رادیو انگلیسی زبان معاونت برون مرزی سازمان صداو سیما با ریچارد فریمن ، مشاور اقتصادی لیندون لاروش ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری امریکا و نویسنده و ویراستار مجله هفتگی مرور اطلاعات اجرایی در ایالت ویرجینیای امریکا در خصوص استعفای وزیر خزانه داری امریکا
کد خبر: ۱۹۴۶۱
و همچنین مشاور اقتصادی کاخ سفید مصاحبه ای ترتیب داده که مشروح آن را در زیر می خوانید.
دلایل استعفای پل اونیل و لورنس لیندسی ، وزیر خزانه داری امریکا و مشاور اقتصادی کاخ سفید چیست؛ آیا آنها تحت فشار کاخ سفید مجبور به استعفا شدند یا این که به میل خودشان از این سمتها کناره گیری کردند؛ به نظر می رسد آنها تحت فشار کاخ سفید مجبور شدند استعفا کنند. مهمترین دلیلش این است که سیاست اقتصادی بوش دچار مشکلاتی شده است . مدارک زیادی وجود دارد که نشان می دهد سیاست های اقتصادی بوش بشدت شکست خورده است . بنابراین به اونیل و لیندسی گفته شد از سمت خود کناره گیری کنند. اما نکته اساسی این است که نه تنها بوش ، بلکه دمکرات ها نیز برای بهبود وضع ، برنامه منسجم اقتصادی ارائه نکرده اند. نرخ بیکاری همچنان افزایش می یابد. کاهش بودجه فدرال و ایالت های مختلف امریکا همچنان ادامه دارد. آیا بین جورج دبلیو بوش و مشاوران اقتصادی وی اختلاف نظر وجود داشت؛ بله اونیل پیش از این که عهده دار سمت وزارت خزانه داری شود ، مدیر اجرایی یک کارخانه تولید آلومینیوم بود. وی از همان زمان با نظریه بوش برای کاهش مالیات مخالف بوده است . وی معتقد است کاهش مالیات ها نمی تواند اوضاع وخیم اقتصادی را بهبود بخشد. علاوه بر آن ، آنها بر سر سیاست هایی مانند نحوه برخورد با کاهش بودجه و کمک به کشورهای خارجی بویژه امریکای لاتین اختلاف نظر داشتند. آیا امریکا برای واردشدن در جنگ احتمالی علیه عراق با مشکل مالی روبه رو نخواهد شد؛ سال مالی امریکا از اول اکتبر تاپایان سپتامبر سال بعد محاسبه می شود. در سال مالی 2002، دولت با کاهش شدید بودجه معادل
3/307 میلیارد دلاری روبه رو بود و این برای دومین بار در تاریخ امریکاست که میزان بودجه تا این حد کاهش یافته است. در سال مالی 2003 که از ابتدای اکتبر امسال آغاز شد، این رقم افزایش و به رقمی معادل 400تا 500میلیارد دلار رسیده که این رقم به هیچ وجه سابقه نداشته است . از 50ایالت امریکا، حدودا 40ایالت باکاهش بودجه مواجه اند. ایالت کالیفرنیا که بزرگترین ایالت امریکاست ، 24میلیارد دلار کاهش بودجه داشت و جمعه هفته گذشته فرماندار کالیفرنیا «گری دیویس» اعلام کرد که مجبور است
2/10میلیارد دلار از بودجه بخشهای مختلف از جمله بیمه و آموزش و زیرساختارهای اقتصادی بکاهد تا بتواند توازن اقتصادی را به حالت اولیه برگرداند. کاهش بودجه هم در سطح فدرال و هم در سطح ایالت مشاهده می شود و برگردان آن به حالت اولیه بسیار مشکل خواهد بود. آمار بیکاری در امریکا در روزهای اخیر افزایش یافت . نرخ بیکاری در امریکا هم اکنون چه میزان است؛ در روزهای اخیر نرخ بیکاری از 7/5 درصد به 6درصد افزایش یافت . در ماه نوامبر 290هزار نفر به تعداد بیکاران در امریکا اضافه شد. البته این آمار رسمی است که دولت ارائه می کند. ولی تحقیقات گسترده موسسه ما، نشان می دهد آمار ارائه شده دولتی درست نیست . نرخ واقعی بیکاری در امریکا 12درصد است . یعنی 2برابر آماری که دولت اعلام کرده است و حدودا 14میلیون نفر در امریکا بیکار هستند. هر قدر بیکاری بیشتر می شود، میزان مالیات دریافتی از مردم کاهش می یابد و به این ترتیب درآمد دولت کمتر می شود. آیا هدف بوش از پذیرش استعفای اونیل و لیندسی یا بهتر بگوییم تحت فشار قراردادن آنها برای استعفا این نبود که تقصیر را به گردن تیم اقتصادی مسوول بحران اقتصادی ، کاهش بودجه ، بیکاری و غیره بیندازد؛ واقعا چه کسی را باید سرزنش کرد؛ خود بوش تا چه اندازه مسوول این بحران است؛ مساله رکود اقتصادی خیلی گسترده است و با استعفای اونیل ولیندسی و روی کارآمدن 2نفر جدید، حل نخواهد شد. نه تنها 2نفری که استعفا کردند، بلکه خود بوش هم لیاقت اداره سیاست های اقتصادی را ندارد. سیاست های وی باعث فروپاشی سیستم مالی دنیا خواهد شد. بوش بسیار تحت تاثیر وال استریت ، بازار بورس امریکا و سرمایه گذاران لندن است . در سال گذشته 2/12 درصد از وامهای اعطائ شده بانکهای امریکایی ، در بازپرداخت با مشکل مواجه شد و گیرندگان وام ، آن را بازپس ندادند. آنها یا ورشکست شده اند یا در حال ورشکستگی هستند. هم اکنون 3کشور قدرتمند اقتصادی جهان یعنی امریکا، ژاپن و آلمان با مشکلات عدیده اقتصادی روبه رو هستند. این 3کشور که بین 40تا 60درصد سرمایه های بانکی را در اختیار دارند، با مشکلات خود می توانند اقتصاد جهان را با خطر روبه رو کنند. امریکا باید روابط اقتصادی خود را با کشورهایی که دارای طرح های زیرساختاری هستند، مانند ایران و کشورهای آسیایی تقویت کند. اگر بوش در این مسیر حرکت نکند، دولت وی به طور کلی ورشکسته خواهد شد. بنابراین این خود بوش است که به خاطر بحران اقتصادی امریکا باید سرزنش شود. به نظر می رسد تغییراتی که در کابینه اقتصادی به وجود می آید ، بیشتر جنبه شخصی دارد و از سیاست های کنونی بوش مبنی بر کاهش مالیات ، نظارت کمتر و تجارت بیشتر، نتایج جدیدی حاصل نمی شود. آیا به نظر شما پس از خروج اونیل و لیندسی و ورود تیم اقتصادی جدید ، بوش دستورالعمل های پیشین خود را تغییر خواهد داد؛ آنها با مساله مالیات مشکل خواهند داشت ، زیرا بوش همچنان بر کاهش مالیات پافشاری می کند. سیاست های بوش برای کاهش مالیات به نفع ثروتمندان است . همچنین از حقوق افراد مالیات زیادی کم می شود و طبقه فقیر و یا متوسط جامعه که ثروت چندانی در دست ندارند و نمی توانند خرید و فروش کنند ، از کاهش مالیات چیزی عاید آنها نمی شود. ولی ثروتمندانی که بوش به فکر آنهاست و معاملات بسیار کلانی را انجام می دهند، با کاهش مالیات موافق هستند و پس از اجرای آن نیز بسیار خوشحال خواهند شد. بنابراین بوش برای جلب حمایت سرمایه داران که در انتخابات کمک زیادی به او کرده اند ، سیاست کاهش مالیات را همچنان در پیش خواهد گرفت . سیاست خارج کردن بخشهای مختلف تولیدی و یا اقتصادی از نظارت دولت نیز نه تنها اثرات مخربی داشت ، بلکه هیچ تاثیر مثبتی بر اقتصاد نگذاشت و باعث سوئاستفاده ثروتمندان و بیکارشدن عده زیادی از مردم امریکا شد. بوش باید از این سیاست دست بردارد و اعتبار خود را در خارج و داخل امریکا بهبود بخشد. ولی چنین به نظر نمی رسد که بوش بخواهد سیاست های خود را در قبال کاهش مالیات ، نظارت کمتر و تجارت بیشتر تغییر دهد و افراد جدید نیز اگر در این موارد اختلاف نظری داشته باشند ، با مشکلاتی روبه رو خواهند شد. آیا می توان اوضاع اقتصادی کنونی امریکا را با دوران دولت بوش پدر مقایسه کرد؛ برخی از افرادی که در امور اقتصادی در دولت کنونی فعال هستند ، در دولت بوش پدر نیز حضور داشتند، بوش پدر نیز که در سالهای 1988 تا 1993 رئیس جمهوری امریکا بود، مانند پسرش از مسائل اقتصادی درکی صحیح نداشت . وزیر خزانه داری او نیکلاس بریدی تلاش کرد بحران های اقتصادی آن دوره را حل کند، ولی بسیار ضعیف عمل می کرد. بنابراین اقتصاد امریکا در دوران بوش پدر نیز با مشکلات بسیاری روبه رو بود. بوش پدر نیز همواره تلاش می کرد مشکلات مالی و کمبود بودجه را امری عادی نشان دهد و سیاست های خود را موجه جلوه کند. سیاست های اقتصادی هردودولت ناکارآمد بوده است . بوش پسر با بحرانی شدید روبه روست که در 500سال اخیر بی سابقه بوده است .