لویی پاستور زندگی بسیار جالبی داشته است. این دانشمند بزرگ که با کشف میکروب و چندین یافته پزشکی دیگر در تاریخ علوم پزشکی جهان شهرت یافته است، در خانواده یک گروهبان مستعفی به دنیا آمد که از نیروهای ناپلئون بناپارت شکست سختی خورده بود. لویی شاگرد چندان زرنگی نبود و جالب است که این خصیصه در بسیاری از دانشمندان معروف جهان وجود داشته است.
کد خبر: ۱۸۶۲۷۷
وی پس از به پایان بردن دوران ابتدایی و تکمیلی تحصیلات خود و در حالی که یک بار هم در امتحانات ورودی دانشسرای عالی فرانسه رد شده بود، در نهایت توانست در سال 1843 وارد این دانشسرا شود. تنها 5 سال بعد به عنوان استاد وارد دانشگاه استراسبورگ شد و در کمال حیرت دوستانش دختر رئیس دانشگاه را از وی خواستگاری کرد. ماری لوران، همسر پاستور، زندگی و دارایی خود را وقف همسرش کرد چون بشدت شیفته وی بود.
اما پاستور همیشه هم خوششانس نبود و درد و آلام او از تولد اولین فرزندش آغاز شد، چراکه هر سه فرزند نخست آنها که دختر بودند، تا پیش از رسیدن به سن جوانی میمیرند و تنها فرزند چهارم که آن هم دختر بود، زنده میماند.
جسد لویی پاستور را در مکانی واقع در زیرزمین انستیتو پاستور فرانسه دفن کردهاند، اما نکته جالبتر این است که لویی به هنگام جوانی جان پسربچهای را از مرگ نجات داده بود و حدود نیم قرن بعد زمانی که از او خواستند نگهبان مکانی باشد که به زور وارد آن شده بودند تا به جسد لویی دست پیدا کنند، مقاومت شدید از خود نشان داد و در نهایت به دست نیروهای متجاوز آلمانی کشته شد.
لویی از نادر دانشمندان تاریخ است که هنگام فعالیتهای تحقیقاتی خود دچار حادثه شد و همین حادثه موجب مرگ وی گشت. وی در حالی که درباره کرمهای ابریشم تحقیق میکرد، ناگهان دچار خونریزی مغزی شد که نتیجه آن فلج شدن قسمت چپ بدنش بود. بعد از آن تا حدودی بهبود یافت، اما با سکته مغزی دیگری کلا از پا افتاد. لویی در زمان مرگ یعنی سال 1895 کاملا فلج شده بود. میگویند او خیلی به تمیز بودن و پاکیزگی اهمیت میداد تا آنجا که دچار وسواس شده بود.