در فرهنگ معین در زیر عنوان نمایش سیاهبازی آمده است: گونهای نمایش سنتی که معمولاً در آن شخصی دارای غلامی سیاهپوست و گیج و گول است که دست به کارهای خندهداری میزند.
سیاهبازی یکی از نمایشهای سنتی(Traditional shows) است که در آن از زبان سیاه که پرسوناژی خاص تلقی میشود با رویکردی انتقادی و طنزآمیز به هر موضوع اجتماعی، سیاسی، عاطفی و حتی تاریخی پرداخته میشود.
کد خبر: ۱۸۵۱۷۴
«سیاه» در نمایش سیاهبازی یا روحوضی، خودش به عنوان پرسوناژ تابع تعریف میشود؛ زیرا سیاه بودن او چندان مورد سؤال قرار نمیگیرد و به صورت قاعدهای پذیرفته شده است. ضمن آن که قرینه مجازی بیرونی و اجتماعی با عنوان«حاجی فیروز» با تعریفی مجمل و متفاوت نیز برای آن وجود داشته است.
سیاه پرسوناژی خود مختار است که ظرفیت نمایش سیاهبازی را بسیار بالا برده و به جرات میتوان گفت همه بنمایههای موضوعی زندگی ایرانی با ظرافتها و برداشتهای خاص او و با شور و نشاط بسیار آنالیز و تحلیل میشوند.
اساس این نمایش بر بداههگویی و بداههنمایی همزمان(Improvisation) است که به زبان طنز و به گونه کمدی ارائه میشود. بنابراین، به سبب کنار زدن همه پردههای خودسانسوری، نمایشی بسیار پرمایه، غنی و افشاگرانه و به علت بیواسطگی بنمایههای انتقادیاش همواره بسیار کمیک است؛ طوری که رکگویی و بیپردگی آن وجوه کمیک نمایش را تشدید میکند و به نهایت میرساند. در نتیجه، غیرممکن است در نمایش سیاهبازی تماشاگر نخندد.
سیاهبازی در اصل مراسمی است که در جشنها و عروسیهای دهه 10 تا 40 شمسی از ساعتهای آغازین شب تا صبح به صورت بداهه روی تختههای روی حوض وسط حیاط خانهای بزرگ اجرا میشده و تماشاچی علاقهمند تا صبح پلک روی هم نمیگذاشته است. استفاده از عنوان تختحوضی نیز از همین ریشه است. در روزگار قدیم برای جلوگیری از یخ زدن آب حوض خانهها، روی آن را با قابی چوبی می پوشاندند و در تابستانها برای اجرای سیاهبازی دوباره این قاب را روی حوض میگذاشتند.
اینگونه نمایشها در سالهای ابتدایی قرن 14 هجری شمسی به واسطه پیگیری تماشاچیان حرفهای وارد سالنهای تئاتر شد تا آنجا که مردم برای خرید بلیت تا ساعتها در صف انتظار میایستادند. آرام آرام نمایشها شکل گرفت و موسیقی و حرکات موزون آن افزایش یافت.
دهه 40 و 50 با اوج ورود تحصیلکردههای تئاتر از فرنگ و تشکیل گروههای تئاتری علمی، مراکز اینگونه نمایشها هم کساد و تعطیل میشود. هرچند در سالهای دهه 50 و 60 حرکتهای پاره پاره و کوتاهی در این زمینه انجام گرفت، اما تخت حوضی هیچگاه نتوانست به دوران اوج و شکوه خود بازگردد.