شانس، عشق، تصادف‌

خانم فرانسواز 27 ساله که پس از شکست عشقی، مدت‌ها دچار افسردگی شده بود، با دزدیده شدن کیفش و سپس دستگیری دزد، شادمانی از دست رفته را بازیافت. ماجرا از این قرار است که فرانسواز به مدت 3 سال با آلن 25 ساله دانشجوی ترم پایانی فوق‌لیسانس روان‌شناسی دوست بود. آنها با هم در دانشگاه سوربن درس می‌خواندند.
کد خبر: ۱۸۷۷۰۰

 فرانسواز تئاتر می‌خواند؛ رشته‌ای که به باور فرانسواز نزدیکی بسیاری به روان‌شناسی داشت؛ چرا که شناخت شخصیت‌ها و شخصیت‌سازی در هر دو رشته مشترک بود. دوستی آن دو، آن‌قدر ادامه یافت تا جایی که برای خانواده هر دوی آنها، ازدواج فرانسواز و آلن قطعی به نظر می‌رسید، اما دست بر قضا ورود آلن به دوره دکترا و آشنایی او با خانم دکتر سیمون استادیار دانشگاه و استاد درس آلن، برنامه زندگی مشترک فرانسواز و آلن را در آینده تحت‌الشعاع قرار داد. آلن به طرز عجیبی پایبند دانش و اخلاق خانم دکتر سیمون که 6 سال از او بزرگتر بود شد، این شیفتگی بتدریج در رابطه فرانسواز و آلن تاثیر جدی به جای گذاشت، به نحوی که آینده زندگی مشترک آنها را تحت‌الشعاع قرار داد.

فرانسواز روز به روز افسرده‌تر شد، چرا که به نظر او مانع ازدواج او با آلن، دکتر سیمون بود؛ تا این که حادثه‌ای همه چیز را عوض کرد.

فرانسواز که بشدت افسرده شده بود، در یکی از روزهای هفته گذشته جلوی خانه‌اش، هنگامی که از تاکسی پیاده شد ناگهان یک موتورسوار سر رسید و کیف دستی او را ربود و این اتفاق درست هنگامی افتاد که اتومبیلی در حال حرکت متوجه ماجرا شد. اتومبیل‌سوار که شاهد ماجرا بود به تعقیب موتورسوار پرداخت و سرانجام موتورسوار به دام پلیس افتاد. حدس زدن درباره این سارق کیف، کمی دشوار است اما این گمان وقتی تعجب‌‌برانگیز خواهد بود که متوجه شویم موتورسوار کسی جز خانم دکتر سیمون نبوده است.

بازپرسی‌ها و تحقیقات بعدی پلیس نشان داد که او اصلیتی سوئدی دارد و خود مدت‌ها بیمار روانی بوده است. در این ماجرا دکتر سیمون کارش را از دست داد و آلن که اسیر افکار او شده بود، دوباره به سوی فرانسواز بازگشت. قرار است فرانسواز و آلن در پایان سال میلادی جاری با هم ازدواج کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها