حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این یافتهها برخلاف نظریه مهمی است که میگوید کودکان قادر به بروز رفتار هوشمندانه و انعطافپذیر براساس دانش ادراکی هستند.
در این آزمایش طی یک بازی، شکلی را به کودکان نشان دادند و به آنها گفتند پشت این شکل تصویری خندهدار قرار دارد. پس به آنها چند شکل نشان داده شد و از آنها پرسیدند پشت کدام شکل همان تصویر خندهدار است.
قانون بازی این بود که وقتی شکل در گوشه سمت راست، بالای صفحه رایانه بود تصویر در پشت شکلی به همان شکل اول قرار داشت و وقتی شکل در گوشه سمت چپ پایین صفحه بود، تصویر در پشت شکلی به رنگ شکل اول قرار داشت.
پس از هر بار انجام بازی به بچهها گفته شد جوابشان درست است یا نه. کودکان بزودی یاد گرفتند که تصویر مورد نظر در پشت کدام شکل قرار دارد و در انتخاب جواب صحیح مشکلی نداشتند.
یکی از محققان میگوید: کودکان نمیدانستند که چه چیزی یاد گرفتهاند. آنها نمیدانستند که چگونه جواب صحیح را انتخاب میکنند، ولی این کار را با موفقیت انجام میدادند. در چند آزمایش مختلف دیگر محققان دریافتند که کودکان نمیتوانند قانون بازی را کشف کنند یا نمیدانستند چگونه از آن بهرهببرند.
اما بسادگی و با استفاده از یادگیری انجمنی فهمیدند در یکجا شکل و در جای دیگر رنگ اهمیت دارد. آنها با توسعه یک فرآیند آماری دریافتند چه وقت شکل و چه وقت رنگ اهمیت دارد. این نوع یادگیری در همه زمانها با کودک همراه است، بهطور مثال کودکان میآموزند که معمولا حیوانات بزرگتر، قویتر و قدرتمندتر از حیوانات کوچکترند، گرچه هیچ آگاهیای نسبت به علل بیولوژیکی این قضیه ندارند.
کودکان بهصورت ضمنی و مفهومی یاد میگیرند. آنها نیازی به داشتن دانش ادراکی پیچیده برای بروز رفتار هوشمندانه ندارند.
آتنا حسنآبادی
منبع: physorg
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....