حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شجره درخصوص داستان این اثر ماندگار گفت: کاستی لیف رباخوار ، بیغولهای را پناهگاه عدهای رانده شده و بدبخت قرار داده که هر یک با مشکلات و درد و رنجی عذابآور دست به گریبان هستند. در میان آنان پوپل به دلیل هوش و قدرتش مشخصترین چهره جمع است، لوکا مغز متفکر این کار است که خشونتها و عملکرد افراد خشمگین را متعادل میکند و شدیدا بیمار است و ... .
شجره ضمن اشاره به حضور بهزاد فراهانی بعد از 14 سال در این نمایش رادیویی گفت: در جمع 15 بازیگر در این نمایش ایفای نقش میکنند که هر کدام را برحسب آشنایی آنها با قصه و قدرت شخصیتپردازی آنان انتخاب کردهام.
وی افزود: در نمایشهای رادیویی یک صدایی و نحوه بیان است که مجموع شخصیت را انتقال میدهد، ما هم سعی کردیم بازیگرانی را تعیین نماییم که در شخصیتسازی بتوانند شکل نگاه و طریقه راه رفتن و تواناییهای بدنی نقش مربوط را به شنونده منتقل کنند.
کارگردان این نمایش در ادامه درباره پیام این اثر اظهار کرد: نمایش در اعماق پایان بلاتکلیفی دارد، اما این هم نوعی تکلیف است اگر چه به سرانجامی نمیرسد، اما به صورت جزیی اینگونه است که فرد تماشاگر میتواند جزیی از این افراد باشد و اگر هم شنونده عام، مخاطب این نمایش باشند فکر بسیار فلسفی و پیچیدهای را از زندگی مردمی به دست میآورد.
شجره درخصوص تنظیم آثار مکتوب به نمایشهای رادیویی معتقد است: با توجه به کمیت بالای ضبط نمایشها نویسنده اصلی قادر به پاسخگویی این حجم کاری نیست که دستاندرکاران نمایش به تنظیم رادیویی آثار مکتوب میپردازند.
وی همچنین در مورد تطابق فرهنگ منتقل شده از این آثار با فرهنگ ما گفت: تنظیم اثری که قبلا کسی خلق کرده کار سادهای است و در عین حال برای اصل فرهنگ تفاوت اقلیمی قائل نیستیم. همانطور که بانوی سالخورده میلر برای ما جذاب و قابل درک است میتواند هر نمایش دیگری که به طور خاص به موضوعی نپرداخته باشد را درک کنیم.
به مانند عشق و خساست که در همه جا یکسان و یکرنگ است. در این نمایش مهین فردنوا ، سعیده فرضی، نازنین مهیمنی، اسماعیل بختیاری ،احمد آقالو، شهین نجفزاده و.... حضور دارند.
سمانه عبادی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....