به بهانه انتشار کتاب «مثلا برادرم» اثر اووه تیم‌

همه‌چیز از یک دفترچه خاطرات شروع شد

چندی است کتاب «مثلا برادرم» با ترجمه دکتر محمود حسینی‌زاد، مترجم ادبیات آلمانی به فارسی راهی بازار شده است. نویسنده این رمان اووه تیم نام دارد؛ نویسنده‌ای که پیش از این در کشورما چندان شناخته شده نبود. پس از انتشار این کتاب که در بهار 87 به مخاطبان ارائه شد، توجه علاقه‌مندان به داستان بار دیگر به ادبیات نوین آلمان معطوف شد و خبرها و اظهارنظرهای فراوانی در فضای مجازی و مکتوب درخصوص ادبیات آلمان پس از نویسندگان نسل جنگ و نویسندگان جریان‌سازی نظیر‌هاینریش بل منتشر شد. به منظور آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان با نویسنده این اثر نگاهی کوتاه خواهیم داشت بر زندگی و آثار این نویسنده سرشناس آلمان که در پی می‌آید.
کد خبر: ۱۹۴۲۴۲

«12 ساله بودم که شروع به نوشتن یک رمان کردم، اما این رمان توسط یک معلم آلمانی بسیار نامهربان ناتمام ماند»، این جملات بخشی از سخنان اووه تیم نویسنده کتاب «مثلا برادرم» است که هنگام یادآوری خاطرات گذشته خود در یک مصاحبه به زبان آورده است.

با این حال وی در شرح زندگی گذشته خویش کمتر اشاره‌ای به موضوع نویسندگی خود می‌کند، شاید به این دلیل که اولین رمان وی پس از سپری شدن بیش از 20 سال از نخستین تلاش‌هایش دردوران تحصیل منتشر شد.

 رهایی از شبح مثلا برادرم‌

داستان‌هایی که درونمایه آنها حول محور اشیا می‌گردد، نظیر رمان «شنل» گوگول  از این حیث  جذاب و حساسیت برانگیز است که خواننده از همان آغاز می‌تواند پیش‌بینی کند که داستان پیش روی وی، از طریق  نمادها با خود نویسنده و یا شخصیت وی ارتباط خواهد داشت.

چنین درونمایه خاصی تاکنون دوبار در آثار اووه تیم پدیدار شده است یک‌بار در «کشف سوسیس سرخ شده» (1993) و یک‌بار در کتاب «مثلا برادرم» (2003).

«کشف سوسیس سرخ شده» که اووه تیم در آن سوسیس را به یک نماد ادبی تبدیل کرده است حاکی از برخی ابعاد شخصیتی این نویسنده در قید حیات است، بویژه که در مصاحبه‌های اخیرش از علاقه‌مندی وافر خود به غذاهای سرخ شده، اسفناج و حریره سیب‌زمینی سخن گفته است!

 در کتاب «مثلا برادرم» تصویر یک پرده مشتعل در باد که از دوران کودکی تیم در جریان بمباران خانه پدری‌اش در‌هامبورگ در ذهن وی نقش بسته، درونمایه اصلی این داستان شده است.

 این پرده مشتعل چنان تاثیر مرموزی بر ذهن تیم بر جای می‌گذارد که وی همواره تصور می‌کند آنچه دیده  تنها شعله‌های رقصان آتش در هوا بوده است  و نه پرده‌ای که آتش گرفته و می‌سوزد.

به گفته کارشناسان آنچه در تصویر به اصطلاح «هوای مشتعل» اووه تیم را تا به امروز این چنین متاثر کرده، تخیل محض اوست؛ اما این‌که چگونه این تخیل در ذهن این کودک با شخصیتی گره می‌خورد که سراسر زندگی وی را سرشار از وحشت و ترس  می‌کند جای پرسش و تامل دارد.

 این شخصیت  حاضر اما نامریی، در حقیقت «کارل ‌هاینتس تیم» برادر بزرگتر اووه تیم است که در جنگ جهانی دوم زمانی‌که اووه تیم 3 ساله بود کشته شد و به غیر از یک مشت نامه و یک دفترچه خاطرات سرسری نوشته شده هیچ ماترک دیگری از وی باقی نماند.

با این حال روح کارل‌ هاینتس در طول سال‌ها و در تمامی‌ لحظات در کنار اعضای خانواده حاضر ماند. روح این برادر مرده حتی در اندیشه‌های اووه تیم درباره خودش نیز راه یافته است به طوری‌که همواره این پرسش را در گوش اووه تیم طنین‌انداز می‌کند که آیا او با برادرش فرق می‌کند؟

شدت نفوذ و حضور کارل بر خانواده و بویژه بر زندگی اووه تیم تا به حدی است که وی تازه پس از گذشت 60 سال یعنی در سال 2003 جرات آن را پیدا کرده است که خود را برای همیشه از سایه  این برادر نجات دهد.

ورود ممنوع وحشت‌

اووه تیم در طول حیات خویش بارها دفترچه خاطرات برادر را در دست گرفته و هر بار نیمه تمام آن‌را به کناری نهاده است.

وی به گفته خود وقتی به بخش‌هایی از دفترچه خاطرات که درباره کشتن اسرای جنگی توسط نظامیان است می‌رسید، دیگر جرات ادامه دادن نداشته است. اووه تیم دلیل این مساله را وحشت وی از کشف اعمال خشن و تنفرآمیز از سوی برادری می‌داند که توسط خانواده‌اش به شخصیتی آرمانی تبدیل شده است: «... پسری که هرگز دروغ نمی‌گفت، گریه نمی‌کرد و همیشه شجاع و مطیع بود». اما زمانی‌که اووه تیم تصمیم می‌گیرد با استفاده از نامه‌ها و نیز محتویات دفترچه خاطرات داستان زندگی  برادرش را به نگارش درآورد، ابهت و محبوبیت کارل‌ هاینتس به یکباره شکسته می‌شود.

اووه تیم طی سال‌ها جمع‌آوری واقعیات موجود از لابه‌لای نوشته‌های این دفترچه خاطرات، از یک سو بر نقش کلیدی پدر و مادر خود بر سرنوشت کارل و از سوی دیگر  بر آثار تعیین‌کننده مرگ کارل بر زندگی والدین و بویژه بر احساسات خویش واقف می‌شود، هرچند که تصمیم نهایی عضویت در نیروی مسلح اس اس توسط خود کارل گرفته شده، اما شرایط حضور وی در جبهه توسط والدینش فراهم شده بود. اووه تیم قصد ندارد تصمیم برادر خود را مبنی بر حضور در جبهه به عنوان یک حقیقت اخلاقی نفی کند، چرا که معتقد است کارل نیز می‌توانست به مانند همسالان خود اهداف دیگری را در زندگی‌اش برگزیند.

اووه تیم می‌کوشد این حقیقت را با واقعیات دیگری توام سازد؛ با رفتارهای حسادت برانگیز والدینش که همواره کارل را الگویی برای اووه تیم می‌دانستند یا با محبت‌های اغراق‌آمیز مادرش که نمی‌توانست مرگ کارل را فراموش کند یا حتی با موضوع نوکیسگی پدرش که احساس عزت نفس خود را آنچنان با تصویر یک تاجر موفق جهانی گره زده بود که با  نخستین ورشکستگی  درپی وقوع معجزه اقتصادی در آلمان   به یکباره از پا در آمد.

 بر این اساس وقتی به عقیده کارشناسان به سطوح روایی این داستان می‌نگریم، با قصه یک خانواده‌ هامبورگی در سال‌های جنگ و پس از آن روبه‌رو می‌شویم؛ قصه‌ای که در چارچوب اپیزودها، رفلکس‌ها، نقل قول‌ها و تجربیات داستانی در قالب جملات قصار شکل گرفته است. در حقیقت اووه تیم در خود نگاشت مثلا برادرم علاوه بر طرح این پرسش ابهام‌آمیز که چه چیز برادر 18 ساله وی را به عضویت در نیروی مسلح اس اس واداشته است به تحلیل و وارسی زندگی والدینش می‌پردازد. تیم معتقد است پدر و مادر وی هر دو جزو نسلی هستند که در مقابل واقعیات جنگ سکوت کرده‌اند.

مادر اووه تیم در مقابل پرسش‌های مکرر اووه مبنی بر علت حضور کارل در جبهه چنین می‌گوید: «او نمی‌خواست از زیربار مسوولیت شانه خالی کند». اووه تیم که خود را بر عکس برادرش فردی حساس و زود رنج می‌داند، می‌کوشد در صفحه به صفحه این دفترچه خاطرات، کارل را از نفوذ  وحشت و تخیلی که او را در بر گرفته است نجات دهد.

وی تحقق این مساله را در صورتی میسر می‌داند که بتواند زندگی کوتاه برادرش را با خود نگاشت خود همراه سازد. در آخرین یادداشت بدون تاریخ این دفترچه خاطرات، کارل چنین نوشته است: «این آخرین یادداشت من در این دفترچه خاطرات است زیرا معتقدم نوشتن درباره چیزهای مضحکی که هرازگاه در زندگی رخ می‌دهند، کار بس مضحک‌تری است.»

اووه تیم در این کتاب قصد ندارد برای حیرت و جلب توجه مردم یک سرباز نیروی اس اس را به همراه یک دفترچه خاطرات به روی صحنه بکشاند، بلکه او قصد دارد با این کتاب برادرش را در معماری جامعه قرن بیستم آلمان قرار داده و خود را نیز در کنار او جای دهد. اووه تیم هرگز خود را نقطه مقابل داستانی که روایت کرده است نمی‌داند، بلکه برعکس او خود را نیز یکی از شرکت‌کنندگان در این داستان می‌داند که به مانند یک تاریخ‌نگار متفکر محقق ظاهر شده است.

رمان یا گزارش‌

کارشناسان معتقدند شباهت موضع اووه تیم نسبت به جنگ با نویسندگان همسن خود نظیر یورگن بکر یا دیتر فورت را نمی‌توان تصادفی تلقی کرد. هر دوی این نویسندگان با وجود این که جنگ جهانی دوم را در دوران کودکی و نوجوانی خویش دیده و تجربه کرده‌اند، با این حال شیوه روایت آنها از جنگ همانند متولد شدگان پس از جنگ است. شاید به همین سبب باشد که هم اکنون اووه تیم  با وجود سن بالای خود در ردیف نویسندگان جدید آلمان جای دارد.

برخی منتقدان معتقدند کتاب «مثلا برادرم» را بسختی می‌توان یک اثر ادبی دانست؛ چرا که  بیشتر از آن که یک رمان یا داستان باشد، شبیه یک گزارش سرهم بندی شده درباره تجربیات یک انسان حساس متفکر در قالب یک سفر تحلیلی به گذشته خانواده‌اش است؛ چیزی که به وفور در میان داستان‌های خانوادگی دوران جنگ آلمان یافت می‌شود.

از سوی دیگر با این‌که اووه تیم آشکارا اذعان می‌کند از ارتش ناسیونال سوسیالیست انزجار دارد با این حال هرگز نه درباره برادر و نه پدرش قضاوتی نمی‌کند؛ بلکه حتی سعی در درک انگیزه آنها از پیوستن به ارتش را دارد. بر این اساس هرچند خواننده از آغاز جذب توصیفات گویا، صادقانه و جدی اووه تیم در این کتاب می‌گردد، اما آنچه در نهایت نصیبش می‌شود چیزی جز بهت و حیرت نیست.

کشف نویسنده از لابه‌لای دفترچه خاطرات

اووه تیم 30 مارس 1940 در شهر ‌هامبورگ آلمان دیده به جهان گشود. پس از گذراندن یک دوره آموزشی پوستین‌دوزی که حرفه اصلی پدرش محسوب می‌شد، در سال 1963 دیپلم گرفت پس از آن  در شهر‌های مونیخ و پاریس به تحصیل در رشته  زبان و ادبیات آلمانی و نیز فلسفه روی آورد و سرانجام در سال 1971 با دفاع از رساله دکتری خود درباره آلبر کامو فارغ التحصیل شد.

 نخستین اثر ادبی اووه تیم مجموعه شعر «اعتراض» نام دارد که در سال 1971 تحت تاثیر جنبش‌های دانشجویی شکل گرفت. درونمایه سیاسی این اثر را‌ تیم بارها در دیگر آثار خود نیز نظیر. «تابستان داغ» (1974)، فرار کربل (1980) و نیز رمان «قرمز» (2001) به کار گرفته است.

هر چند اووه تیم خود نیز یکی از فعالان انجمن دانشجویی سوسیالیست آلمان بوده،  اما در طی سال‌ها فعالیت، همواره تلاش می‌کرد از تحرکات دانشجویی و نیز پیروان چپگرای مکتب فاصله بگیرد.

اووه تیم بزرگ‌ترین موفقیت ادبی خویش را در آغاز سال‌های 90 با 2 اثر «خوک مسابقه رودی راسل» و داستان «کشف سوسیس سرخ شده» به دست آورد. خوک مسابقه رودی راسل که به صورت فیلم نیز درآمده است، در رده کتاب‌های کودکان جای دارد و «کشف سوسیس سرخ شده» منتشر شده در سال 93 نیز به 20 زبان دنیا ترجمه شده است.

آخرین و جنجالی‌ترین اثر اووه تیم که با تاثیرپذیری از حادثه‌ای در زندگی نوشته شده،‌ «مثلا برادرم» (2003)‌ است.
یکی از مهم‌ترین رویدادهای زندگی او که تاثیری شگفت بر زندگی او و خانواده‌اش گذاشت، مرگ برادرش در جریان جنگ جهانی دوم بود.

کارل‌ هاینتس تیم برادر اووه  در سال 1942 داوطلب اعزام به جبهه  و با 18 سال سن مهندس تانک در لشکر جمجمه نیروی مسلح اس اس شد.

علت نامگذاری این لشکر به جمجمه داشتن نشان جمجمه بر کلاه و یقه سربازان آن بود. کارل‌ هاینتس تیم در 16 اکتبر 1943 در یک بیمارستان نظامی ‌اوکراین در نتیجه یک جراحت شدید از ناحیه  دو پا از دنیا رفت. تنها چیزی که برای خانواده‌اش فرستاده شد، صندوق مقوایی کوچکی بود که در آن علاوه بر یک شانه و مسواک و تعدادی نام، یک دفترچه خاطرات وجود داشت که کارل‌ هاینتس آن‌را مخفیانه (نوشتن خاطرات برای سربازان نیروی اس اس ممنوع بود) نوشته بود؛ غافل از این‌که همین دفترچه، بعدها دستمایه نگارش کتابی درباره زندگی خود وی خواهد شد.

مترجم: زهرا صابری/ منبع: zeit.de

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها