حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وقتی داخل خودروی آنها را نگاه کردم، متوجه شدم لباس پلیس پوشیدهاند و به گمان اینکه مامور انتظامی هستند، از خودرو پیاده شدیم و آنها گفتند: به ما گزارش شده که شما مرتکب خلاف شدهاید و تحت تعقیب پلیس قرار دارید.
ردپای ماموران قلابی در سرقت
شاکی ادامه داد: وقتی به آنها اعتراض کردم، 2 مرد جوان اقدام به بازرسی بدنی از ما کردند و با اسپری بیهوشکننده به ما حملهور شدند. چند ساعت بعد هم وقتی به هوش آمدیم، متوجه شدیم، شمشهای طلا به سرقت رفته و آن دو مامور قلابی بودهاند.
فرار مرموز کارگر طلافروشی پس از سرقت
به دنبال شکایت این مرد و تحقیق از راننده آژانس به عنوان تنها شاهد حادثه، چهرهنگاری رایانهای از سارقان صورت گرفت و جستجو برای یافتن آنها آغاز شد تا اینکه ماموران اداره آگاهی رباطکریم در ادامه تحقیقات پی بردند، بصیر شاگرد مغازه مرد طلافروش پس از این سرقت ناپدید شده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، بصیر تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و 2 روز قبل در یکی از محلههای رباط کریم شناسایی و دستگیر شد.
پس از انتقال بصیر مظنون به سرقت به مرکز پلیس، وی مورد بازجویی قرار گرفت و دچار تناقضگوییهای متعدد شد و عاقبت راز سرقت شمشهای طلا را فاش کرد.
اعتراف به همدستی با ماموران قلابی
بصیر مرد سارق در اظهاراتش به پلیس گفت: چند روز قبل از حادثه متوجه شدم که صاحب طلافروشی اقدام به خرید شمش طلا کرده و با یک خودروی آژانس، قصد آوردن شمشها را دارد، من هم تصمیم گرفتم، شمشها را که 4 کیلو و 500 گرم بود سرقت کنم.
بنابراین، نقشه سرقت را با 2 تن از دوستانم در میان گذاشتم که قبول کردند. بعد مشخصات مرد طلافروش و خودروی مورد نظر را در اختیار همدستانم به نامهای محمد و قربانعلی قرار دادم و قرار شد، آنها تحت پوشش مامور قلابی از او سرقت کنند.
مرد سارق ادامه داد: روز حادثه، دوستانم، خودروی حامل شمشهای طلا را تعقیب و اقدام به سرقت آنها کردند و شمشها را هم در منزلی در سلطانآباد رباط کریم پنهان کردیم.
بنا بر این گزارش، به دنبال اظهارات مرد سارق، ماموران به مخفیگاه وی اعزام شدند و شمشهای طلای مسروقه را کشف و ضبط کردند. مرد سارق با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی برای دستگیری 2 همدست فراری وی و کشف بقیه شمشها ادامه دارد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....