سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

محرمانه در برف و آفتاب‌

پخش سریال یک مشت پر عقاب از شبکه یک سیما همه را غافلگیر کرد و نشان داد که سریال‌های تلویزیونی می‌توانند آنقدر جذاب باشند که همه گروه‌های سنی را جذب کنند و آنها راضی از پای تلویزیون بلند شوند. یک مشت پر عقاب درباره اتفاقاتی است که در سال‌های 56 و57 درکشور رخ داد و منجر به پیروزی انقلاب شد. نمایش این سریال بعد از ایام دهه فجر نشان داد که مدیران تلویزیون نمی‌خواهند پیروزی انقلاب را فقط در روزهای دهه فجر مرور کنند بلکه با نمایش اتفاقاتی که پیروزی را رقم زد در طول سال تاکید دارند که ذهن مردم را در همه روزها با این اتفاق مهم درگیر کنند.
کد خبر: ۱۶۱۵۲۵

یک مشت پر عقاب فیلمنامه خوب و حساب شده‌ای دارد و فرهاد توحیدی نویسنده آن با رعایت تمام قواعد حرفه‌ای فیلمنامه‌نویسی فیلمنامه خود را از خوب جایی شروع کرده است. شروعی که با کنجکاوی مخاطب همراهی می‌شود و ادامه می‌یابد. اصغر هاشمی که در پرونده کاری خود سریال موفقی چون آپارتمان را دارد در سریال یک مشت پر عقاب دقیق و منسجم کار کرده است. انتخاب عوامل زبده و کاربلد در کنار بازیگرانی که تاکنون نشان داده‌اند که بازیگری برایشان یک تفریح نیست از دیگر عوامل موفقیت یک مشت پر عقاب است.

سریال با بازی خوب و تحسین برانگیز علیرضا خمسه در نقش یک گروهبان ارتش شروع شد و با حضور حامد بهداد ادامه یافت و بعد از آن بازیگران مطرح دیگری چون رضا کیانیان و آهو خردمند معرفی شدند. تدوین حساب شده و منسجم و موسیقی خوب که با صحنه‌های سریال کاملا همخوانی دارد باعث شده همگان به این نتیجه برسند که عوامل سازنده یک مشت پر عقاب روی تک‌تک صحنه‌ها دقت داشته‌اند و برای ارائه یک کار خوب در کنار هم قرار گرفته‌اند. 

یک مشت پر عقاب بعد از سریال‌هایی چون ساعت شنی و رقص پرواز، سومین موفقیت تلویزیون در دو،سه ماهه اخیر در ارائه سریال‌های موفق است که هم کارشناسان رسانه و هم عموم مردم را راضی کرده است. البته امسال را می‌توان سال موفقیت تلویزیون در جذب مخاطب و بالا بردن سطح کیفی  آثار تلویزیونی دانست. نمایش سریال‌هایی چون مدار صفر درجه، میوه ممنوعه، اغما و حلقه سبزنشان داد که مدیران سیما روی تولید آثار برتر تلویزیون تاکید دارند و با تولید و نمایش این سریال‌ها به مخاطبان و تهیه کنندگان و کارگردانان نشان داده‌اند که معیار سریال سازی در تلویزیون چیست و بعد از این چگونه سریال‌هایی از شبکه‌های مختلف تلویزیون پخش خواهند شد.

البته نمایش سریال‌های برتر که مخاطب فراوانی هم دارند به صورت فشرده و 3 روز در هفته آزمون جدید تلویزیون در پخش آثار پر مخاطب است که باید منتظر نتایج این آزمون و خطا بود از طرفی این روش کار باعث می‌شود که تولید سریال‌های تلویزیونی از لحاظ کمی نیز بیشتر شود و در این شرایط است که تولید به مراقبت بیشتری نیاز پیدا می‌کند. چون بعد از موفقیت‌های پی‌درپی احتمالا دیگر تلویزیون نخواهد خواست که کمیت را فدای کیفیت کند. با پخش سریال‌هایی که نام آنها ذکر شد در یک سال اخیر توقع مخاطبان نیز از سیما بیشتر شده است و مردم منتظر برنامه‌ریزی منسجم تلویزیون هستند. برنامه‌ریزی که حتما به اعتمادی که مردم به رسانه ملی نموده‌اند احترام می‌گذارد. اعتماد به ارتقای سطح کیفی برنامه‌های نمایشی و غیر نمایشی تلویزیون به راحتی به دست نمی‌آید و اکنون که شرایط این اعتماد مهیا شده است می‌توان از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.

حیاتی در برف و آفتاب

چند شبی است حیاتی، گوینده با سابقه اخبار را در کسوت مجری در برنامه‌ای با نام برف و آفتاب که از شبکه یک سیما پخش می‌شود، می‌بینیم. سال‌هاست که می‌شنویم گویندگی اخبار با اجرا متفاوت است و این دو حرفه ویƒژگی‌های خاص خود را می‌طلبند. اما حیاتی با حضور موفق خود در برنامه برف و آفتاب نشان داد که یک گوینده می‌تواند پس از سال‌ها تجربه‌اندوزی و کسب دانش لازم در اجرای یک برنامه گفتگو محور هم موفق عمل کند. ترکیب مهمانانی که به برنامه برف و آفتاب هم دعوت می‌شوند، ترکیب مناسبی است، معمولا یکی از مهمانان ادیب یا هنرمند است و دیگری یکی از سیاستمداران و یا دولتمردان است. فضای برنامه گرم و صمیمی است و گویا طراحان و سازندگان آن تصمیم ندارند با ارائه برنامه‌ای خشک و رسمی مخاطبان خود را محدود کنند. سوالات در عین حال که مساله‌ای مهم را عنوان می‌کنند اما به اصطلاح نرم هستند و مهمان هم با رعایت این فضا به سوالات، جوابی راحت می‌دهد. مثلا در یکی از برنامه‌های برف و آفتاب که سردار شمخانی به عنوان مهمان حضور داشت و محور برنامه ثروت‌های ملی بود، مجری از او خواست که از فضای کارش بگوید و شمخانی که گویا سریال یک مشت پر عقاب را دیده بود با لحن سروان شهدوست گفت: به هر حال آرتش است و باید با کیفیت بود. جالب اینجاست که این سردار از فیلمی چون تنگسیر یاد کرد و آن را جزو ثروت‌های ملی دانست. در این برنامه پشت صحنه یکی از فیلم‌هایی که محسن رمضانی، بازیگر نابینای فیلم رنگ خدا کارگردانی می‌کرد به نمایش درآمد و تاکید شد که مسوولان کشور باید قدر این افراد را که در آینده می‌توانند کشور را بسازند بدانند و زمینه‌های پرورش و رشد آنها را فراهم کنند. 

افشاگری در محرمانه‌

یکی از برنامه‌هایی که پخش آن در ایام دهه فجر از تلویزیون آغاز شد و تاکنون ادامه یافته و با اقبال مخاطبان بخصوص جوانان و تحصیلکردگان قرار گرفت، برنامه محرمانه ‌است که در ساختاری گفتگو محور و با دعوت از دولتمردان و کسانی که روزی در اداره کشور پست‌های مهم داشته‌اند درباره اندیشه، زندگی خصوصی و روش کار آنها را بررسی می‌کند. این برنامه با دکوری منحصر به فرد که بیشتر اتاق بازجویی را در ذهن تداعی می‌کند و با استفاده از چند مجری جوان از مهمان برنامه سوالاتی پرسیده می‌شود و آنها با پاسخ‌هایی شفاف سعی می‌کنند گوشه‌هایی از تاریخ را برای مردم بازگو کنند.

از مهمانان این برنامه می‌توان به محمد هاشمی اشاره کرد که شبی در این برنامه حضور یافت و با لحن شیرین و خودمانی از زندگی، تحصیلات و فعالیت‌های سیاسی خود گفت. تحصیل او در امریکا و آغاز فعالیت‌های سیاسی در خارج از کشور شنیدنی بود، این سیاستمدار که زمانی وزیر کشور و رئیس سازمان صدا و سیما بوده است در کنار بازگویی خاطرات خود از افراد دیگری چون شهید بهشتی نیز یاد می‌کرد که در خلال این بازگویی خاطرات به خوبی می‌توانستی به بزرگی این شهید پی ببری.

