در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جان مککین، کاندیدای جمهوریخواه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال 2008 در حالی به تبلیغات درخصوص اتحادیه دموکراسیها در جهان مشغول است که کشورهای آسیایی در حال تشکیل انجمنها و کانونهای مختص به خود میباشند حتی در برخی محافل حرف و حدیثهایی در خصوص ایجاد یک اتحادیه آسیایی هم تراز و هم سنگ با اتحادیهاروپایی به گوش میرسد و بسیاری از منتقدان به خصوص در آمریکا خواستار دست چین شدن این نهادها وسازمانها هستند.
آیا پیشرفتها و دستاوردهای اقتصادی در کشورهای روبه رشد میتواند دلیلی برای خلاص شدن از بانک جهانی تلقی شود؟ آیا یک شورای امنیت از هم گسیخته و دچار واگرایی حقیقتا فایدهای خواهد داشت؟
منتقدان اگر بر این باورند که سازمانها و نهادهای بینالمللی باید بیش از اکنون خود به مسائل و اوضاع جهانی تمرکز و اشراف داشته باشند حق با آنان است اما این تصور غلطی است که بتوان از آنها چشم پوشید.
به محض رهایی یافتن از یوغ شورای امنیت سازمان ملل و یا بانک جهانی شور و اشتیاق برای خلق نهادی مشابه آغاز خواهد شد اما با تعمق بیشتر به این نکته پی میبرید که شما به نهادی احتیاج دارید که تعداد 100 هزار نیروی حافظ صلح را اداره کرده و بر آن احاطه کامل داشته باشد و اساسا امکان پرداخت وام به کشورهایی که به سختی قادر به دسترسی به بازارهای سرمایه هستند، فراهم باشد.
انجمنهای بینالمللی گفتگو و نهادهای تعیین کننده استانداردهای جهانی همگی در جای خود باقی هستند و به جای اینکه در جهت از بین بردن آنها گام برداریم باید بر افزایش کارآمدی تاثیر آنها تمرکز کرد واین یعنی اینکه میزان تاثیر اقتصاد بر نظم جهان درک شود.
بیش از نیمی از رشد جهانی اکنون سهم کشورهای رو به رشد به لحاظ اقتصادی است. قویترین این کشورها لازم است که از حق و اختیار بیشتری در نهادها و سازمانهای بینالمللی برخوردار گردند البته مگر اینکه هند همچنان بخواهد از عضویت نداشتن در شورای امنیت راضی و خشنود باشد و چین هم از اینکه از حق رای کمتری نسبت به کشورهای بنلوکس در صندوق بینالمللی پول برخوردار است، ناراضی نباشد.
هر راه حلی لاجرم باید سه محدودیت و تنگنای موجود را پذیرفته باشد؛ نخست اینکه باید به خاطر داشت که نهادها و سازمان های بهتر مشکلات و مسائل لاینحل و غیر قابل کنترل را حل نخواهند کرد. یک گروه8 بزرگتر نمیتواند بحران تورم را به طور خودکار برطرف سازد.
بهتر شدن یک برنامه جهانی غذا نیز به حل معضل فقر نخواهد انجامید. ثانیا صرف نظر از اینکه قوانین و مقررات عضویت در این انجمنها و سازمان ها تا چه حد اصلاح شود همیشه یک فردی در جایی از جهان احساس خواهد کرد که در این نهادها جایی ندارد و یا به اصطلاح کنار گذاشته شده است.
سوم اینکه نمیتوان دوباره از اول شروع کرد. بنیانگذاران سازمان ملل در سال 1945 چون همه چیز در گذشته از بین رفته بود میتوانستند سابقه و پیشینه خوبی را از خود بر جای بگذارند ولی در عصر مدرن این امکان وجود ندارد و باید به پیشرفت آنچه در حال حاضر وجود دارد اهتمام ورزید لذا فرصت از نو ساختن وجود ندارد.
منبع: اکونومیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: