دعوا بر سر پول است‌

همه دعواها و چالش‌های مدیریتی در فوتبال ایران بر سر پول است؛ فوتبالی که انگار باید به یکی از شیرهای میادین نفتی وصلش کرد تا از قبل دلارهای سرازیر شده و نونوا شدن جامعه فوتبال این رشته پرطرفدار نداری را به دست فراموشی بسپارد.
کد خبر: ۱۸۳۸۳۹
اما براستی این شیوه عملی است و راه درمانی برای فائق آمدن بر مشکلات موجود است؟! بی‌شک پاسخ منفی است و فوتبال خود باید بتواند درآمدسازی کند و به استقلال مالی برسد تا دیگر چشم و دلش به منابع مالی دولت نباشد.

اگر بدرستی بپذیریم که فوتبال نیز یک صنعت پولساز است و گردش پولی‌اش با شرکت‌های بزرگ اقتصادی و صنعتی دنیا برابری کرده و حتی از آنان نیز جلو می‌زند، پس چرا فوتبال ما قادر به درآمدزایی لازم نیست و مدام باید رفع خواسته‌های مالی‌اش را  از سطح تیم‌های ملی گرفته تا باشگاهی  نزد دولت و منابع محدود آن بجوید؟

متاسفانه طی سال‌های اخیر مدیران فوتبالی ما، ‌مدیریت را تنها در بخش هزینه‌کرد آن جستجو کرده‌اند تا به اصطلاح تحت عنوان مدیران هزینه‌ای مشهور شوند. جدا از این مساله، در فوتبال آنقدر دچار مسائل روزمره هستیم که از مباحث کلان غافل می‌شویم.

برای نمونه بر زمین ماندن پروژه تدوین آیین‌نامه قراردادها‌ که می‌توانست جلوی بسیاری از حیف و میل‌ها و خاصه خرجی‌ها را در فوتبال ما بگیرد، رقم قراردادهای بازیکنان افسارگسیخته سر به فلک کشیده و مدیران باشگاهی ما نیز در این مسابقه‌ بی‌رحم جذب ستاره‌ها و غر زدن بازیکنان مورد نظر فلان و بهمان باشگاه (البته با چراغ‌ سبزهای مالی بهتر)‌ مدام برای خود بدهکاری‌‌های تازه ایجاد می‌کنند.

امروز پرسپولیس و استقلال در چنین شرایطی دست و پا می‌زنند و طبیعی است حتی قهرمانی در عرصه لیگ برتر و جام حذفی برایشان قوزبالاقوز شده باشد تا در زیر بار فشار انتظارات بحق هواداران و بازیکنان، در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و منهای دیون و بدهی‌های قبلی، نیازمند تزریق منابع مالی جدید باشند.

از این حیث، مدیران آبی و قرمز همیشه از برنامه‌های خود عقب هستند و هر قدر هم که بدوند نمی‌توانند به سرمنزل مقصود برسند. چون در مسیر هدایت باشگاه به سمت درآمدسازی و استقلال مالی حرکت نمی‌کنند یا اگر هم خواسته باشند در این مسیر طی طریق کنند، زیر بار فشارها و مشکلات مالی، کمر خم خواهند کرد و عمر مدیریتی‌شان نیز به یکباره به پایان خواهد رسید و جای خود را به مدیرانی دیگر خواهند داد؛ به همین سادگی.

سازمان تربیت بدنی نیز به عنوان صاحب اصلی پرسپولیس و استقلال همیشه از مدیران دو باشگاه طلبکار است؛ چون علی‌القاعده با این رویکرد مسوولیت گرفته‌اند که در کنار بهره‌مندی از کمک‌های مالی دستگاه ورزش، خود نیز با کمک اعضای هیات مدیره، ایده‌های نو و درآمدساز را جهت پاسخگویی به بخشی از نیازهای روبه تزاید تیم‌های فوتبالشان مورد توجه قرار دهند.

اما دریغ و صد افسوس که تا به امروز هیات مدیره هر دو باشگاه از این مسوولیت خویش غافل مانده‌اند و تنها وظیفه خود را در این دیده‌اند که تقبل زحمت کرده و هر از چند صباحی دور میزی نشسته و پیرامون برنامه‌های تیم و جذب فلان مربی و بهمان بازیکن به تبادل نظر بپردازند. در این عرصه دوستان فقط تصمیم می‌گیرند و تامین هزینه‌ها را از سازمان می‌جویند تا در چنین اوضاع و احوالی سازمان ورزش به عنوان بانکدار پرسپولیس و استقلال عمل کند.

سخن در این زمینه بسیار است، اما براستی باید پرسید آیا استقلال و پرسپولیس با این همه شهرت در سطح کشور، نمی‌توانند سهمی از بازار گسترده درآمدسازی در حوزه باشگاهی را به خود اختصاص دهند و یک بار برای همیشه بار خود را از شانه‌های دولت و مردم بردارند؟

قضیه ساده و روشن است و شاید اعضای هیات مدیره دو باشگاه نیز چندان به فکر کردن نیاز ندارند. تنها کافی است عملکرد چند باشگاه در فوتبال دنیا مورد توجه قرار بگیرد تا گوش شیطان کر، با شبیه‌سازی نیز که شده گره کور این مشکلات باز شود.
 
حجت‌الله اکبرآبادی‌
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها