حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«هویت ملی» ما ایرانیان، عمدتا بر دو عنصر «ایرانیت» و «اسلامیت» (اسلام در قالب تشیع) استوار است، و روشن است که ضرورتی ندارد همه آحاد و افراد یک کشور، تماما (آن هم به طور کامل) این هویت جمعی را دارا باشند.
زیرا، به اصطلاح، حکم بر «غالب» است و هر قاعده عمومی، موارد استثنایی دارد و همین که «اکثریت چشمگیر» یک ملت، در هویتی واحد، همدیگر را بازیافتند، سمت و سو و رنگ وبوی زندگی «اقلیت» نیز (که در کنار بلکه در بطن آن اکثریت میزید) به نحو کلی و کلان تعیین میشود و بهرهها و تأثیرات مثبت آن هویت گذشته از اکثریت به صورتهای گوناگون، شامل اقلیت هم میشود. فیالمثل، هموطنان کلیمی ما به نحوی آشکار، «صهیونیسم» را محکوم میکنند، و این رویه که در کمتر جایی از دنیا مشاهده میشود، بیگمان ناشی از تأثیری است که کلیمیان ایران، از هموطنان مسلمان و شیعه ضد استعمار و ضد صهیونیسم خویش (که به «منطق عاشورا» مسلحند) پذیرفتهاند و پرتوی از هویت تابناک ایرانی اسلامی شیعی این ملت بزرگ بر اندیشه و عمل آنان است.
بازتاب منطق سرخ و شهادت طلبانه حسینیع را (که از اجزا‡ مهم و رئیسه «هویت ملی» ایرانیان است) حتی در اندیشه چریکهای مارکسیست زمان پهلوی، و تز آنان: «مبارزه مسلحانه؛ هم استراتزی، هم تاکتیک» نیز میتوان دید و سیاوش کسرایی (شاعر مشهور جناح چپ) در منظومه «آرش» خود، تصویری که از هنرنمایی این قهرمان باستانی ایران ارائه داده، دقیقا بازنمای نگاهی است که شیعیان در تحلیل قیام و شهادت سالار شهیدان حسین بن علیع دارند و مهم تر از همه آن که:زمانی که انقلاب اسلامی از افق آموزههای عاشورایی تشیع و تحت رهبری نایب امام عصر(عج) سر بر میزند، سایر اقلیتهای دینی و مذهبی نیز از برکات آن که ریشهکن شدن استبداد ستمشاهی است، طبعا بهرهمند میشوند.
اهمیت، هویت ملی، و تأثیر آن در سرشت و سرنوشت یک ملت، تا آنجا است که کارشناسان استعمار معتقدند برای به زانو درآوردن ملتها و انهدام قوه مقاومت آنان در برابر هجوم بیگانگان، باید در ارکان و اجزاء مقوم «ملیت» آنان، و مهمتر از همه، در بنیان باورها و عقاید حیات بخش و حرکت آفرین ایشان، خدشه کرد و هویت ملی را از سویههای مختلف، مورد حمله و آسیب قرار داد. و راز «تهاجم فرهنگی» به ملتهای مقاومی چون ملت بزرگ ایران دقیقا در همین امر نهفته است: تضعیف و نابودی فرهنگ زنده و پویای تشیع.
در مقابل دسیسه و ترفند کارشناسان استعمار، و به عنوان پادزهری علیه توطئه آنان، اندیشمندان فهیم و دلسوز کشورمان بر لزوم تقویت و پاسداری از مبانی «هویت ملی»، و اجزای سازنده و رئیسه «ملیت» این سرزمین، اصرار دارند و بویژه، معرفی و تبیین مستدل مبانی «تشیع» (به عنوان عامل پیوند «همدلی و همبستگی اجتماعی» و بنیان «قیام و مقاومت ملی» در برابر استبداد و استعمار) را وظیفهای خطیر، همیشگی و میهنی برای خود و دیگران میشمارند.
زندهیاد علامه حاج شیخ عبدالحسین امینی، از جمله این مصلحان دلسوز بود که ارج آیین علویع را در شناخت حقیقت اسلام، تقریب میان مسلمانان، و بالاخره تحکیم بنیان هویت ملی این مرز و بوم، بخوبی میشناخت و اثر جاویدانش: الغدیر، دستاورد عمری پژوهش و نگارش در این راه بود، که با استقبال و تقریظ دانشمندان مذاهب اسلامی و حتی مسیحیت روبرو شد.
خدمتگزاران شما در ایام، این بار برایتان «سفره ضیافتی» گستردهاند که با عنایت مولای متقیان (علیه السلام)، و ارادت پیرو صدیق آن حضرت (امینی)، معطر و منور شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....