در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دستنوشته تریستان گارسیا (نویسنده جوان فرانسوی که رمانش با عنوان «بهترین بخش انسانها» در گالیمار چاپ و نامزد اغلب جوایز ادبی سال 2008 شد) چطور به دست شما رسید؟
از طریق پست.
شخص ناشناسی کتابی را با پست میفرستد و گالیمار آن را چاپ و منتشر میکند: فکر نمیکنم کسی حرف شما را باور کند.
بارها و در جاهای مختلفی گفتهام که نخستین رمانهای نویسندگان که ما چاپ میکنیم، جملگی از طریق پست به دست ما میرسد. فقط یک استثنا وجود داشت و آن هم زنان خیرخواه بود. امیدوارم همه این گفته مرا بخوانند و دستنوشته رمانهای خود را برای ما بفرستند و مطمئن باشند ما با دقت تمام آنها را خواهیم خواند!
شما حدود 17 سال است که در گالیمار دفتری دارید و مشغول فعالیت هستید. طی این سالها تغییراتی هم در این انتشارات مشاهده کردهاید؟
آنچه بیش از همه تحول یافته، دستنوشتههاست. مؤلفانی که آثار خود را برای گالیمار میفرستند، به طور سنتی باNRF پیوند خوردهاند و سبک آن نشریه را پی میگیرند یعنی مؤلفههای خاصی در آثارشان دیده میشود، از جمله شدت داشتن صبغه ادبی، تکلف و پیچیدگی و ابهام. نویسندگان جوان امروز خود را از بند چنین تعلقاتی رها کردهاند.امروزه دیگر وقت چندانی صرف آماده سازی دستنوشتهها نمیشود و بسرعت از مرحله دستنوشته تایپشده نویسنده به مرحله چاپ میرسیم. البته هنوز ناشرانی هستند مثل مینوی که این کار را با دقت و وسواس مانند گذشته انجام میدهند.
برخی علاقهمندند به بازار نشر شوکی لحظهای وارد کنند؛ مثل ناشر جوانی که کتابی از مادر یک نویسنده در نقد فرزندش منتشر کرد یا ناشران دیگری که آثار مستهجن تولید میکنند. شما کار آنان را تأیید میکنید؟
ما البته هرگز چنین کارهایی نمیکنیم. ناشری که عاشق ادبیات است بر اساس ذوق و سلیقه و علاقه خود قضاوت میکند و هیچ کاری به تأثیر رسانهای کتاب ندارد. من بخوبی میدانم که در سر کسانی که چنین چیزهایی منتشر میکنند، چه میگذرد. ماجرا نیز تنها مربوط به امسال نیست، همواره چنین کسانی بودهاند که نگاه مشابهی به کار نشر داشتهاند. آنها مثل کف روی آب مدتی در سپهر رسانهای پدیدار میشوند و بعد خیلی زود از بین میروند و درباره این آثار جنجالی یا وقیح هم دیدید که اگرچه جدال رسانهای داغی گرداگرد آنها درگرفت، در نهایت نتایج تجاری آن طور که ناشران فوق پیشبینی کرده بودند، حاصل نشد.
نظر خود شما درباره چنین اقداماتی چیست؟
به نظر من کار این افراد دلسردکننده است، ولی چارهای نیست، این اقدامات نتیجه پیروزی تلویزیون است که امروزه مثل یک ایدئولوژی عمل میکند و چنان قدرتی دارد که میتواند به اذهان مردم شکل و جهت بدهد. ما امروزه از صدقه سر این تلویزیونها فیلسوفانی را مشاهده میکنیم که هرگز چیزی درباره فلسفه ننوشتهاند و نویسندگانی میبینیم که بلد نیستند یک سطر بنویسند. امروزه موفقیت یک نویسنده را با فروش کتابهایش اندازه میگیرند و از آن بدتر مقام و ارزش او را با اندازه عکس او در روزنامهها و نشریات میسنجند. چنین نویسندگان رسانهپرستی فهمیدهاند که اهمیت نویسنده به نوشتن نیست، بلکه به اشغال صحنه است. امروزه همه جا شکوهی دروغین میبینیم: اگر مولیر در دوران ما زنده بود چیزهای زیادی برای نوشتن داشت!
منبع: نوول ابسرواتور، 2 اکتبر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: