حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ما که اولش نمیدانستیم این بنده خدا با کی مصاحبه کرده، کلی اعصابمان خرد شد و به خودمان گفتیم این ایادی مشت بر دهان خورده فقط با بازار گرمی کارش را پیش میبرد و بس! ولی وقتی فهمیدیم این بنده خدا زحمت مصاحبه با چه کسی را به جان خریده تصمیم گرفتیم سر برج، خودمان هم یک چیزی دستی بهش بدهیم! چون مصاحبه کردن ایادی مشت بر دهان خورده آن هم با کاندولیزا رایس، کاری است که تحملش فقط از امثال این ایادی برمیآید و بس!
رایس: ببخشید شما آقای ایادی مشت بر دهان خورده هستید؟
ایادی: نه آبجی اشتباه گرفتید. اوووووووووووق!
رایس: یعنی چی آقا چرا اون طرف را نگاه میکنید، گفتم شما ایادی مشت بر دهان خورده هستید؟
ایادی: اوووووووووق! گفتم که آبجی.... نه... نه... نه!
رایس: پس کجا گذاشته رفته؟ آخه من باهاش قرار مصاحبه داشتم.
ایادی: آهان شما خانم رایس هستید، ببخشید نشناختم. قیافهتون از نزدیک خیلی با اون چیزی که توی تلویزیون نشان میدهند، فرق میکند. اون رو باز میشه یک جوری تحمل کرد!
رایس: منظورتان را نمیفهمم.
ایادی: همون نفهمی بهتره. با این آیکیو چه جوری شدی وزیر امور خارجه؟
رایس: لطفا سوالتان را واضح و مستقیم بپرسید. من متوجه گوشه کنایههای شما ایرانیها نمیشوم. شما خیلی پیچیده حرف میزنید.
ایادی: هوم؟ نه اتفاقا ما خیلی راحت حرف میزنیم. اشکال از گیرنده است... بعله!
رایس: گیرنده چیه؟ مگه اینجا گیرنده گذاشتید؟ چه جور گیرندهای؟ (گوشی را برمیدارد) لطفا به رئیس محافظان من بگویید بیاید اینجا، اینجا یک گیرنده کار گذاشته شده.
ایادی: ای هوار! بابا آبجی بیخیال. اون فقط یک ضربالمثل بود. عجب گیری کردیم ها!
رایس: خب من که به شما گفتم واضح حرف بزنید.
ایادی: برو بابا، دیوونه.
رایس: خب قبل از هر چیز من باید خوشحالی خودم را ابراز کنم از این که نشریه نسل سوم داره با من مصاحبه میکنه، برای ما و دولت آمریکا خیلی مهم بود که با این نشریه صحبت کنیم و...
ایادی: البته شما که غریبه نیستید، ما قرار بود یک مصاحبه دسته جمعی با حیوانات قطبی داشته باشیم که متاسفانه ممکن نشد. چون از تصدق گازهای گلخانهای (که کشور شما از خودش در میکنه) تقریبا بیشترشان رو به انقراض رفتهاند. اینه که مجبور شدیم با شما مصاحبه کنیم دیگه!
رایس: من واقعا برای شما ایرانیها متاسفم. شما دوست دارید همه چیز را به گردن ما بیندازید حتی منقرض شدن حیوانات قطبی را. (میخندد)
ایادی: جون مادرت نخند، اووووووووووووق!
رایس: چی گفتی؟ من نفهمیدم! مثل این که حالت خیلی خوش نیست.
ایادی: نه چیزی نیست. فقط میشه من پشتم را به شما بکنم و باهاتون مصاحبه کنم. البته گل پشت و رو نداره ولی خب...
رایس: جالبه فکر نمیکردم ابهت و زیبایی من شما را هم تحت تاثیر قرار بده. تا حالا خبرنگارهای زیادی با من مصاحبه کردند و همگی هم از من همین درخواست را داشتهاند ولی من فکر میکردم تو واقعا خبرنگار خبرهای هستی و میتوانی تحت تاثیر جذبه حضور من واقع نشی.
ایادی: همینه! همین اعتماد به نفسات که تو رو به اینجا رسانده آبجی. واقعیتاش یک خبرنگار هرچقدر هم که خبره و حرفهای باشه باز هم آدمه و نمیتونه نسبت به یک چیزهایی از خودش واکنش نشان نده. مخصوصا زشتی و بیریختی و اووووووووووووووق!
رایس: زشتی و بیریختی چی هست؟ درست معنیاش کن!
ایادی: معنیاش همان جذبه حضور و ابهت و این جور چیزها میشه! اون خبرنگارهای بدبخت هم مثل من بالاخره آدم بودند دیگه! دست خودشان نبوده. بعد هم در مورد حیوانات قطبی و این که ما ایرانیها تقصیرها را گردن شما میاندازیم باید بگویم که اولا ما ایرانیها اتفاقا مردم مسوولیتپذیری هستیم و چون خیلی مسوولیتپذیریم برایمان مهم است که باعث و بانی اتفاقاتی را که اطرافمان میافتد، پیدا کنیم. این یک؛ دوما این که مادر جان، یخهای قطبی را که ما «ها» نکردهایم آب شوند، گازهای گلخانهای کشور شما و باقی کشورهای صنعتی به این روزشان انداختهاند. چون شما که طبق معمول خودتان را از هفت دولت آزاد میدانید و نه به قانون کیوتو میپیوندید نه باقی تفاهمنامههای محیط زیستی را امضا میکنید.
رایس: این یک بحث قدیمی است و من بارها برای رسانهها دربارهاش توضیح دادهام. از نظر ما، آمریکا هیچ نقشی در گرمتر شدن زمین ندارد!
ایادی: آره، اصولا شما هیچ نقشی در هیچ خرابی و ویرانی ندارید. همهاش تقصیر کشورهای آسیایی بخصوص خاورمیانه است.
رایس: آفرین اصلا فکر نمیکردم این قدر باهوش باشی. بیخود نیست که آوازهات همه جا پیچیده. ممنونم که این بار واقعا واضح حرفت را زدی.
ایادی: حرفم از جنس همان نیش و کنایههایی بود که خوراک ما ایرانیهاست!
رایس: ای بابا! خب چرا این جوری حرف میزنید. وقتی میشود راحت یک حرفی را زد، شما چرا این قدر میپیچانیدش؟
ایادی: دست خودمان نیست. فکر میکنیم آی کیوی همه، به اندازه آی کیوی خودمان است. بله! شما درست میگویید.
رایس (میخندد): ممنونم!
ایادی: ای هواااااااار! خانوم جون مادرت نخند. عجب گیری افتادیمها! اوووووووووووووق!
رایس با خنده: تو انگار واقعا حالت خوش نیستها!
ایادی: به جان خودم اگر یک بار دیگر لبخند بزنی، زنگ میزنم 110!
رایس با لبخند: واسه چی؟
ایادی: اوووووووووق! الو 110؟ آقا جون مادرت بیا به دادم برس. اووووووووق! چی؟... چی گفتی؟... اورژانس؟ اوووووووووق! شمارهاش چنده؟ الو... اورژانس..... اوووووووق!....
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....