دارم آن‌قدر در زندگی تجربه کسب کرده‌ام که نخواهم سر یک موضوع کوچک سبب مرگ کسی شوم.
مرگ روندا در کلیسا توسط هر کسی ممکن است رقم خورده باشد و تنها من در آن گروه نبوده‌ام که بخواهم دست‌ به چنین جنایتی بزنم. من بی‌گناهم و بالاخره هم این موضوع را اثبات خواهم کرد.» پس از پیدا شدن جسد بی‌جان این زن در محوطه کلیسا که  مشخص بود با شلیک گلوله از پا درآمده است، تحقیقات پلیس برای یافتن قاتل آغاز شد. در همان بازجویی‌های اولیه اعضای گروه کر کلیسا همگی عنوان کردند که از مدتی پیش میان روندا و خانم اسمیت کدورت‌هایی وجود داشته است که ممکن است همین کدورت‌ها سبب مرگ خانم رواندا شده باشد.
در حالی که تحقیقات پلیس ادامه داشت یک ماهیگیر توانست از داخل دریاچه جعبه‌ای را بیرون بکشد که در آن اسلحه قرار داشت. پس از در اختیار گرفتن این اسلحه توسط پلیس، تحقیقات روی آن انجام شد و خیلی زود مشخص شد که این اسلحه متعلق به خانم فاندر بوده است که بیش از 30 سال قبل آن را با نام خودش خریداری کرده است. از سوی دیگر متخصصان اعلام کردند که گلوله‌ای که خانم روندا را از پا درآورده است از همین اسلحه شلیک شده و هیچ شکی وجود ندارد که خانم فاندر با استفاده از اسلحه شخصی خود به سوی دوستش خانم روندا شلیک کرده است. «من بارها و بارها به پلیس گفته‌ام که من 10 سال قبل اسلحه‌ای را که در خانه‌ام نگهداری می‌کردم را به یک دستفروش فروختم و از آن زمان دیگر هیچ اطلاعی هم از آن نداشته‌ام اما آنها اصرار دارند که ثابت کنند من این زن را با اسلحه شخصی‌ام به قتل رسانده‌ام. اگر من می‌خواستم دست به قتل این زن بزنم آن‌قدر عقلم کار می‌کرد که از اسلحه‌ای که به نام خودم ثبت شده است دست به این کار نزنم و چنین سرنخ بزرگی را به دست پلیس ندهم. من مدتهاست از وجود اسلحه‌ام بی‌خبر بوده‌ام و مطمئن هستم کسی که روندای عزیز مرا به قتل رسانده است خواسته که پاپوشی برای من درست کند تا من به عنوان قاتل برای قتلی که هرگز مرتکب آن نشده‌ام معرفی شوم. بارها و بارها در دعاهای شبانه‌ام از خود روندا خواسته‌ام تا به من کمک کند تا ثابت کنم که من در قتل او هیچ نقشی نداشتم و نباید من هم همچون خودش قربانی شوم. می‌دانم که او بالاخره راز مرگش را فاش خواهد کرد.»

مترجم: المیرا صدیقی‌
منبع‌: سی‌بی‌اس نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها