نگاهی به زندگی و فعالیت‌های پت سیگر، بنیان‌گذار موسیقی اعتراض‌

مردی با رویاهای سرخ‌

آن روزهایی که مردان و زنانی با صورت‌های سیاهرنگ در مقابل کاخ سفید جمع می‌شدند و به سخنرانی‌های مارتین لوتر کینگ یا مالکوم ایکس گوش می‌دادند، ترانه‌ای را بعد از برنامه‌های خود می‌خواندند که «ما پیروز خواهیم» شد نام داشت و ترجیع‌بند آن، همین جمله بود.
کد خبر: ۱۸۷۳۸۵

 آنهایی که در سال‌های دهه 1960 در مقابل کاخ سفید، برای به دست آوردن حقوق اولیه خود تظاهرات می‌کردند، سیاهپوستان آمریکایی بودند، اما فردی که ترانه «ما پیروز خواهیم شد» را سرود و برای اولین بار اجرا کرد هیچ نشانی از سیاهی بر پوستش نداشت.

«پت سیگر» با آن ترانه به عنوان یکی از نمادهای مبارزه با تبعیض‌نژادی شناخته شد و چندین بار همان قطعه را در مناسبت‌های مختلف و برای آگاه‌کردن دولتمردان آمریکا از وضعیت مردم عادی این کشور اجرا کرد. با این حال سابقه فعالیت‌های او برای مبارزه با تبعض‌های اجتماعی به سال‌های پیش از آن بازمی‌گشت و حتی برای این موضوع محاکمه و به زندان محکوم شد. سیگر الگوی بسیاری از خوانندگانی است که در چند دهه اخیر به عنوان چهره‌های شاخص موسیقی اعتراض شناخته شدند. باب دیلن،‌ بروس اسپرینگستین، گروه اینتی الیمانی از شیلی و بسیاری دیگر از هنرمندانی که عقیده دارند از موسیقی می‌توان به عنوان وسیله‌ای برای آگاهی بخشیدن به مردم استفاده کرد از پیروان شیوه او محسوب می‌شوند. در واقع سیگر و وودی گاتری در راس جریانی  قرار دارند که ما آن را به عنوان موسیقی اعتراض می‌شناسیم.

پیتر سیگر که با نام «پت سیگر» شهرت دارد روز  سوم ماه می سال 1919 متولد شد. جالب است که زمان تولد او دقیقا 2 سال بعد از انقلاب اکتبر و 2‌‌روز بعد از سالگرد روز کارگر بود. شاید اگر کمی خرافاتی باشیم بتوانیم همین تاریخ‌ها را عامل گرایش او برای خواندن درباره کارگران و کشاورزان بدانیم، اما واقعیت این است که در گرایش‌های فکری و سیاسی او خانواده‌اش بیش از دیگران نقش داشتند. خانواده او که از روشنفکران سال‌های اول قرن بیستم بودند به رویکردهای چپگرایانه تمایل داشتند که بر پسرشان نیز بی‌تاثیر نبود. علاوه بر این، هم پدر و هم مادر او  به طور حرفه‌ای با موسیقی در تماس بودند. مادرش از نوازندگان معروف ویلن بود و پدرش دکترای اتنوموزیکولوژی داشت. تخصص پدر سیگر در دوران بلوغ هنری پسرش به او کمک بسیاری کرد چراکه در سال 1939 و در زمانی که پدرش به همراه آلن لومکس در حال سر و سامان دادن به آرشیو موسیقی فولک در کتابخانه کنگره بودند، پت سیگر هم از سفرهای ماجراجویانه خود در ایالت‌های مختلف آمریکا دست برداشته بود و در کنار آنها حضور داشت. همین جستجوها در میان آثار قدیمی موسیقی فولک او را که از قبل به جای گرایش به موسیقی مد روز به موسیقی فولک علاقه‌مند بود، بیش از گذشته به ترانه‌ها و قطعه‌هایی علاقه‌مند کرد که درباره زندگی مردم عادی جامعه و خوشی‌ها و حسرت‌های آنها خلق می‌شدند.

اما نکته جالب سرگذشت پت سیگر این است که او با وجود بزرگ شدن در خانواده‌ای موسیقیدان، در دوران کودکی و جوانی دوست نداشت به طور حرفه‌ای به دنیای موسیقی وارد شود. حرفه مورد علاقه او روزنامه‌نگاری بود؛ کاری که با آن بتواند آنچه در جامعه می‌گذرد را بازتاب دهد یا چاره‌ای برای آن پیدا کند. او حتی در زمان انتخاب رشته دانشگاهی نیز همچنان بر سر علاقه خود بود و به تحصیل روزنامه‌نگاری در دانشگاه هاروارد پرداخت. بعد از 2 سال وقتی از نزدیک با این رشته آشنا شد و فهمید در دانشگاه چیزهایی را که او به دنبال آنهاست نمی‌تواند یاد بگیرد از دانشگاه بیرون آمد و راهی جاده‌های بی‌پایان آمریکا شد.

