حجت‌الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی:

هستی‌شناسی ‌را متناسب با الزامات اخلاقی اختیار کنیم

دومین کنگره بین‌المللی اخلاق پزشکی ایران، 28 تا 30 فروردین‌ امسال‌ به همت مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری دیگر نهادها در سالن همایش‌های بین‌المللی صدا‌و‌سیما برگزار ‌شد‌. حجت‌الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی، عضو فقهای شورای نگهبان و حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی محقق‌‌داماد، از اساتید دانشگاه و از سخنرانان این همایش بودند که بخشی از سخنان ایشان را در این صفحه می‌خوانید‌. لاریجانی درباره نظرات مختلف درباره مبانی فلسفی گزاره‌های اخلاقی سخن گفت و به لزوم اختیار هستی‌شناسی‌ای که در آن هستی‌های اخلاقی از سنخ الزامات اخلاقی، وجود داشته باشند، تاکید‌ کرد‌.محقق داماد نیز درخصوص الزامات حقوقی، اخلاقی و شرعی پزشک نسبت به مرگ بیمار سخن گفت.
کد خبر: ۱۷۰۶۱۹

حجت‌الاسلام و المسلمین صادق لاریجانی، در این کنگره در سخنرانی خود با عنوان رئالیسم و الزامات اخلاقی که در نشست عمومی و در سالن خواجه نصیر برگزار شد، گفت: بحث رئالیسم و الزامات اخلاقی یکی از کلی‌ترین و انتزاعی‌ترین مسائل مربوط به فلسفه اخلاق است‌. در اخلاق پزشکی همچون دیگر نواحی اخلاق، با بایدها و نبایدها سر و کار داریم‌. پرسش اصلی فلسفه اخلاق این است که آیا بایدها و نبایدها واقعیت خارجی دارند یا تنها اعتباری‌اند یا صرفا قرارداد اجتماعی و یا هیچکدام؟ این امور در واقع از لحاظ فلسفی جزو معضلات فلسفی‌اند‌. بایدها و نبایدها و خوب و بدقضاوت‌های اخلاقی‌اند‌. آیا قضاوت‌های اخلاقی واقعیت دارند، (اخلاقیات دارای واقعیتی هستند) یا اعتباری‌اند؟ این امور به لحاظ فلسفی جزو معضلات فلسفی‌اند‌. محمولات اخلاقی چه مصداقی دارند؟
اصلا چیزی در عالم خارج هست که خوبی و بدی به آن اشاره کند؟

در فلسفه اخلاق، هم در میان فلاسفه مغرب زمین و هم در میان حکما و متکلمین و اصولیون خودمان، 2 جریان در مقابل هم قرار داشته‌اند: جریان قراردادگرایی و جریان غیر واقعیت‌گرایی‌. علمای اسلام از جریان غیر واقعیت‌گرایی تعبیر به انشا، قرارداد و اعتبار کرده‌اند که در یک جهت با فلاسفه غرب همنو‌ا هستند و آن واقعیت نداشتن گزاره‌های اخلاقی در عالم خارج است‌. اما جریانی هم وجود دارد که می‌گوید محمولات اخلاقی واقعیت دارند‌.

در زمانی که پوزیتیویست‌های منطقی در قرن بیستم گرایش غالب بودند، گرایش‌های غیرواقعگرایانه‌ای پیدا شدند که فلسفه اخلاق را به سمت غیر واقعگرایی بردند که بنا بر اعتقاد آن‌ها قضاوت‌های اخلاقی توصیه‌اند و زبان اخلاقیات هدایتگرند و به هیچ واقعیتی در عالم خارج اشاره ندارند‌. احساس‌گراها هم کل اخلاق را ابراز احساسات و ایجاد احساسات در مخاطب می‌دانند که آن هم از واقعیتی در عالم خارج خبری نمی‌دهد‌. علمای برجسته ما مانند محقق اصفهانی هم تقریبا همین نظر را دارند و می‌گویند گزاره‌های اخلاقی جزو بنائات هستند، مانند بنائات حقوقی که واقعیتی در خارج ندارند‌.

علامه طباطبایی هم از نظریه اعتباری بودن اخلاق دفاع کرده است‌. اما باید توجه داشت که این اعتباری بودن اخلاق، به معنای این نیست که هیچ پشتوانه و معنایی ندارد، بلکه این امر به معنای واقعیت نداشتن در عالم خارج است‌. اما در 2 دهه اخیر در مغرب زمین از رئالیسم یا واقعگرایی اخلاقی دفاع شده است، مانند جورج ادوارد مور که در کتاب مبادی اخلاق از این موضوع دفاع کرده است‌. در میان علمای اسلامی، ملاعبدالرزاق لاهیجی دفاع شدیدی از واقعیات اخلاقی می‌کند‌. حکیم سبزواری هم در همین زمینه از او دفاع کرده است‌. پس در اسلام و غرب، 2 گرایش مقابل هم در زمینه اعتباری بودن هم واقعگرایی اخلاقی وجود دارد‌. مور و لاهیجی، گزاره‌های اخلاقی را بدیهی می‌دانند‌.

اما چه چیزهایی مشارالیه و محکی این قضایا هستند؟ مور این‌ امور را واقعی، اما غیر طبیعی می‌داند‌. مرحوم آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی در کاوش‌های عقل عملی خود درخصوص الزام اخلاقی تلاش می‌کند این مشکل را حل کند و همین‌طور آیت‌الله مصباح یزدی‌. مرحوم حائری یزدی، الزامات و بایدهای اخلاقی را همان لزوم علی و معلولی، البته تنها در ناحیه افعال آدمی که با اختیار انجام می‌شوند، می‌داند‌. در واقع این امر همان ضرورت بالغیر است، یعنی ضرورت از ناحیه علت پیدا شده است‌. پس مشارالیه این امور ضرورت‌های علی و معلولی است‌. اما آیت‌الله مصباح الزامات اخلاقی را الزامات علی و معلولی میان افعال آدمی و کمال مطلوب می‌داند، یعنی به ضرورت بالقیاس در این زمینه معتقد است‌.

اما باید توجه داشت که ضرورت‌های اخلاقی پیش از حصول فعل در خارج هستند‌. مثلا باید عدالت ورزید و این‌ها امور زندگی ما را تنظیم می‌کنند‌. قبل از وجود فعل در عالم هستی، فعل اخلاقی ضرورت دارد، اما مرحوم حائری یزدی و آقای مصباح معتقدند تا ضرورت‌های علی و معلولی وجود خارجی پیدا نکنند، معنای محصلی ندارند‌. ضرورت علی و معلولی با وجود توام است‌. فعل آدمی اگر ضرورت داشته باشد، باید وجود خارجی داشته باشد‌. اما بنا بر اعتقاد آقایان حائری و مصباح، اگر فعل ضرورت خارجی پیدا کرد، دیگر زمان ضرورت اخلاقی نیست‌. اما در اخلاق، قبل از انجام فعل، وجوب و الزام اخلاقی را مطرح می‌کنیم‌. ضرورت اخلاقیات پیش از وجود تکوینی‌شان در خارج است‌. اما به‌هر حال این بزرگان فهمیدند که بایدهای اخلاقی مانند قراردادهای اجتماعی نیستند‌.

در دفاع از واقعی بودن الزامات اخلاقی، باید گفت لزوم اخلاقی صفت یگانه و یکتایی است‌. چرا اصلا در هستی‌شناسی به دنبال امور ملموس می‌گردیم؟ لزوم اخلاقی خود یک واقعیتی است و خود صفتی یکتاست‌.
عالم ما تنها محل مجردات و مادیات نیست، بلکه الزامات اخلاقی هم جزو واقعیات عالمند‌. به این امور همان‌طور برمی‌رسیم که در امور دیگر‌. الزامات تکوینی علی و معلولی ارجاع نمی‌شوند‌. ما چگونه به خود می‌رسیم؟ به الزامات اخلاقی هم همین‌گونه می‌رسیم‌. آیا فطرت‌های پاک انسانی ما صرف قراردادند و امور اخلاقی هم بنابراین قراردادها تغییر می‌کنند؟ این نظریه شهودات ما را تبیین می‌کند‌. اما برهانی بر این امر نداریم، این‌ها بداهت‌های وجدانی ماست‌. در عالم خارج الزامات اخلاقی داریم و ارجاعات، خود این الزامات هستند‌. ما باید در هستی‌شناسی خود تجدیدنظر کنیم‌. این هستی‌شناسی باید اجازه دهد که هستی‌های اخلاقی از سنخ الزامات اخلاقی وجود داشته باشد‌. واقعی بودن مشارالیه الزامات اخلاقی منافاتی با انشا بودن جملات اخلاقی ما ندارند، اما مفهوم بایستی و نبایستی واقعیت دارد‌. انشا اخبار نیست، اما واقعیت هست‌. مانند اراده که مصداق واقعی دارد، اما اشاره هم دارد‌. پس مشارالیه و مدلول این الفاظ، واقعی هم هست‌.

غلا‌مرضا حسین‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها