نگاهی کوتاه به نمایشگاه نقاشیهای محمود میران در نگارخانه موزه ملل
ورزشکاریکه خواست هنرمند باشد
حضور نامآوران ورزشی ایران در عرصه هنر گرچه به یکسال و دو سال بر نمیگردد، اما سابقه طولانی این مساله نشاندهنده اهمیت بالای عنوان هنرمند ورزشکار بودن برای بسیاری از آنان است.
چه هنرمند و چه ورزشکار، گویی همه دوست دارند در کار یکدیگر سرک بکشند و لابد طعم شهرت را مزهای دیگر کرده و حتما ببینند که مثلا اگر هنرمند بودم یا ورزشکار، چه وضعیتی پیدا میکردم.
کد خبر: ۱۷۸۲۵۵
حضور هنرمندان در عرصههای ورزشی طی سالهای پیشتر، همیشه در خفا و به عنوان موضوعی شخصی برایشان به شمار میرفت تا آنکه حضور هنرمندان ورزشکار در عرصههای مختلف و از جمله فیلمهای سینمایی جلوهای دیگر به خود گرفت.
اما در میان رابطه متقابل ورزشکاران و هنرمندان، ورزشکاران هنرمند شاید سهم کمتری را در ستونهای مختلف مطبوعات به خود اختصاص دادهاند؛ چرا که برای رسیدن به روحیه هنرمندی، کنار گذاشتن برخی رفتارهای ورزشی نیاز است که شاید کمتر ورزشکاری بخواهد خود را در این مجال محک زند.
هفته گذشته سیدمحمود میران، کاپیتان سابق تیم ملی جودو نمایشگاهی از آثار نقاشی و عکسهای خود در نگارخانه موزه ملل مجموعه کاخ موزه سعدآباد تهران به نمایش گذاشت.
این نمایشگاه از سویی از آن نظر مورد توجه قرار گرفت که نمایش این آثار از سوی این ورزشکار همزمان با خداحافظی وی از صحنه ورزش ملی و باشگاهی صورت گرفت.
در این نمایشگاه حدود 30 تابلوی نقاشی که بیشتر به سبک کابوکی کشیده شده بودند، همراه مجموعه عکسهای میران از طبیعت ایران و جهان به نمایش درآمد؛ سبکی که خاستگاهش ژاپن است، مانند رشته ورزشیاش (جودو) و این انتخاب از سوی میران برای برپایی یک نمایشگاه هنری قابل توجه است.
از بعد تاریخ هنر، هنرهای ژاپنی نه از پیوستگی و استمرار سبکهای هنرهای هندی برخوردارند و نه از تنوع گسترده هنرهای چینی. سیر تکامل هنر ژاپن، متأثر از عوامل خارجی گوناگون است، اما در عین این تأثیرپذیری، سنتهای بومی ژاپنی نیز همواره خودنمایی کردهاند و در این میان، میراث مشرقزمین بویژه چین به شکل بارزی در تاریخ فرهنگ ژاپنی بازتاب یافته است. هنر ژاپنی در تمام مراحل تحول خود از هنر چین مایه گرفت. مواد و اسلوبهای مورد استفاده هنرمندان غالباً چینی بودند و حتی مضمونها نیز عمدتا ریشه چینی داشتند. اما پرسش اساسی این است که استفاده از این سبک توسط یک ورزشکار که خلق و خوی غرب آسیا و در واقع، جانمایه هنر غربی را نیز دارد، از چه رو توجیه میشود؟
در شرق آسیا هنرهای رزمی رابطه متقابلی با هنرهای تجسمی دارند. به عنوان مثال در فرهنگ شرقی، کرشمههای خطوط در هنری مثل خوشنویسی دقیقا چیزی در مایههای حرکات شمشیر در یکی از فنون رزمی است.
میران شاید با برپایی این نمایشگاه خواسته است به رابطه هنر و فن دست یابد و از بعدی دیگر، ورزشکاری باشد که خواسته پیش از آنکه ضربهای در ورزش مورد نظر خویش بزند، تاشی بر بوم زده باشد و هر دو را از دید هنری به تماشا بنشیند.میران عقیده دارد برپایی این نمایشگاه در واقع بیان درونیات وی از سوی یک هنرمند است و قرار نیست وجه ورزشکاری وی بر این موضوع استیلا یابد.
با نگاهی کلی به آثار ارائه شده در این نمایشگاه بخوبی میتوان دریافت که این ورزشکار هنرمند توانسته است بر این موضوع احاطه پیدا کند.
ضربههای قلم مو بر بومها کاملا هنری و حرفهای است و با توجه به اینکه او چند سالی بیشتر نیست که در حوزه هنرهای تجسمی و بخصوص نقاشی مشغول به فعالیت شده است، اما بیشتر کارها را میتوان نوعی آثار متفاوت هنری بیان کرد که هریک حرفی برای گفتن دارند.
میران میگوید: خواستهام این نمایشگاه دریچهای باشد برای تمام ورزشکارانی که میخواهند با وجه دیگری از روحیه خویش آشنا شوند؛ وجهی که شاید پنهان مانده درونیات تمام انسانهاست و آن چیزی نیست جز توجه به بنیانهای هنری درون هر انسان و پرورش این استعدادها به سمت تعالی.
کارشناسان عقیده دارند هنر و ورزش هر دو بیان خویشتن است، زیرا هر دو جوشش خلقت وکوشش میکنند و هریک به نوعی این کوشش را بیان میکند.
توازن، تعادل، ریتم و هماهنگی موجود در حرکات ورزشی دقیقا نیازهای اساسی یک هنرمند است.
این نمایشگاه از جهت دیگری نیز میتواند مورد توجه قرار بگیرد و آن نیز اختصاص تمامی وجوه حاصل از برپایی این نمایشگاه از سوی این ورزشکار هنرمند به بنیادهای خیریه است که این مساله نیز مهر تایید دیگری بر اهمیت برپایی این نمایشگاه از سوی میران دارد؛ نمایشگاهی که در حاشیه برپایی خود بسیاری از ورزشکاران و هنرمندان را در کنار هم به نگارخانه موزه ملل کاخ سعدآباد کشاند تا شاید نقطه عطفی باشد برای آغاز فعالیت دیگری از سوی ورزشکارانی که میخواهند هنرمند باشند و شاید هم برعکس.