هواشناسی به سبک نیکلاس کیج‌

سرمای شدید امسال که به گفته کارشناسان در 30 سال گذشته بی سابقه بود بازار بخش هواشناسی شبکه‌های مختلف تلویزیون را حسابی داغ کرد و این بخش را به یکی از پربیننده‌ترین بخش‌های خبری تلویزیون تبدیل کرد. تا دو،سه سال پیش فقط یک یا دو کارشناس هواشناسی در تلویزیون حضور داشتند و اخبار مربوط به هوا  را به بیننده‌ها اعلام می‌کردند. با گسترش شبکه‌های تلویزیونی و افزایش بخش‌های خبری و ترکیبی و اطلاع‌رسانی به مرور به تعداد کارشناسان هواشناسی هم افزوده شد. برخی از این کارشناسان خیلی زود خود را با ریتم و ساختار برنامه هماهنگ کردند و سعی کردند از ادبیات برنامه در اخبار هواشناسی استفاده کنند و بخش خود را جذاب‌تر نمایند و گروهی نیز مثل سابق روش کلاسیک خود را ادامه دادند. در این میان یکی از این کارشناسان هواشناسی به نوآوری اعتقاد بیشتری نشان داده است و سعی کرده نوع بیان و ادبیات خاص خودش را داشته باشد. این کارشناس اصغری نام دارد و در برنامه‌های صبحگاهی و اخبار ساعت 21 می‌توان او را دید. این کارشناس بیننده را یاد فیلم هواشناس می‌اندازد که نیکلاس کیج در آن بازی می‌کرد. نیکلاس کیج در این فیلم با سبک منحصر به فرد خود توانسته بود به شهرت خوبی دست پیدا کند. ما هم امیدواریم آقای اصغری به شهرت زیادی دست پیدا کند و روز به روز به تعداد مخاطبان برنامه‌اش افزوده شود اما هیچ‌وقت در زندگی خصوصی با مشکلاتی که نیکلاس کیج دست به گریبان بود مواجه نشود. به هرحال توجه به بخش هواشناسی تلویزیون و استفاده از گرافیک‌ها و نقشه‌های بین‌المللی یکی از نوآوری‌های تلویزیون است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

غاز دوست داشتنی و آگهی‌های تلویزیونی‌

زمانی پخش آگهی‌های تلویزیونی و زمان زیاد آنها قبل و میان برنامه‌ها داد و فریاد مخاطبان رادیو و تلویزیون را به آسمان برده بود. البته هنوز هم هستند کسانی که از حجم زیاد آگهی‌ها دلخور هستند اما واقعیت این است در ماه‌های اخیر در ساخت و تولید این آگهی‌ها خلاقیت‌هایی دیده می‌شود که برخی از این آگهی‌ها را هم برای مخاطبان جذاب و دیدنی کرده است.

در تمام دنیا آگهی‌های تبلیغاتی بامحوریت زنان ساخته می‌شوند. زنانی که تمام شاخصه‌های تبلیغاتی را دارند و به اصطلاح به آنها مانکن می‌گویند. برخی از شرکتهای مهم اقتصادی برای گسترش دامنه تبلیغات خود گاهی از بازیگران معروف استفاده می‌کنند اما واقعیت این است که در کشور ما برای طراحی آگهی‌های تلویزیونی به ندرت از زنان استفاده می‌شود. سازندگان این آگهی‌ها با استفاده از فرم‌های گرافیکی وفضاهای خلاقانه شکل‌های جدیدی از آگهی را ارائه می‌دهند که در نوع خود در دنیا بی نظیر است.

پلنگ صورتی شخصیت محبوب کارتونی ابتدا برای کارهای تبلیغاتی طراحی شد و به مرور تبدیل به یکی از محبوب‌ترین کارتون‌های تلویزیونی شد که تولید آن  به صورت سریالی ادامه پیدا کرد. اکنون در میان آگهی‌های تلویزیونی کشور ما یک غاز شکل گرفته است که با عکس‌العمل‌های جالب خود در مقابل اتفاقات می‌رود تا به یکی از شخصیتهای دوست داشتنی و کارتونی تبدیل شود که بزرگ و کوچک او را دوست خواهند داشت.

سینمای ایران در مقابل خرس نقره‌ای‌

هفته گذشته در زمانی که خبر بد راه یافتن سی‌دی‌های قاچاق فیلم سنتوری ساخته داریوش مهرجویی که هنوز به اکران عمومی در نیامده است سینماگران و علاقه‌مندان به سینمای ایران را ناراحت کرد یک خبر خوشایند همه را سر ذوق آورد: رضا ناجی بازیگر فیلم آواز گنجشک‌ها ساخته مجید مجیدی توانست خرس نقره‌ای جشنواره برلین را از آن خود کند.

 تاکنون کارگردانان ایرانی بسیاری از جشنواره‌های مطرح دنیا جوایز ارزشمندی دریافت کرده‌اند اما بندرت پیش آمده که یک بازیگر ایرانی بتواند جایزه معتبری را ازآن خود کند. جالب اینجاست که ناجی از بازیگران کاملا حرفه‌ای سینمای ایران نیست که مثلا سالی چند کار داشته باشد و با کارگردانان مختلف کار کند. ناجی بهترین و بیشترین نقش‌های خود را در فیلم‌های مجید مجیدی ایفا کرده است و اکنون این بازیگر بی‌ادعا و ساکن تبریز توانسته یکی از معتبرترین جوایز بازیگری دنیا را به ایران بیاورد. اما آیا واقعا سینمای ایران‌می‌تواند از قابلیتهای این بازیگر توانمند استفاده کند و باعث شود که بازیگران ایرانی باز هم طعم جهانی شدن را بچشند یا این‌که خرس نقره‌ای در ایران تنها خواهد ماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها