در بازیهای انتخابی جام جهانی امریکا در دوحه وقتی تیم ملی ایران برابر ژاپن با گل علی دایی به پیروزی رسید، برگزارکنندگان آن مسابقه، دایی را به عنوان بهترین بازیکن میدان معرفی کردند.
زمانی که دایی جایزه خود را دریافت میکرد، اتو فیستر، سرمربی آلمانی کامرون که در آن روزها در قطر پرسه میزد، رو به بنده و اردشیر لارودی کرد و پرسید، به اعتقاد شما چه بازیکنی از ایران بهترین بازیکن میدان بود؟
کد خبر: ۱۶۳۷۷۲
ما دو نفر به اتفاق گفتیم، علی دایی؛ او گلزن سرنوشت ساز تیم ما بود و این جایزه هم موید حرف ماست. فیستر مکثی کرد و گفت: شماره 16 شما، قلعهنویی هم در پیروزیتان نقش داشت، دایی هم بازیکن بزرگی میشود، او حتی میتواند در بایرن مونیخ آلمان هم بازی کند.وقتی ما این حرف فیستر را در روزنامههای آن زمان نوشتیم، بعضی از کارشناسان آن روز، ما را به باد انتقاد گرفتند و با طعنه و کنایه، این حرفها را شوخی اتو فیستر آلمانی قلمداد کردند.
اما دایی این ادعای فیستر را خیلی زود ثابت کرد و امروز نسل بازیکنان مستعد آن زمان مثل دایی، قلعهنویی، نامجو، درخشان، مدیرروستا، زرینچه، ابطحی، مرفاوی و ... رفته رفته، زمام رهبری فوتبال ما را در دست میگیرند و این اتفاقی است که باید زودتر از اینها انتظارش را میکشیدیم. علی دایی، سرمربی فعلی ما آدم عجیبی است، میتواند از هر ناممکنی، ممکن بسازد؛ مثل قضیه بازی کردنش در بایرن مونیخ. دایی، برای راه یافتن به تیم ملی، راه سختی پشت سر گذاشت، مدتها در بانک تجارت خوب بازی کرد ولی او را کمتر میدیدند، تا این که او به تیم ملی دعوت شد و در 7 دقیقه پایانی بازی ایران عمان وقتی به جای مرفاوی به میدان رفت، دیگر پیراهن تیم ملی را از تن بیرون نیاورد.امروز دایی، در جایگاهی نشسته است که داییهای جوان منتظرند تا مرد سرد و گرم چشیده فوتبال ایران، گوشهچشمی به آنها بیندازد؛ بازیکنانی که در لیگ ایران خوب بازی میکنند، از همپستیهای خود، اثر بیشتر و بهتری دارند، اما وقتی تیم ملی انتخاب میشد، کسان دیگری جای آنها را میگرفتند، چرا چون اسم آنها گندهتر بود، اشاره دایی به این که میگوید؛ شایستهسالاری باید در تیم ملی مد شود، حرف دلگرمکننده و امیدبخشی است، دایی مثل خیلیها بلد نیست حرفهایش را عوض کند. او میفهمد چه میگوید و اگر بگوید به آن عمل خواهد کرد. همین یک ویژگی، میتواند از دایی چهرهای موفق در عرصه مربیگری بسازد.