حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دزد حاضر و بز حاضر:
بزک نمیر بهار میاد
کمبزه با خیار میاد
خلاصه الانه خوشبختانه سازمان میراث فرهنگی
بز آورده!.... از دو سه سال پیش، بحث بر سر وجود یک
جام سفالین منقوش و متعلق به شهر سوخته (مربوط به نسل سوخته دوران باستان) در جراید و رسانهها بالا گرفت که باعث شد تمام علاقهمندان به این بز تاریخی، دربهدر دنبال آن باشند. بزدوستان موردنظر، گشتند و گشتند تا بالاخره آن را در گوشهای از موزه ملی ایران پیدا کردند و ارشمیدسوار فریاد برآوردند که: یافتم... یافتیم...!
توضیح تاریخی: این جام سفالی که چو من عاشق زاری بوده است و ظاهرا در بند سر شاخ نگاری بوده است؛ چند فریم از چالش آرام میان درخت آسوریک را با بز نگارین نشان میدهد. در دوره باستان چون هنوز آبگوشت بزباش اختراع نشده بود، لذا از وجود بز برای پارهای گفتگوهای لازم استفاده میکردند.
متن این گفتگوی رد و بدل شده میان بز و درخت هم به خاطر رگههای طنزآمیزی که دارد، به عنوان یک اثر طنز کهن و باستانی مطرح است. طوری که از ظواهر امر پیداست، آخر سر هم بز مذکور در گفتگوی مستقیم و زنده با درخت آسوریک، بر او پیروز میشود و شاخهایش را به علامت پیروزی بالا میگیرد. زمینشناسان معتقدند که شاخ آفریقا، باقیمانده از همان دوران است. از نقاشیهای روی این جام صحنهدار به عنوان نخستین اثر کشف شده در زمینه پویانمایی (انیمیشن سابق) نام برده میشود که گویا این روزها مسوولان میراث فرهنگی، ترتیب فیلم شدن آن را هم دادند.
تشکر از مسوولان: به این وسیله مراتب سپاس و تشکر قلبی خود را به خاطر کشف بز شهر سوخته و معروف کردن آن در سطح جهانی و سهیم دانستن بز ما در خلق نخستین اثر پویانمایی تاریخ اعلام میداریم و خوشحالیم که دیگر عبارت معروف «بز آوردن» در فرهنگ انسانی، لزوما دارای بار منفی نیست.
ما اینها همه را مدیون بز شهر سوخته هستیم. چه شهر کاردرستی بوده است لاکردار. ما که باور کنید سوختهاش را هم خریداریم.
پارازیت بزمنشانه: ای پدر سوخته بز شهر سوخته!...
رضا رفیع
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....