حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شما فعالیتتان ر ا از سینما آغاز کردهاید، اما در این سالها بیشتر در تلویزیون دیده میشوید. چرا؟
به خاطر شرایطی که در سینما وجود دارد، ترجیح دادم که به سمت تلویزیون بیایم و در این زمینه فعالیتم را ادامه بدهم.
منظورتان از شرایط چیست؟
نقشهایی که در سینما به من پیشنهاد میشد، نقشهای قابل توجهی نبودند و اکثر آنها هم یکنواخت و تکراری بودند و به عنوان یک بازیگر نمیتوانستم با آنها کنار بیایم. چون تجربهای را برایم نداشتند.
اما بعد از یک دوره که در اکثر سریالها حضور داشتید، در تلویزیون هم کمکار شدید.
بله. چون مشغول بازی در کارهایی بودم که هنوز پخش نشده است. مجموعههایی مثل پاتوق و یک جور دیگر.
حدود 8 ماه مداوم سر کار بودم که اکثر آنها در نوبت پخش قرار دارد.
و اما واپسین کوچ. چرا در یک مجموعه داستانی بازی کردید؟
ببینید من یک بازیگر هستم و نمیتوانم منتظر بمانم تا سریال دلخواهم به من پیشنهاد شود و از این پیشنهادهایی که میشود، طبیعتا یکی از آنها را انتخاب میکنم. وقتی فیلمنامه واپسین کوچ را خواندم از قصه آن خوشم آمد و احساس کردم که جای کار زیادی دارد و میتواند یک تجربه تازه برایم باشد.
از اعتمادی که کردید، راضی هستید؟
واپسین کوچ، به هر حال نقاط مثبتی دارد که جای تامل دارد، اما متاسفانه آنطور که باید مخاطب نتوانست با این مجموعه ارتباط برقرار کند.
چرا؟
شاید به خاطر این است که مخاطب هنوز به دیدن کارهای استانی عادت نکرده است و با سریالهای
غیر استانی و ملودرام راحتتر میتواند ارتباط برقرار کند.
شما گفتید که این کار فیلمنامه خوبی داشت. پس چرا نتیجه آن مطلوب نیست؟
بزرگترین ضربهای که به این کار زده شد، این بود که 120 دقیقه از کار حذف شد. یعنی یک سریال 13 قسمتی در نهایت به 8 قسمت تبدیل شد. حالا به چه دلیل من نمیدانم. طبیعتا وقتی یکسری از پلانها حذف شود، سررشته کار از دست میرود و مخاطب با یک کار ضعیف و گنگ روبهرو میشود.
از خورشید واپسین کوچ بگویید. چقدر توانستید با او ارتباط برقرار کنید؟
متفاوت بودن نقش خورشید، اولین دلیل برای پذیرفتن آن بود. خورشید یک زن ایلاتی و سختکوش است. به نظرم زندگی یک زن عشایری با زندگی یک زن شهری خیلی فرق میکند و همین تفاوتها بود که وسوسهام کرد آن را تجربه کنم. خورشید را خیلی دوست داشتم و سعی کردم همه ابعاد آن را به تصویر بکشم.
شما در این کار لهجه ندارید. در صورتی که یک زن عشایر هستید. چه طور با این موضوع کنار آمدید؟
قبول این مساله خیلی برایم آسان نبود و فکر میکنم اگر لهجه داشتم خیلی طبیعیتر بود. به هر حال برای تصنعی نشدن خورشید، سعی کردم با زنهای عشایر بیشتر ارتباط برقرار کنم و حتی یک مدت کوتاهی با آنها زندگی کردم تا نوع رفتار و تکه کلامهایشان را بگیرم.
اینگونه تجربهها را باز هم تکرار خواهید کرد؟
بله. حتما. به نظرم کارهای استانی در این چند ساله رشد قابلتوجهی داشتهاند و امیدوارم بیشتر از این هم دیده شوند.
در نقشهای متفاوتی که ایفا میکنید، بیشتر به دنبال چه چیزی هستید؟
تجربه کردن. به نظرم تجربه و آموختن عواملی هستند که همیشه با بازیگر همراه هستند. ضمن اینکه همیشه وقتی فیلمنامهای را میخوانم با خود فکر میکنم که اگر کاراکتری را که قرار است من آن را بازی کنم از قصه بیرون بکشم چه اتفاقی میافتد؟ اگر با حذف آن، قصه لطمه خورد، متوجه میشوم که آن نقش محوریت دارد و در روند قصه تاثیرگذار است. بنابراین آن را میپذیرم ولی اگر با حذف آن اتفاق خاصی نیفتاد، ترجیح میدهم آن را بازی نکنم.
چرا؟
چون در نهایت این من هستم که خودم را تکرار میکنم. تکراری که به کلیشه شدن میرسد.
کمی هم در مورد نقشتان در سریال پاتوق بگویید؟
سریال پاتوق یک مجموعه 60 قسمتی است که من جزو بازیگران ثابت آن هستم. در این کار نقش مادری به نام نرگس را بازی میکنم که بسیاری از قصهها حول محور او است، البته نرگس زن خانهداری است که علاوه بر کارهای خانه خیلی کارهای دیگر مثل خیاطی و... را انجام میدهد.
نقشتان چه ویژگی داشت که آن را پذیرفتید؟
نرگس با این که مادر است اما ویژگیهای خاص خودش را دارد. او زن فعالی است و به نوعی میان اعضای خانوادهاش میانجیگری میکند. وقتی آقای باباپور این نقش را به من پیشنهاد کردند خیلی از آن خوشم آمد و برایم جذاب بود.
چه شد که در کار طنز بازی کردید؟
به نظرم پاتوق تنها در بعضی از قسمتها طنزگونه است و در کل یک کار جدی است. حتی در جاهایی تلخ هم میشود. بنابراین نمیتوان گفت که یک کار طنز است.
از تجربه کار در پاتوق راضی هستید؟
بله. بسیار تجربه خوبی برای من بود. البته من قبلا هم با آقای باباپور کار کرده بودم و خوشحالم که مجددا این تجربه را تکرار کردم. همچنین بازی در کنار بازیگران پاتوق هم برایم جالب بود و تجربه خوبی به همراه داشت. به هر حال امیدوارم مخاطبان هم از دیدن این سریال لذت ببرند و از داستانهای آموزنده آن درس بگیرند.
محبوبه ریاستی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....