درباره فیلم «خواب زمستانی»

خواهران ناغریب‌

گرچه اکنون منیژه حکمت فیلم سه زن را بر پرده اکران دارد اما خواب زمستانی سیامک شایقی نیز داستان سه زن دیگر را مطرح می‌کند که فراتر از تفاوت قصه و ساختار فیلم، به نوعی همان چالش‌ها و مصایبی را به تصویر می‌کشد و از بحران‌هایی نام می‌برد که اساسا به لحاظ تاریخ اجتماعی،‌مسائل مبتلا به زنان در جامعه ماست. شاید تفاوت قصه‌پردازی و نوع روایت سینمایی یک سری موضوعات و مشکلات خاص را بتوان در قیاس این اثر ملاحظه کرد و مخاطبان قطعا در این مقایسه با خواب زمستانی امتیاز بیشتری خواهند داد؛ چرا که دست‌کم سویه داستان‌پردازی و کشش قصه‌گویی آن بیشتر از سه زن است و می‌تواند لااقل حوصله مخاطب را سر نبرد. یکی از آسیب‌های جدی سینمای ایران در طرح مسائل اجتماعی تاریخی این است که محتوی و دغدغه‌‌های ذهنی کارگردان آنقدر بر فرم و ساختار روایی قصه سنگینی می‌کند که فراموش می‌شود فیلم سینمایی با کتاب یا مستند اجتماعی متفاوت است و یک اثر سینمایی که مدعی طرح یک مساله و چالش اجتماعی انسانی است در ابتدا باید ماهیت سینمایی داشته باشد و خیلی ساده بتواند قصه خوبی برای مخاطبانش طرح کند. آن گاه در پس این داستان پردازی و در فرآیند آن به دغدغه‌ها و ایده‌های خود، موقعیتی دراماتیک بدهد.
کد خبر: ۲۱۳۱۴۶

خواب زمستانی مثل سه زن، سه نسل از زنان را با مشکلات خاص خود به تصویر می‌کشد که البته بیشتر وجوه اجتماعی و معیشتی دارد. به عبارت بهتر در سه زن، زنان قصه با بحران هویت و عقبه‌های تاریخی آن مواجه بودند و خواب زمستانی این بحران را در ساحت اجتماعی مورد توجه قرار می‌دهد. در واقع خواب زمستانی یک فیلم زنانه است که ادعاهای فمینیستی ندارد و بدون توجه به انگاره‌ها و باورهای فمینیستی موقعیت دشوار زنان را در چالش با زندگی و مسائل آن به نمایش می‌گذارد. هر کدام از این سه خواهر بدون حضور و سایه مردی در زندگی، زیر یک سقف در کنار هم مسالمت‌آمیز زندگی می‌کنند بدون این که دردها و دغدغه‌هایشان چندان مشترک باشد. دنیای دخترانه فرشته و علاقه وی به بازیگری از یک سو، مصیبت‌های لادن خواهر میانه در کارخانه و تعارض در پاسخ دادن به خواستگارش از سوی دیگر به همراه دغدغه‌های سرپرستی فریده خواهر بزرگ‌تر و هدایت این خانواده بدون مرد در هم گره می‌خورد؛ اما هر کدام سعی می‌کنند به خاطر دیگری از تنهایی و درد و رنج‌های خویش بگذرد تا دیگری به آرزوهای خود برسد. در واقع در اینجا شاهد نوعی پیوستگی و همدلی در عین گسست و تضاد نسلی هستیم. هر یک از این خواهران در دنیای خود به سر می‌برند و جهان خاص خود را دارند، به طوری که انگار آنها سه جزیره متصل از هم، اما به هم چسبیده‌اند. در عین حال یک دغدغه و هویت مشترک موجب شده است آنها از خود به خاطر دیگری بگذرد. شبیه به همان فرشی که در فیلم سه زن به عنوان نمادی از هویت ملی، سه نسل را به هم پیوند می‌زند.

گسست و پیوستی که در پارادوکس عقل و عاطفه شکل می‌گیرد، حکایت تاریخی دوران ماست که در تضاد سنت و مدرنیسم گرفتار آمده و گاهی همین شکاف خود به چالش بزرگ و عمیقی بدل می‌شود که تمام انرژی و فکر و توانایی آدم‌ها را در خود دفن می‌کند و از حرکت کردن به سوی آینده بهتر بازمی‌دارد. وقتی موانع ذهنی و رفتاری در کنار چالش‌های اجتماعی قرار می‌گیرد آدمی بتدریج خسته و ناامید می‌شود و به خواب زمستانی فرو می‌رود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها