حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس شوکت گفت: 20 سال است که با فرحناز زن سارق آشنایی دارم. چند سال قبل وی از شوهرش جدا شده و هفتهای یک بار به ملاقاتم میآمد.
دوستی ما دو نفر ادامه داشت تا اینکه هفته گذشته فرحناز به منزلم آمد و گفت: برادرم همراه 3 نفر از دوستانش برای کاری به تهران آمده است و اطلاعی از جدایی من از شوهرم و بیخانمانیام ندارد. برای چند ساعت منزل شخصیات را در اختیار من قرار بده تا در مقابل برادرم و دوستانش وانمود کنم که صاحب منزلی هستم تا آبروی خانوادگیمان حفظ شود.
صاحبخانه دروغین سارق از آب درآمد
شاکی ادامه داد: به دنبال خواسته دوست قدیمیام فرحناز قبول کردم او را کمک کنم.
به این ترتیب شب حادثه، وقتی فرزندانم به ملاقات پدرشان رفتند، فرحناز همراه 3 مرد جوان وارد منزلم شد و وانمود کرد که من مهمان وی هستم.
من هم برای اینکه دروغ وی را واقعی جلوه دهم، گفتم که از روز گذشته مهمان وی بودهام و بزودی به منزلم میروم.
اما دقایقی بعد برادر فرحناز به سمت من آمد و مرا با چاقو تهدید کرد تا پول، طلا و اشیای قیمتیام را در اختیارش قرار دهم و در غیر این صورت جانم را میگیرد.
خیلی التماس کردم، اما فایدهای نداشت. در این میان فرحناز مدام بیان میکرد که حرفهای برادرش کاملا جدی است و باید هر چیزی را که میخواهد به وی تحویل دهم.
پس از شنیدن گفتههای فرحناز، داد و فریاد راه انداختم که ناگهان 3 مرد سارق با زور و تهدید چاقو و قمه، سوئیچ خودروی پرایدم را از من گرفتند و به همراه فرحناز از منزلم متواری شدند.
به دنبال شکایت این زن، پرونده به اداره آگاهی تهران ارسال شد تا چهرهنگاری رایانهای از سارقان صورت گیرد و جستجو برای یافتن آنها آغاز شود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....