پت سیگر و وودی گاتری در آن سال‌ها با هم روبه‌رو شدند و راهی را در پیش گرفتند که در سال‌های دهه 1960 میلادی به الگویی برای جوانان طغیانگر آمریکایی و اروپایی تبدیل شد. این 2‌‌هنرمند از شهری کوچک به شهری دیگر می‌رفتند و ساز می‌زدند. با وجود آن ‌که با این شیوه نمی‌توان پول چندانی به دست آورد، اما بنیانگذاران موسیقی اعتراض با همان پول روزگار می‌گذراندند و به راه خود ادامه می‌دادند.

سیگر در تمام سال‌های بحران اقتصادی آمریکا در دهه1930 همین کار را ادامه داد و سعی کرد با اجرای موسیقی برای کارگران و کشاورزان، چشم آنها را به روی حقایق زندگیشان باز کند. خاطره معروفی درباره ترانه‌های او وجود دارد که از زبان خودش بارها روایت شده. او می‌گوید روزی به یک استودیو رادیویی رفت تا برای آنهای قطعه‌ای را اجرا کند. تهیه‌کننده رادیو از او پرسید که می‌خواهد چه آهنگی را بخواند و او جواب داد یک قطعه به اسم «آشغال». تهیه‌کننده که از اسم آهنگ چندان خوشش نیامده بود از او خواست کار دیگری را اجرا کند و سیگر ترانه‌ دیگری را پیشنهاد کرد که «وصف مرگ» نام داشت، اما این هم برای رادیو چندان خوشایند نبود و به همین دلیل به قطعه سوم رسیدند و سیگر ترانه «اگر انقلاب به کشورم بیاید» را عنوان کرد. بالاخره تهیه‌کننده رادیو به تنگ آمد و گفت: «همان آشغال را بخوان».

سیگر با سابقه‌ای که در عرصه‌های سیاسی داشت و همیشه به عنوان خواننده‌ای مطرح بود که ترانه‌هایش را با اهداف سیاسی انتخاب و اجرا می‌کند در دوران مک کارتیسم با مشکلات بسیاری مواجه شد. در دوران ریاست جمهوری مک کارتی در ایالات متحده دادگاه‌هایی تشکیل شد که هنرمندان و چهره‌های شاخص جامعه را به جرم دارا بودن گرایش‌های چپگرایانه محاکمه می‌کردند. همین اتفاق موجب شد برخی از هنرمندان به اروپا کوچک کنند، اما برخی دیگر نیز دربرابر این دادگاه‌ها مقاومت کردند که سیگر یکی از آنها بود. دادگاه سیگر حکم به محکومیت او داد و او را به جرم داشتن گرایش‌ به جناح چپ به یک‌سال زندان محکوم کرد. با این حال مسوولان دولت آمریکا نتوانستند در برابر فشار افکار عمومی و حمایت آنها از این خواننده مقاومت کنند و محکومیت او لغو شد.

بعد از آن سال‌ها بود که جنبش برابری حقوق اجتماعی سیاهان و سفیدهای آمریکا شروع شد. در این جریان هم سیگر مشارکت فعال داشت و همان طور که گفته شد حتی یکی از ترانه‌های او به سمبل این حرکت اجتماعی تبدیل شد. در سال‌های دهه 1960 میلادی جنبش موسیقی اعتراض با به صحنه آمدن چهره‌هایی مانند باب دیلن و اسپرینگستین دوباره به اوج بازگشت. درباره ارتباط دیلن و سیگر ماجرای معروفی وجود دارد که خیلی‌ها آن را عامل اختلاف اصلی این دو هنرمند می‌دانند. در سال‌‌1965 و در جشنواره فولک نیوپورت باب دیلن برای اولین بار با گیتار الکتریکی روی صحنه رفت و به اجرای برنامه پرداخت. نتیجه تصمیم دیلن  این بود که تمام تماشاگران او را هو کردند. سیگر نیز در آن اجرا جای خود را ترک کرد و مشهور است که این کار او در اعتراض به دیلن بود. اما او 3 سال پیش در گفتگو با مجله «ساین اوت» تمام ماجراهای آن روز را تعریف کرد: «من نمی‌توانستم کلمات ترانه او را بفهمم. ترانه خیلی خوبی بود به نام «مزره مگی» که نمی‌شد آن را به طور کامل شنید. من به طرف فردی که مسوول صدا بود دویدم و فریاد زدم: «صدا را درست کن» اما او گفت این، همانی است که آنها خواسته‌اند. در آن لحظه گفتم: «لعنت به آنها اگر یک تبر داشتم تمام این کابل‌ها را قطع می‌کردم»، اما واقعیت این است که دیلن مرد گیتار الکتریک بود هرچند هنوز ترجیح می‌دهم آثار آکوستیک او را بشنوم، اما او کارهای الکتریک خیلی خوبی دارد».

چند نقل‌قول از پت سیگر:

 من می‌خواهم بگویم حتی از «گولدواتر» هم محافظه‌کارتر هستم. چون او فقط می‌خواست زمان را تا جایی به عقب برگرداند که هیچ خبری از مالیات بر درآمد نبود، اما من دوست دارم زمان را به جایی بازگردانم که انسان‌ها در دهکده‌های کوچکی زندگی می‌کردند و مراقب هم بودند.

 بعضی‌ها ممکن است ترانه‌های من را قطعه‌هایی سرگرم‌کننده بدانند و بعضی‌ها هم آنها را تحریک سرخ‌ها. چه کسی می‌تواند بگوید یکی از آنها یا هر دو آنها اشتباه است؟ من که نمی‌توانم.
 تکنولوژی می‌تواند ما را نجات دهد. البته اگر اول ما را از روی زمین محو نکند.

سیگر در دوران جنگ ویتنام‌

پت سیگر که از دوران جنگ جهانی دوم به مخالفت با نیروهای فاشیست در اروپا پرداخته بود و ترانه‌های متعددی درباره آنها داشت در زمان جنگ ویتنام نیز از مخالفان سرشناس این جنگ بود. مخالفت‌های او با سیاست‌های جنگ‌طلبانه «لیندن جانسن»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، تا جایی ادامه داشت که آلبومی را به نام «ترانه‌های خطرناک» در سال 1966 منتشر کرد. تمام قطعه‌های این اثر درباره جنگ بود و بسیاری از آنها در تظاهرات‌های ضدجنگ از سوی مردم خوانده می‌شد. در یکی از این ترانه‌ها، سیگر رئیس‌جمهور کشورش را به مردی تشبیه کرده بود که چون لوبیایی در گوشش فرورفته هیچ صدایی را نمی‌شنود و از مخالفت‌های مردم با جنگ ویتنام خبردار نمی‌شود.

حمله بعدی او به جنگ ویتنام در سال 1967 و با ترانه «تا گلو درگل» بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت. او در این ترانه داستانی از جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند. داستان درباره گروهی از سربازان است که فرماندهی دارند که سیگر او را در تمام ترانه «احمق بزرگ» خطاب می‌کند. این گروه در لویزیانا مشغول مانور است که گم می‌شود و «احمق بزرگ» در حالی که آنها کاملا گیر کرده‌اند مدام دستور پیشروی می‌دهد. سیگر در چند خط آخر ترانه مستقیما به شرایط روز آمریکا در آن زمان اشاره می‌کند و می‌گوید: «حالا هم وقتی به یاد آن روزها می‌افتم/ همان احساس قدیمی به من دست می‌دهد/ ما تا گلو در گل گیر کرده‌ایم/ و احمق بزرگ باز هم دستور می‌دهد به پیش». این ترانه در سال 1967 جنجال بسیاری برپا کرده بود چراکه همه معتقد بودند سیگر مستقیما به لیندن گفته است «احمق بزرگ». تاثیر این ترانه به اندازه‌ای بود که در همان سال قرار بود در در یکی از برنامه‌های زنده سیگر اجرا شود، اما با فشارهای که به برپاکنندگان برنامه وارد شد آنها مجبور شدند این ترانه را از فهرست خود حذف کنند.

پت سیگر در سال‌های اخیر به غیر از فعالیت در عرصه موسیقی به حوزه فرهنگ مکتوب هم وارد شده است و با انتشار کتابی برای کودکان توانست جایزه کتاب اشنایدر را به دست بیاورد. این کتاب مصور در سال 2007 منتشر شد و «موزیسین‌های ناشنوا» نام داشت. سیگر غیر از آن در حوزه موسیقی نیز جوایز بسیاری به دست آورده است که جایزه گرمی یک عمر فعالیت هنری در سال 1993، مدال ملی هنر در سال 1994، جایزه افتخاری موسسه کندی در سال 1994، مدال هنر دانشگاه هاروارد در سال 1996 و چندین جایزه گرمی در سال‌های مختلف ازجمله آنها هستند.

حمیده حسینی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها