با حسن روشن، اعجوبه اسبق فوتبال ایران

هنوز از مهاجمان ملی‌پوش آماده‌ترم‌

شاید نسل جدید فوتبالدوست ایرانی نام حسن روشن را تنها به عنوان بازیکنی قدیمی که مدتی در تیم‌های نه چندان مطرح مربیگری کرده، بشناسند؛ اما علاقه‌مندانی که فوتبال دهه 1350 را به خاطر می‌آورند همگی معترفند هیچ‌گاه جای اعجوبه‌ای به نام روشن در فوتبال آسیا پر نشده است.
کد خبر: ۱۷۶۲۶۳
 مهاجم 2 پای استقلال و تیم ملی علاوه بر برخورداری از سرعت، تکنیک و زیبایی مسحورکننده فوتبالش، گلزنی بی‌نظیر هم به شمار می‌رفت.

علی دایی، بهترین گلزن ملی فوتبال جهان نیز به رکورد بی‌نظیر روشن احترام می‌گذارد. روشن تنها بازیکن ایرانی است که در تمام تورنمنت‌های مهم، موفق به گلزنی شده است؛ از جام‌جهانی و المپیک گرفته تا جام ملت‌های آسیا، بازی‌های آسیایی، قهرمانی جوانان آسیا، جام قهرمانی باشگاه‌های آسیا، لیگ سراسری و ...!

و جز جام‌جهانی و المپیک قهرمانی همه جام‌های معتبر دیگر را در کارنامه دارد. در روزهایی که استقلا‌ل با فیروزکریمی روزهای خوبی را سپری نمی‌کرد فرصتی دست داد تا اعجوبه دهه 50 فوتبال آسیا را به روزنامه جام‌جم دعوت کنیم و صحبت‌هایش راجع به فوتبال ملی، پایه‌ای و باشگاهی ایران را برای خوانندگان علاقه‌مند به چاپ برسانیم.

سوالی که همیشه مطرح بوده این است که چرا حسن روشن تاکنون به سرمربیگری استقلا‌ل نرسیده است؟

این صحبت موضوع جدیدی نیست. 4 سال پیش هم این قضیه از سوی قریب (مدیرعامل اسبق استقلال) به من پیشنهاد شد. ابتدا صادقانه عذر شخصی خودم را مطرح کردم، چون فرزندم در دانشگاه آزاد اسلامی امارات تحصیل می‌کرد و ناچار بودم برای پرداخت هزینه‌های تحصیلی او دلار بدهم، پس باید جایی کار می‌کردم که حقوق دلاری می‌گرفتم. آقای قریب قول داد هزینه‌های تحصیلی دخترم را ریالی کند من هم پیشنهاد سرمربیگری استقلال را پذیرفتم.

وی شرایط مالی من را برای این پست پرسید که رقم تقریبا ناچیزی را درخواست کردم. ماهانه 500 هزار تومان به علاوه پاداش 250‌هزار تومانی برای هر برد؛ اما بعد از یکی دو جلسه صحبت با معاونان و دست‌اندرکاران باشگاه متوجه شدم در این باشگاه هیچ چیز سرجای خودش نیست و به طور رسمی اعلام کردم که نمی‌توانم همکاری کنم. الان واقعا از آن تصمیم خوشحالم، چون وضعیت باشگاه طی این 4 سال را دیده‌ام. به دنبال آن 3 گزینه را به من معرفی کردند و پرسیدند با کدام یک برای سرمربیگری استقلال موافق هستی.

من هم از بین ناصر حجازی، منصور پورحیدری و امیر قلعه‌نویی، موافقتم را با قلعه‌نویی اعلام کردم که او هم سرمربی شد. پیش از آمدن فیروز کریمی هم حجازی از من خواست بیایم، ولی به او گفتم فقط خودت می‌توانی تیم را نجات بدهی.

الان شرایط ویژه‌ای در استقلال وجود دارد و من ترجیح می‌دهم از پرورش بازیکنانی مثل کیانوش رحمتی و امیرحسین یوسفی لذت ببرم. جای من کار شرافتمندانه با جوانان است. به فکر پول هم نیستم و به کار خود اعتقاد دارم.

حتی اگر حشمت مهاجرانی به استقلال بیاید و از شما دعوت کند؟

مهاجرانی اصالتا استقلالی است و پیش از رفتن به پاس، از خانواده استقلال بود. من پا، کتف و زبانم را به خاطر مهاجرانی و مردم داده‌ام. وی برادر، پدر و دوست من است. با او در دبی ‌ملاقات‌هایی داشتم. قرار بود به عنوان معاونت ورزشی باشگاه، مدیریت ورزشی استقلال را به عهده بگیرد؛ چون او در دوومیدانی، بسکتبال و... هم دارای کسوت قهرمانی است، ولی مشکلاتش اجازه نمی‌دهد همیشه در ایران بماند. به هر حال سرمربیگری استقلال برایم افتخار است، اما نه با شرایط فعلی.

استقلال فعلی را چگونه می‌بینی؟ حتما در خیابان همیشه ناچاری به این پرسش مردم پاسخ‌دهی؟

سعی می‌کنم بازی‌های استقلال را نگاه نکنم تا پاسخی نداشته باشم، یعنی در حقیقت نمی‌خواهم به این پرسش هواداران پاسخ دهم.

چرا؟

چون بلد نیستم دروغ بگویم؛ اما در عین حال بازی استقلال با راه‌آ‌هن را تماشا کردم و این تنها بازی خوب تیم بود و مرا امیدوار کرد؛ ولی بلافاصله بازی با سپاسی ناامیدی را به من برگرداند و نتوانستم تا آخر بازی را ببینم.

چرا ناامید؟

وضعیت فوتبال به گونه‌ای شده که این طوری تیم درست کردن پول دور ریختن است. نه فقط ما، بلکه بیشتر تیم‌ها کارشان غلط است. فقط یک مقدار کار سپاهان پایه و اساس دارد و صاحب پس‌انداز هستند.

اجازه دهید از استقلال فعلا جدا نشویم. در تاریخ باشگاه، این تعداد باخت در طول یک فصل سابقه داشته است؟

من به یاد نمی‌آورم در تاریخ استقلال، این تیم 13‌شکست در طول یک فصل خورده باشد یا فقط 7‌هزار نفر بازی این تیم را تماشا کنند؛ البته این نکته را به تماشاگرانمان تبریک می‌گویم، چون فهم کامل آ‌نها را نشان می‌دهد.
استقلال برای رسیدن به خواسته‌اش باید مردم را گول نزند. وقتی این تیم به دسته سوم هم رفته بود مردم آمدند و آنجا برایش دست زدند، در حالی که الان این کار را نمی‌کنند. آنها می‌دانند که حتی تیم جوانان استقلال هم 4 گل از پگاه نمی‌خورد.

تعدادی از پیشکسوتان با حضور کریمی مخالفت کرده بودند؟

من هم با آمدن کریمی به استقلال مخالفت کردم و به حجازی گفتم این کار را نکن. یا می‌توانی تیم را چند رده بالا بیاوری یا نمی‌توانی. در هر دو صورت ماندن خودت بیشتر به نفع استقلال است.

آمدن کریمی را بی‌احترامی به مربیان عضو خانواده استقلال تلقی کردید؟

همین طور است؛ اما متاسفانه بین پیشکسوتان ما هم دعوا بود. هر چند اکنون رایزنی‌هایی کرده‌ایم و درصددیم تشکل 20 نفره‌ای با عنوان پیشکسوتان حامی باشگاه استقلال به وجود آوریم.

خوشبختانه بزرگانی چون جدیکار 80 ساله و کامبیز جمالی اکنون عضو هیات امنای ما هستند. آنها کارهای فیزیکی نمی‌کنند، ولی حضورشان پشتوانه‌های با ارزشی است. معتقدم افرادی که می‌توانند فعالیت‌های فیزیکی انجام دهند، باید به عنوان کمیته فنی حضور داشته باشند و حقوق هم دریافت کنند.

جایگاه واقعی کمیته فنی و مدیرفنی در فوتبال حرفه‌ای کجاست؟

در فوتبال ما به اشتباه مدیر مربی جذب می‌کند چون کارها قائم به فرد است. در دنیای حرفه‌ای برای تعیین مدیرفنی، 4 نفر به کمیته فنی معرفی می‌شوند. آنها 4 گزینه را با برنامه‌هایشان بررسی می‌کنند و پس از تصحیح برنامه فرد مورد نظرشان را به عنوان مدیرفنی برمی‌گزینند. این مدیرفنی ناظر بر سر مربی است و صرفا روی کار او نظارت و نه دخالت می‌کند. اگر سرمربی به کمک مدیرفنی نیاز داشت به او کمک می‌کند و اگر نخواست، نه. در ایران هر کس را می‌خواهیم محترمانه بیکار کنیم یا به او می‌گوییم مشاوری یا مدیرفنی.

با شرایطی که توضیح دادید، حسن روشن نه پست مشاور را می‌پذیرد، نه مدیرفنی، نه سرمربی. چرا مدیریت تیم‌های پایه را قبول کردید؟

سا‌ل‌ها پس از بازی در الاهلی امارات، در تیم‌های پایه این باشگاه کار کردم، چند ملی‌پوش مطرح فعلی امارات هم از پرورده‌های همان موقع من در آکادمی الاهلی هستند. مثل محمدقاسم ایرانی‌الاصل، فیصل خلیل و عادل عبدالعزیز (دفاع چپ)، اینها پس از 24 سال جام قهرمانی خلیج‌فارس را به امارات آوردند.

معتقدم هر طوری پایه‌ها را قوی کنیم، مشکلات حل می‌شوند. مثلا در مقاطعی که چندین دوره پیاپی قهرمان جوانان آسیا شده بودیم، تیم ملی‌مان وفور بازیکن ممتاز داشت. روزی که ابراهیم آشتیانی (اعجوبه دفاع راست) را از تیم ملی کنار گذاشتیم، جانشین فوق‌العاده‌ای به نام نظری پیدا شد.

اگر علی جباری از تیم ملی می‌رفت، قاسمپور با توانی بالاتر از او جایگزین می‌شد چون آن زمان روی پایه‌ها عالی کار کرده بودیم. براساس این نظریه، بیشتر دنیا بهترین مربیان را در رده‌های سنی پایین به کار می‌گیرند تا وقتی بازیکن 18 ساله شد، یک مربی روز، بازیکنی آماده در اختیار داشته باشد؛ اما متاسفانه ما به چنین واقعیتی توجه نکرده بودیم. پدری دیروز نزد من آمده بود و می‌گفت تاکنون کلی پول خرج بچه‌ام کرده‌ام تا فوتبالیست شود؛ اما الان در 19 سالگی ، 2 تا روپایی هم نمی‌تواند بزند.

من و علی‌پروین را هم بیاورند بازی کنیم‌

7 سال پیش به صفایی‌فراهانی گفتم یا همه اعضای تیم ملی را از لژیونرها انتخاب کنید یا از آماتورها- آماتوری که پرشیای قسطی دارد نمی‌تواند به لژیونری که صاحب بنز است پاس گل بدهد- به یاد می‌آورم توپی را مهدوی‌کیا آورد وقتی دید عزیزی و دایی نیستند پاس نداد- یکدستی در تیم لازم‌ترین ابزار است- چند سال پیش تیم جوان ما به بازی‌های آسیایی رفت و تنها لژیونرش علی دایی بود، متاسفانه در همان بازی پدر دایی فوت شد و او به کشور بازگشت و دیدیم تیم یکدست ما چگونه قهرمان بازی‌های آسیایی شد.

برای جام جهانی آلمان هم با تیمی به اردوی سوئیس رفتیم، ولی تیم دیگری به آلمان رفت. چون تکیه روی اسامی سرشناس بود. اگر صرفا تکیه بر اسم بازیکن است من و علی پروین را هم بیاورند بازی کنیم. مطمئن باشید همین الان هم من در 18 قدم بهتر از مهاجمان فعلی کار می‌کنم.

به هر حال بهترین تیم ما در سال‌های اخیر تیم سال 98 بود. دایی از اردبیل، خداداد از حوالی مشهد و دیگران جور شدند و خدا را شکر به جام جهانی رفتیم. 2002 نرفتیم و 2006 دوباره به جام‌جهانی رفتیم، 6 تا گل دیگر خوردیم و برگشتیم به جای اولمان. به قول عرب‌ها تا تهدیدی نداشته باشی پیشرفتی در کار نیست. در حالی که امروزه به دلیل ضعف پشتوانه‌سازی بازیکنان ما در حاشیه امنیت قرار دارند و در جا می‌زنند.

متاسفانه الان ابهت فوتبال ما از میان رفته است. در سال 59 وقتی در مقابل کویت قهرمان، توپ را استپ می‌کردم، بازیکن حریف از هراس نام ما فرار می‌کرد، ولی اکنون چنان این ابهت از بین رفته که وقتی در گروهشان می‌افتیم، خوشحال می‌شوند.

به نظر شما چرا؟

چون حتما مربی آن بازیکن جوان، پسرخاله یا برادرزن مدیر باشگاه بوده و به مربیگری تیم پایه رسیده است.

فقط به همین دلیل مهم؟

نه. دلیل دوم هم اشتباه والدین آن بازیکن است و حمایت‌های غیرمنطقی آنها.

حسن روشن در نوجوانی این حمایت‌ها را نداشت؟ اصلا خیلی‌ها مثل من دوست دارند بدانند چگونه اعجوبه‌ای مثل حسن روشن، چشم فوتبالدوستان آسیا و دنیا را متحیر می‌کرد؟ از شروع کارتان بگویید.

فکر می‌کنم نیاز مهم‌ترین عامل ساخته شدن یک قهرمان است. همه بچه‌های مدرسه ما از حسن روشن نوجوان فراری بودند. پسری که همواره دنبال پیدا کردن کسی بود تا با او مسابقه دهد.

در سال‌های ابتدای بازیگری، رفیقی داشتم که فوتبالش خیلی از من بهتر بود. وضع مالی خوبی هم داشت. روزی رایکوف هر دوی ما را جریمه کرد. او خم به ابرو نیاورد و برای همیشه از فوتبال قهر کرد، اما نیاز مالی مرا نگه داشت.

در تیم‌های پایه استقلال چه کرده‌اید؟

به این دلیل پذیرفتم فقط در آکادمی استقلال کار کنم که بچه‌های مردم به نقطه قابل اعتمادی برسند. ابتدا با مربیانی که حرکات غیراخلاقی انجام داده‌اند، برخورد کردم.

غیراخلاقی از نوع مرسوم آن؟

بله. بسیار دردآور است، وقتی جانبازی به من مراجعه می‌کند و می‌گوید مربی به من گفته پسرت برای بازیکن شدن 2 میلیون تومان خرج دارد. من به چنین مربیانی، تذکر و سپس اخطار می‌دهم و در صورت تکرار، آنها را اخراج  می‌کنم.

آکادمی تیم‌های پایه استقلال به ابتکار شما راه‌اندازی شد؟

بله. آن را رسما ثبت کردیم و خوشبختانه این خبر را به اطلاع کشورهای منطقه خلیج فارس رسانده‌ایم و حتی از طریق اینترنت به همه جا منتقل کرده‌ایم.

و بازتاب آن؟

از آکادمی جهانی جوانان در سوئد دعوتنامه‌ای دریافت کرده‌ایم تا در روزهای 13 تا 19 جولای (23 تا 29 تیر) عازم این کشور شویم و در تورنمنت جهانی شرکت کنیم. ما هم پذیرفتیم با تیم جوانان خود برویم و این اعزام، امور اداری خود را طی می‌کند.

چه نسبت از هزینه گزافی که صرف تیم اصلی استقلال می‌شود، به تیم پایه آمده است؟

فتح‌الله‌زاده قول بودجه سالانه به ما داده بود، اما مدت‌هاست با معضل مالی روبه‌رو هستیم. واقعا دردآور است وقتی همسر مسوول تدارکات ما وضع حمل می‌کند و من نمی‌توانم حقوق 2 ماه گذشته‌اش را بدهم. ما 100 بازیکن داریم، 30 توپ، 30‌‌کاور و امکانات قدیمی که آنها را جوش داده‌ایم و استفاده می‌کنیم. در طول فصل، پزشک هم نداشته‌ایم؛ در حالی که به دلیل نامناسب بودن زمین، مرتب رباط صلیبی بازیکنانمان پاره می‌شود. حتی امکان دوش گرفتن نداریم اما خوشحالیم که دوباره به پیراهن باشگاه ارزش داده‌ایم و این بزرگ‌ترین کار ماست.

خود من فراموش نمی‌کنم که اکنون در جای بزرگانی مثل رایکوف و مرحوم دانایی‌فر مشغولم و خود را میراث‌دار پیشینه درخشان 50 ساله آنها می‌بینم. گاهی شرایط نامناسب بچه‌ها را به جان هم می‌اندازد و آنها با هم دعوا می‌کنند، ولی تا من را می‌بینند، به احترامم از بحث دست می‌کشند.

اگر با تاخیر بیایند و از کمبودها گله کنند، کیفم را باز می‌کنم بلیت مترو و اتوبوس را به آنها می‌دهم و می‌گویم من هم بدون مجوز طرح ترافیک و بنزین از شمالی‌ترین نقطه تهران به جنوبی‌ترین نقطه می‌آیم. به هر حال اگر جایی مرا به ناهار دعوت کنند، 32‌‌نفری می‌رویم.

32 نفر؟

فقط کادر ما 15 عضو دارد. سرمربی، مربی، مسوول تدارکات، سرپرست و مربی ذهن و روان برای تیم‌های امید، جوانان، نوجوانان و نونهالان.

با چه توجیهی کار را دنبال می‌کنید؟

تیم امیدهای امسال ما اکنون 9 نفره است، تعدادی سربازی رفته‌اند و بخشی به دانشگاه. اگر این تیم قهرمان هم می‌شد، این قهرمانی متعلق به کار امسال ما نبود. من به جوانان و نوجوانانمان می‌گویم امیدهای واقعی استقلال شما هستید، از سال آینده ثمره کارهای ما مشخص می‌شود. کافی است از سال آینده بازیکنان ما خود را نشان دهند تا توجه لازم به سمت ما جلب شود. به هر حال من تیم فوتبال را به کارخانه‌ای تشبیه می‌کنم که وقتی مواد اولیه‌اش خرج شد باید مواد اولیه دیگری جایگزین آن شود. استقلال نیازمند بازیکن است و ما در فرآیندی 2 تا 3‌‌ساله آن بازیکنان مفید را خواهیم ساخت و این بر خلاف روند مرسوم این باشگاه است که هر کسی بیاید، خوش باشد و فوتبال را از بین ببرد.

به بازیکن‌سازی و شرایط استقلال اشاره کردید. جایی گفته بودید می‌توانید طی یک هفته مشکل گل نزدن برهانی را رفع کنید. اساسا چرا مدت‌هاست فوتبال ما مهاجم ششدانگ و گلزن نظیر روشن دوپا یا غلامحسین مظلومی سرزن نداریم؟

تمرین‌هایی که از تیم‌های مختلف لیگی و حتی تیم ملی زمان آقای برانکو دیده بودم اغلب به صورت عمومی انجام می‌شد و هیچ کدام مثل رایکوف ساعات اختصاصی مجزا برای مهاجمان، هافبک‌ها و مدافعان برگزار نمی‌کردند.

رایکوف حتی ساعتی را برای مرور شگرد بازیکنان در نظر می‌گرفت، مثلا در آ‌ن ساعت من قیچی برگردان می‌زدم.
دیگری هد شیرجه‌ای می‌زد و ... اگر برای مهاجم تمرین اختصاصی بگذاریم، درست می‌شود. الان وقتی تمرین شوت‌زنی است مهاجم، هافبک، دفاع و حتی دروازه‌بان شوت می‌زنند، در حالی که تفاوت‌های زیادی باید در نحوه شوت زدن بازیکنان هر خط با خط دیگر وجود داشته باشد.

در زمان ما پل برایتنر مدافع چپ راست پای آلمان در بایرن مونیخ و تیم ملی گل‌های زیادی می‌زد، چون او بعد از انجام تمرین‌های عمومی، بارها و بارها روی دروازه خالی، تمرین گلزنی می‌کرد.

به هر حال تیمی که روشن دارد نباید مهاجمش لنگ بزند و تیمی که حجازی دارد نباید دروازه‌بانش مشکلی داشته باشد، همچنان که اگر تیمی پروین داشته باشد منطقی نیست با مشکل هافبک روبه‌رو شود.

بازیکنان ایرانی که به امارات می‌روند پس از مدتی با افت محسوس روبه‌رو می‌شوند. شما به‌عنوان فردی که فوتبال را بخوبی می‌شناسد این نکته را می‌پذیرید؟

بله. من سال‌ها در الاهلی امارات بازی کردم. مشکل اینجاست که اگر به سطح فوتبال اروپا نمره 80 بدهیم، فوتبال ایران نمره‌ای حدود 55 و امارات حدود 35 می‌گیرد. بچه‌هایی که از ایران به امارات می‌روند عقبگرد می‌کنند تا همسطح آنجا شوند.

لیگ را چطور ارزیابی می‌کنید؟

لیگ ما فقط برای این که باید انجام شود برگزار می‌شود تا A.F.C  برخوردی با ما نکند. عید پارسال لندن بودم. میشل پلاتینی می‌خواست لیگ‌های اروپایی را 16 تیمی کند در حالی که آنها آنقدر زمین عالی و برنامه دارند؛ اما ما 16 تیم را 18 تیمی می‌کنیم و حالا می‌خواهیم دوباره از سال آینده تعداد تیم‌ها را کم کنیم. هر چه تعداد تیم‌ها بیشتر شود کیفیت پایین‌تر می‌آید. این که فقط کاری را تمام کنیم مهم نیست، بلکه خوب تمام کردن مهم است.

و صحبت‌های پایانی‌

1 - خیلی مایل بودم به مناسب گشایش آکادمی فوتبال استقلال، رایکوف را به تهران دعوت کنم. به دنبال دعوتنامه و تهیه بلیت پرواز بودم که مطلع شده‌ام او دیگر در قید حیات نیست.

2 - متاسفانه مادرم بشدت بیمار و بد حال است، در حالی که من درگیر شدید کار هستم. فکر می‌کنم ارزش دعای 200 نفر بیش از خدمتی است که یک نفره می‌توانم به او ارائه کنم، از همه برایش طلب دعا می‌کنم.

3‌ - کتابی در 400 صفحه نوشته‌ام که اتفاقات سال‌های 1369 تا 1381 را در آن آورده‌ام. این کتاب بزودی منتشر می‌شود و حاوی حرف‌های زیادی است.

علی رئیسی - مجید عباسقلی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها