حسینیان:" من به این واژه اعتراض دارم که همه را ارکان نظام بدانیم"

"روح الله حسینیان" رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی به اینکه از همه شخصیتهای برجسته انقلابی به عنوان "ارکان نظام" یاد شود، اعتراض کرد و اظهارداشت:"اصلاً من به این واژه اعتراض دارم که همه را ارکان نظام بدانیم. انقلاب سه رکن بیشتر ندارد رهبری، ایدئولوژی و مردم. اگر بزرگان رکن انقلاب بودند باید تاکنون این انقلاب صد بار فرو ریخته بود."
کد خبر: ۱۶۱۲۸۱

حسینیان در گفتگویی با خبرگزاری فارس که امروز یکشنبه انتشار یافت، همچنین این دیدگاه افرادی را که  معتقدند بخاطر مطلبی که در سایت مرکز انقلاب اسلامی در واکنش به سیدحسن خمینی به چاپ رسیده،  حسینیان در توهین به نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی نقش داشته است، قاطعانه رد کرد.

  

وی گفت:"راه خمینی برای من از هر کس دیگر عزیزتر است ولی عشقم به ذریه خمینی تا زمانی است که ذریه‌اش در خط خمینی باشند."

 

متن کامل مصاحبه فارس با حسینیان را پیش رو دارید:

 

روح الله حسینیان شخصیتی است که هم دستی در تاریخ دارد و هم سیاست، هم علوم حوزوی خوانده و هم کارکشته امر قضاست. برخی شیفته صراحت لهجه اویند وبرخی دیگر او را خشک و غیرمنعطف می دانند. روح الله حسینیان هر شخصیتی که داشته باشد برای خبرنگاران و اصحاب رسانه موهبتی است که صریح و شجاعانه از مواضع خود دفاع می کند و فضای لازم را برای مانورهای رسانه ای مهیا می سازد. گفتگوی ما را با رئیس سازمان مرکز اسناد انقلاب اسلامی می خوانید.

جناب آقای حسینیان اجازه دهید مروری داشته باشیم بر اتفاقات اخیر. چنانچه می‌دانید بعد از سخنرانی فرمانده سپاه، آقای سید حسن خمینی موضع‌گیری کرد. متعاقباً یکی از سایت‌ها مطالبی توهین‌آمیز در مورد ایشان منتشر ساخت و به دنبال این وقایع، سیل حمایت از یک طرف و توهین و افترا نسبت به دولت و اصول‌گرایان و از جمله جناب‌عالی سرازیر شد.

- بله متأسفانه چنین شد از جمله نامه‌ای بود که آقای حمید انصاری برای اینجانب نوشت و برخی خبرگزاری ها و سایت‌های ضد انقلابیون خارج از کشور و دوم خردادی‌ها آن را تحت پوشش شدید و فراوان قرار دادند. در حالی که من یک کلمه اظهار نظر نکرده بودم و حتی از همه این مسائل بی‌خبر بودم. علّت بی‌خبری من هم این بود که مرکز اسناد انقلاب اسلامی در روزهای پایانی سال مشغول برنامه‌نویسی و اظهارنظر در مورد کتاب‌هایی است که آماده چاپ هستند.

چه سایت‌هایی این شایعه را ساختند؟

- اولین سایتی که دیدم سایت فردا متعلق به رادیو آمریکا بود بعد سایت صبح متعلق به دوم خردادی‌ها با عبارت "جسارت حسینیان به بیت امام خمینی" این دروغ را منتشر کرد و بعد سایت‌های دیگر دوم خردادی‌ها با همین عنوان، فحاشی و تهمت را به من آغاز کردند. 

علّت این شایعه چه بود و چرا با یک نسبت دروغ به این صورت جوّسازی کردند؟

- اجازه دهید من در این باره توضیحات بیشتری بدهم. همه می‌دانند که من شب و روز خود را برای تدوین تاریخ انقلاب امام خمینی گذاشته‌ام. همه می‌دانند که امام خمینی عشق، آرمان، مراد و همه‌ هستی من هست. به لطف خدا تا این لحظه در این آستانه‌بوسی امام خمینی لحظه‌ای تردید نکرده‌ام. من پنج جلد کتاب در مورد نهضت امام خمینی نوشته‌ام که حتی به اعتراف همین آقای حمید انصاری از بهترین کتاب‌هایی است که در این حوزه نوشته شده است. بهترین کتاب من که تاکنون چند نوبت چاپ شده در مورد زندگی آیت‌الله سیدمصطفی خمینی به نام "ستاره صبح انقلاب" است.


تمام سخنرانی‌های من در ایام فجر در مورد نقش امام خمینی در انقلاب و ویژگی‌های رهبری امام خمینی بوده است. در هر جا صحبت کنم محال است از امام خمینی نام نبرم. امّا یک مرتبه اعلام می‌شود که حسینیان به بیت امام خمینی جسارت کرد. سؤال اساسی من از بیت امام خمینی و هواداران واقعی امام در بیت این است که آیا طرح این دروغ به نفع بیت امام خمینی است؟ کسانی که مرا می‌شناسند، زندگی مرا از نزدیک دیده‌اند، کسانی که با افکار، اندیشه و آثار من آشنا باشند، نمی‌پرسند چه اتّفاقی افتاده که چنین شخصی به بیت امام خمینی جسارت می‌کند؟ من اگر جزء دست‌اندرکاران بیت امام خمینی بودم از این افراد که هیچ‌گاه کینه امام خمینی را از دل نبردند و اینک تحت پوشش حمایت از بیت امام خمینی، مریدان امام خمینی را مورد هتاکی قرار می‌دهند، اعلام برائت می‌کردم.

 

من با صدای بلند اعلام می‌کنم که خمینی هستی من است و می‌گویم: "اُحبُّ لِحُبِّها طلعاتَ نجد" من حتی بلندی‌ها و خاک جماران را به خاطر عشق به خمینی دوست دارم. من وقتی به حرم امام خمینی مشرف می‌شوم و پنجره‌های ضریحش را در آغوش می‌کشم، همان آرامشی را که هنگام سجده در پیشگاه خداوند دارم، احساس می‌کنم . چون او را فانی فی‌الله می‌دانم. چطور کسی که به خاک دیار خمینی عشق می‌ورزد نسبت به ذریه‌اش بی‌اعتنا باشد.


"اَذِلُّ لِآل لیلی فی هواها واحتمل الاصاغِرَ و الکبارا" .من در مقابل آل لیلی به خاطر عشق او خضوع می‌کنم و سختی‌های کوچک و بزرگ را تحمل می‌کنم. امّا بدون ترس از همه اعلام می‌کنم، راه خمینی برای من از هر کس دیگر عزیزتر است و عشقم به ذریه خمینی تا زمانی است که ذریه‌اش در خط خمینی باشند.

امام خمینی عشق، آرمان، مراد و همه‌ هستی من است و تا این لحظه در این آستانه‌بوسی تردید نکرده‌ام.

با این همه چطور شما را متهم به جسارت به بیت امام خمینی کردند؟

- علّت اساسی احقاد بدریه و کینه‌های چراغیه بود، دوم خردادی‌ها هنوز زخم برنامه چراغ را دارند و در هر فرصتی به دنبال انتقام هستند و می‌خواهند با هوچیگری، حرمت مرا خدشه‌دار کردند؛ امّا غافلند که انّ الله یُدافع عن الذین آمنوا.

یعنی معتقدید که در این واقعه، اصول‌گرایان و خصوصاً جنابعالی لطمه نخوردید؟

- ببینید ممکن است در آب گل‌آلود ماهی گرفت، ولی از آن آب نمی‌توان سیراب شد. روزی گِل‌و لای فرومی‌نشیند و آب زلال خواهد شد. اصولاً اگر با هوچیگری و شارلاتانیسم می‌شد به حیات ادامه داد، دوم خردادی‌ها هم اکنون در ایران باید یک شاهنشاهی دیگری برای خاندان خردادیان تشکیل داده بودند. 

بعد از تکذیب شما نسبت به مطلب آقای انصاری بسیاری که شما را متهم کرده بودند گفتند در سایت مرکز تحت مدیریت آقای حسینیان مقاله‌ای تحت عنوان "سخنی با حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی" آمده است.

-این حرف درست است. اولاً سایت مرکز یک بخش مستقلی است که مدیرمسئول و هیأت سردبیری دارد. برای هر مقاله از من اجازه نمی‌گیرند. البته من مسئولیت این سایت را می‌پذیرم، ولی پذیرفتن مسئولیت، غیر از نسبت دادن مقاله‌ای به صاحب مسئولیت است. ثانیاً شما می‌توانید این مقاله را مطالعه کنید. این مقاله که توسط آقای صدقی مسئول گروه روابط بین‌الملل نوشته شده است نه درصدد انکار نهی امام خمینی از دخالت نظامیان در انتخابات است و نه درصدد توجیه کلام امام خمینی. بنابراین پاسخ آقای حمید انصاری اصلاً ربطی به مقاله آقای صدقی نداشت؛ چون آقای صدقی نهی امام را نه نفی کرده نه توجیه؛ بلکه این مقاله تماماً درصدد توجیه کلام فرمانده سپاه است. وی مدعی است که منظور فرمانده سپاه از حمایت از اصول‌گرایان، نه حمایت از شخص یا جناح خاصی است، بلکه اصول‌گرایی به معنای یک عقیده و ارزش مورد حمایت سپاه است. یعنی همان چیزی که بعداً فرمانده سپاه خود بیان کرد. 

شاید منظور حمله‌کنندگان به شما این باشد که اگر حسن‌آقا مطلبی بیان کرد هیچ کس نباید اظهارنظر کند و اظهارنظر در مورد سخنان نوه امام خمینی توهین محسوب بشود؟

- من بعید می‌دانم که بیت امام خمینی و حاج حسن‌‌آقا خمینی چنین نظری یا چنین قصدی داشته باشند چه این که وی در همین چند وقت پیش در مورد اندیشه امام خمینی گفت باید مورد اجتهاد قرار گیرد و لازمه اجتهاد نقد است، پس چگونه ممکن است کسی که برای امام خمینی چنین مصونیتی قائل نباشد برای خود قائل باشد. من تعجب می‌کنم همین چند وقت قبل بود که یک دوم خردادی در زنجان ضمن سخنرانی گفت: من از امام حسین هم انتقاد می‌کنم و هیچ یک از اینها که امروز داد و فریاد راه انداخته‌اند، اعتراض نکردند که چرا قداست‌زدایی می‌کنید؟ حال چگونه ممکن است جرأت طرح این مسئله را داشته باشند. البته اگر دیگران به دنبال اعمال استبدادی هستند تا تحت این عنوان، دیکتاتوری جدیدی را به وجود بیاورند همان طوری که با شعار آزادی، دیکتاتوری رضاشاهی ایجاد کردند باید در مقابل این استبداد ایستاد.

اگر دیگران به دنبال اعمال استبدادی هستند تا تحت این عنوان، دیکتاتوری جدیدی را به وجود بیاورند، باید در مقابل این استبداد ایستاد.

 به نظر می‌رسد که شما این حمایت‌ها را از نوه امام خمینی یک برنامه سیاسی هماهنگ شده می‌دانید آیا احتمال این را که این توهین نیز از طرف خود این آقایان برنامه‌ریزی شده باشد نمی‌‌دهید؟

- این موضوع را باید مراکز اطلاعاتی تحقیق بکنند و نظر بدهند و اینکه بعضی نیز از سر دلسوزی و ارادت به امام خمینی این توهین و هتاکی بی‌ادبانه را پاسخ گفتند من شکی ندارم. همان طوری که نسبت به سوءنیت بعضی از آقایان هیچ شکی ندارم. فراموش نمی‌کنم در زمان حضرت امام خمینی یکی از همین افرادی که یک اطلاعیه شدیداللحنی در حمایت از حاج‌ حسن‌آقا صادر کرد، روزی به جماران رفت تا خدمت امام برسد. حفاظت از پارک اتومبیل وی در جای نامناسب ایراد گرفت. همین آقا عمامه‌اش را بر زمین زد و هر چه از دهانش بیرون آمد، نثار حاج احمدآقا کرد و سپس با صدای بلند فریاد می‌زد که "احمد می‌خواهد مرا ترور کند" سپس مسئول حفاظت بیت را دستگیر و زندانی کرد که با فرمان امام خمینی وی از زندان آزاد شد. خوشبختانه چون طرفین از یکدیگر شکایت کردند، صورت‌جلسه این توهین نوشته شده و تصمیم دارم برای کتاب تاریخ جمهوری اسلامی آن را بیاورم. حالا وقتی می‌بینم همین آقا که با پدر آن رفتار را داشت و اکنون سینه چاک پسر شده غرق تعجب می‌شوم و تأسف می‌خورم چرا که بعضی از مطالب را نمی‌توانم روشن بیان کنم. 

البته بعضی از این آقایان استدلال درستی را ارایه می‌دهند. عده‌ای از اینها معتقدند نباید ارکان انقلاب را تخریب کرد. آیا شما با این استدلال مخالف هستید؟

- من شکی ندارم که اصل این نظریه صحیح است. هیچ نیروی وابسته به انقلاب را نباید تخریب کرد. هیچ کس را نباید مورد توهین و هتاکی قرار داد؛ ولی همه صحبت بر سر عمل است. من ده‌ها سؤال بر این نظریه قابل قبول دارم: اولاً این اصل عمومی است یا متعلق به یک گروه یا یک فرد است؟ اگر آیت‌الله مصباح مورد تخریب جناح دوم خرداد گیرد، این عین آزادی است؟ ولی اگر شاگرد دیگری از امام مورد توهین قرار گیرد این تخریب رکن انقلاب است؟ سؤال دوم من این است که این رویه را چه کسی بنیاد گذاشت؟


وقتی شخصیت هاشمی رفسنجانی با هزاران تهمت در روزنامه‌ها دوم خردادی مورد هتاکی قرار گرفت تا جایی به او لقب عالی‌جناب سرخ‌پوش دادند و بعدها همین مقالات تبدیل به کتاب شد و با بودجه وزارت ارشاد چاپ شد و از بودجه وزارت ارشاد خریدادی شد و هزاران نسخه به دوردست‌ترین کتابخانه‌های کشور فرستادند و هیچ کس از مدعیان و سینه‌چاکان امروزی ارکان نظام دفاعی به عمل نیاوردند تا جایی که آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم نفر سی‌ام شد، حالا معیار عوض شده آیا نباید به این سینه‌چاکان شک کرد و آنها را متهم به دروئی کرد؟


اساساً دوم خردادی‌ها برای این تخریب‌ها حتی نظریه‌پردازی کردند. یکی از نویسندگان همین قبیله رسماً در مقاله‌ای نوشت که "یکی از موانع انقلاب قدسی کردن رهبران انقلاب بود تا جایی که خنده و غضب امام خمینی مقدس شد و کسی جرأت انتقاد نداشت" حالا چطور اینها مدعی دفاع از ارکان انقلاب هستند. 

ممکن است در پاسخ شما بگویند اینها طیف تندرو دوم خردادی‌ها بودند بقیه این حرف‌ها را قبول نداشتند؟
- این توجیه به هیچ وجه قابل قبول نیست، کسانی که به طور مطلق از دوم خردادی دفاع می‌کردند، در صفّ آنها بودند، به جراید آنها کمک مالی می‌کردند، آنها را در لیست کاندیداهای خود می‌آوردند، آنها را مشاور فرهنگی و اجتماعی کرده بودند، به آنها پست می‌دادند، از آنها تجلیل می‌کردند و اگر قوه‌ قضائیه با آنها برخورد می‌کرد در سمت نمایندگی و ریاست‌جمهوری دفاع می‌کردند و بقیه هم سکوت می‌کردند، امروز نمی‌توانند خود را از عملکرد همفکران خود تبرئه کنند. ما در مکتب تشیع آموخته‌ایم "لعن‌الله امهً ظلمتکَ و لعنَ‌الله امهً سَمِعَت بذلکَ فرضیت به" و فرد ساکت برادر فرد راضی است و راضی به فعل همکار آن محسوب می‌گردد. اگر می‌خواهند خود را تبرئه کنند باید رسماً اعلام برائت کنند.

اگر آیت‌الله مصباح مورد تخریب جناح دوم خرداد گیرد، این عین آزادی است اما اگر شاگرد دیگری از امام مورد توهین قرار گیرد این تخریب رکن انقلاب است؟!


با این توضیح جناب‌عالی معتقدید که از بزرگان انقلاب نباید انتقاد کرد آنها مقدس هستند و مصون از انتقاد هستند؟

- هرگز من چنین اعتقادی ندارم. اعتقاد من این است که نباید به کسی توهین کرد، نباید هتک حرمت کرد و نباید تهمت زد.

 

همه اینها منجر به واگرایی می‌شود و این برای جامعه و انقلاب ضرر دارد؛ ولی باید نقد محترمانه باشد. عملکردها باید مورد نقد قرار گیرند. منش‌ها و رفتار کسانی که مسئولیت در نظام می‌پذیرند باید مورد نقد قرار گیرد شما نگاه کنید عثمان‌بن حنیف آن یار فداکار امام علی(ع) و استاندار امام بر سر سفره‌ای می‌نشیند که اشراف بی‌حضور فقرا بر سر آن می‌نشینند. سفره‌ای گسترده از انواع غذاهای رنگارنگ امام علی(ع) نامه‌ای به آن می‌نویسد، عمل وی را نقد می‌کند و نامه در تاریخ می‌ماند. پس نقد منصفانه، اصول‌گرایانه و مشفقانه لازمه رشد نیروها و بالندگی نظام اسلامی و از سنت‌های حسنه شیعی است. 

با این توضیح و شرایط، شما نقد مسئولان نظام را تخریب ارکان انقلاب نمی‌بینید؟

- اصلاً من به این واژه اعتراض دارم که همه را ارکان نظام بدانیم. انقلاب سه رکن بیشتر ندارد رهبری، ایدئولوژی و مردم. اگر بزرگان رکن انقلاب بودند باید تاکنون این انقلاب صد بار فرو ریخته بود. در یک شب 72 نفر از بزرگان و شخصیت‌های عزیز انقلاب به شهادت رسیدند. رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر در یک بمب‌گذاری نفاق به شهادت رسیدند. ده‌ها نفر از همین بزرگان از انقلاب بریدند و حتی به صدام پناه بردند، امام جمعه‌اش به فرانسه رفت، بعضی‌ها جدایی خود را رسماً اعلام کردند؛ ولی انقلاب همچنان پویا به پیش می‌رود. خواهش می‌کنم به جای ارکان انقلاب بفرمایید یاران انقلاب. علاوه بر این، نباید یاران انقلاب را در عده‌ای خلاصه کنیم که با جدایی یا مرگ اینها انقلاب را بی‌یاور معرفی کنیم. 

 ممکن است توضیح بیشتری بدهید؟

- البته دوست نداشتم وارد این بحث بشوم، ممکن است به خیلی از اساتید و بزرگان که حقّ استادی بر من دارند و احترام‌شان بر من واجب است بربخورد.

شما ما را بیشتر مشتاق شنیدن توضیح‌تان کردید خواهش می‌کنم بیشتر توضیح دهید؟

- من البته دلم می‌خواست یک روز در این زمینه یک بحث نظری و علمی را مطرح بکنم؛ ولی با این حال به آن اشاره می‌کنم. ببینید امام خمینی متعلق به زمان خاص یا مکان خاصی نبودند. هیچ کس به خاطر قدمت تاریخی، حقّ ندارد صحابیت را منحصر به گروه خاصی کند. یک گروه امام خمینی را در نهضت یاری کردند، عده‌ای به دلیل تفاوت سنی امام خمینی را در سال 56 و 57 حمایت کردند و مخلصانه سینه‌های خود را مقابل گلوله‌های دشمن نگه داشتند. نسل دیگری در جبهه‌ها امام خمینی را یاری کردند. نسل دیگری، بعدها از اندیشه‌ها و راه امام خمینی دفاع کردند. حتی خارج از مرزها در لبنان، نسلی روی کار آمدند که برای آرمان‌های امام خمینی جنگیدند. اتفاقاً همین چند شب پیش مقام معظم رهبری در مورد شهید عماد مغنیه همین را فرمودند که عماد خود را فرزند امام می‌دانست.

 

بنابراین هیچ کس حق ندارد، صحابیت امام خمینی را منحصر به یک نسل قرار بدهد و دیگران را از این افتخار بی‌بهره کند. ما حقّ نداریم به خاطر عوامل زمانی یا مکانی مردم را به گروگان بگیریم و پیوسته صحابیت را به رخ مردم بکشیم. اگر هر کس کاری کرده برای خدا بوده و باید تنها از او انتظار پاداش را داشته باشد هر چند همه موظفیم احترام یاران امام را چه زندان‌رفته‌ها، چه مبارزان و تظاهرکنندگان سال‌های 57 و چه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را پاس بداریم چه ایرانی، چه عراقی، چه افغانی، چه پاکستانی، چه بحرینی و اماراتی و یمنی و در هر نقطه‌ای از جهان این انحصار باید شکسته شود و این فرهنگ باید تغییر پیدا کند.

ما حق نداریم به خاطر عوامل زمانی یا مکانی مردم را به گروگان بگیریم و پیوسته صحابیت را به رخ مردم بکشیم.


علاوه در آموزه‌های شیعه حجیت صحابیت یا عدالت صحابه ردّ شده است و ما نباید این بدعت را به شکل دیگری در تشیع احیا کنیم. شاید به همین علّت بود که امام در متمم وصیتنامه خود مرقوم داشتند که: "میزان در هر کس حال فعلی اوست."


بنابراین همان طوری که احترام یاران زندان‌رفته پانزده خردادی امام واجب است، احترام گهواره‌ای‌های 15 خردادی که در 57 حماسه آفریدند نیز واجب است چنانچه احترام پاسداران، بسیجیان و نظامیان که هشت سال از مرزهای ایران امام خمینی دفاع کردند و نسل سوم انقلاب که مدافع ارزش‌ها و آرمان‌های امام خمینی هستند نیز واجب و همه را از اصحاب امام باید حساب کرد و حتی نسل‌های آینده. 

به نظر شما ممکن است راهی پیدا کرد که این احترام مقابل به صورت فرهنگ دربیاید و همه این نسل‌ها احترام یکدیگر را حفظ کنند.

- بله احترام و هتک حرمت جاده دو طرفه است. اگر بزرگان در هر تریبونی که بدست می‌آورند احترام نسل دومی‌ها را بشکنند و به آنها نیش و کنایه بزنند معلوم است عکس‌العمل دارد، ولی اگر بزرگان آغازکننده ابراز محبت به نسل‌های بعدی و مسئولین بعدی باشند، اگر بپذیرند کارها را باید به نسل‌های بعدی سپرد، آنها را کمک کنند، بدون چشم‌داشت به مقام تجربیات را به آنها منتقل کنند قطعاً احترام آنها نیز توسط نسل بعدی حفظ خواهد شد. 

جناب آقای حسینیان، جناب‌عالی برای مجلس شورای اسلامی دوره هشتم نامزد شده‌اید با این که مشهور است به شما کارهای مختلفی پیشنهاد شده است، امّا شما از پذیرفتن آن طفره رفته‌اید چطور برای مجلس حاضر به شرکت در رقابت انتخاباتی شده‌اید؟

-نپذیرفتن مسئولیت‌های اجرایی دو علت داشته است: اوّل این که برای مسئولیت مرکز اسناد انقلاب اسلامی خیلی ارزش قائلم، احساسم این است که در مرکز یکی از آرمان‌های امام خمینی که همان تدوین تاریخ انقلاب اسلامی است در حال تحقق است و این کم مسئولیتی نیست. علت دوّم روحیه شخصی من است که بیشتر گرایش به انزواطلبی دارد. امّا در مورد مجلس احساس می‌کنم یک دولت از جنس مردم روی کار آمده است که در سیاست داخلی، شعار اصلی‌اش عدالت‌محوری است و در سیاست خارجی‌اش، ایستادگی در مقابل مستکبران است و باید این دولت را با قانون‌گذاری کمک کرد تا این دو شعار اساسی امام خمینی بار دیگر رونق بگیرد. 

آیا با اعلام این هدف نمی‌ترسید متهم شوید که می‌خواهید وکیل‌الدوله شوید؟

-در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور. من هیچ گاه به خاطر متهم شدن نترسیده‌ام شاید سوابقم این ادّعا را اثبات کند. علاوه این عین حمایت از مردم است. وقتی دولتی می‌خواهد به مردم خدمت کند، رئیس‌جمهور همه زندگی خود را برای خدمت به این مردم گذاشته چرا نباید مجلسی تشکیل گردد که به جای ناهماهنگی، این دولت را مورد حمایت قرار دهد و کمک کند. اصولاً در اسلام بین دولت‌هایی که خود را برآمده از ملّت می‌دانند و واقعاً خود را خادم مردم می‌شناسند ثنویتی وجود ندارد که یکی متهم به وکیل‌الدوله یا یکی متصف به وکیل‌الملّه شود. این دوئیت و عناوین فقط سزاوار حکومت‌هایی است که خود را طبقه حاکم و مردم را طبقه محکوم می‌دانند یا امتیازی برای خود نسبت به مردم قائل هستند. در حکومتی مثل حکومت احمدی‌نژاد حمایت از دولت حمایت از نوکران مردم است نه حاکمان مردم.

وقتی رئیس‌جمهور همه زندگی خود را برای خدمت به مردم گذاشته است، چرا نباید مجلسی تشکیل شود که به جای ناهماهنگی، دولت را مورد حمایت قرار دهد.



 شما ویژگی دولت احمدی‌نژاد را در چه می‌‌دانید؟

- ویژگی دولت احمدی‌نژاد علاوه بر شعارها در سادگی و مردمی بودن آن است. وی توانست تمام تمایزات وزارتی و ریاستی را در سطح دولت محو کند. شخصیت‌‌های کاذب از بین رفت. وزرا با مردم عادی هیچ تفاوتی ندارند، با مردم زندگی می‌کنند، با مردم در نماز جمعه شرکت می‌کنند و در یک صفّ می‌نشینند و چه بسا کسی هم آنها را نمی‌شناسد. احمدی‌نژاد جز نوکری شأنی را برای خود قائل نیست و این‌ها کم‌ارزشی نیستند. رئیس‌جمهوری که تبعیض جغرافیایی را حذف کرده هیأت دولت را به شهرهای دوردست می‌برد و در آنجا از نزدیک مشکلات مردمی که ده‌ها سال مورد بی‌مهری قرار گرفته بودند، بررسی می‌کند و برایشان برنامه‌ریزی می‌کند. رئیس‌جمهوری که مهاجرت را بر ریاست و کاخ‌نشینی و صندلی نرم ترجیح می‌دهد باید مورد حمایت قرار داد و این عین حمایت از مردم است. 

بعضی‌ها این ساده‌زیستی و سادگی و پرکاری را حمل بر ریاکاری می‌کنند؟

-خیلی جسارت بر عذاب الهی می‌خواهد که مؤمنین را متهم بر صفتی کرد که جز خداوند بر آن آگاه نیست. البته کسانی که به گونه‌ای دیگر بر مردم حکومت می‌کردند، حق دارند برای تبرئه خود این دولت را متهم کنند. چنانچه در ابتدای این دولت، به استهزای رئیس‌جمهور می‌پرداختند، بعد از این که روش استهزاء نتیجه نداد، روش اتّهام را در پیش گرفتند. 

جناب آقای حسینیان، بعضی از دوستان شما از حمایت بی‌قید و شرط شما از احمدی‌نژاد انتقاد دارند؟

- بله، حتی بعضی روابط ما با دوستان محدود شده است؛ ولی من به آنها گفته‌ام. دوران حاکمیت دوم خردادی‌ها را فراموش نکنید. آنها با شعار آزادی به جنگ آزادی آمدند، با شعار تسامح و تساهل، دست و زبان مخالفین انقلاب را گشودند و دهان نیروهای ارزشی را بستند، آنها با شعار دمکراسی خدمت به مردم را از یاد بردند و تنها نگاهشان به مردم یک نگاه ابزاری شد. با اشرافیت مطبوعاتی بار دیگر خفقان رضاشاهی برای نیروهای مذهبی برساختند، ختم انقلاب را اعلام کردند. برای خارج کردن امام و رهبری از حضور در صحنه شعار تقدس‌زدایی سر دادند، حتی با جسارت تمام عاشورا را نتیجه خشونت بدر معرفی کردند.

 

نیروهای مذهبی را منزوی کردند. اندیشه‌های امام خمینی را متعلق به موزه‌ها دانستند. در مقابل اندیشه‌های امام، پوپولیسم و تکثر در قرائت از اسلام را طرح کردند. در مقابل اسلام سیاسی، امام خمینی سکولاریزم دینی را مطرح کردند. حتی سنت‌های دینی را مثل حجاب مورد سرزنش قرار دادند. رسماً در روزنامه‌های دوم خردادی، احکام جزایی اسلامی را خشن و متعلق به قرون گذشته قلمداد کردند.

 

دوران حاکمیت دوم خردادی‌ها را فراموش نکنید. آنها با شعار آزادی به جنگ آزادی آمدند، با شعار تسامح و تساهل، دست و زبان مخالفین انقلاب را گشودند و دهان نیروهای ارزشی را بستند.

من به آنها می‌گویم آیا همه‌ اینها را فراموش کرده‌اید. خداوند بعد از این دوران محنت، دولتی را سرکار آورده که شعارش ارزش‌های انقلاب است. چرا کفران نعمت می‌کنید؟ و از این که خداوند ما را دوباره عذاب کند چرا نمی‌ترسید؟ 

البته مخالفین دولت احمدی‌نژاد نقدهای جدّی به ایشان دارند آیا شما هیچ یک از این نقدها را نمی‌پذیرید؟

- من هیچ‌گاه نگفته‌ام که دولت عصمت بر سرکار است. هیچ انسانی نیست که قابل نقد نباشد. من هم برای خودم شخصیتی مستقل هستم، دارای فکر و اندیشه هستم و هرگز نگفته‌ام تمام عقاید یا عملکرد و سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد را قبول دارم. امّا در ارزش‌گذاری باید کلیت یک دولت را مورد حمایت یا مخالفت قرار داد. دولت احمدی‌نژاد به خاطر جهت، سمت و سو و شعارها و تلاش‌هایش برای خدمت‌رسانی به مردم، ایستادگی‌اش در برابر استکبار، ساده‌زیستی، حرمت بیت‌المال، خلوص، زهد و مردمی بودنش باید مورد حمایت قرار گیرد. یعنی همان چیزی که مقام معظم رهبری فرمودند که "من از این دولت به خاطر جهت‌گیری‌هایش حمایت خاص به عمل می‌آ‌ورم." اگر من هیچ دلیلی جز این جمله رهبری نداشتم این تأکید رهبری برای حمایت از احمدی‌نژاد برایم حجت بود. البته بنده نسبت به عملکرد بعضی از وزرا و مسئولین دولتی انتقاد دارم. 

بعضی‌ها مدعی هستند که به خاطر کمک‌های احمدی‌نژاد به شما جناب‌عالی از دولت وی طرفداری می‌کنید.

- ادّعا و اتّهام راحت هست و جزء این نمی‌توانم بگویم که "فاصبر حتی یحکم‌الله بیننا و هو خیرُ الحاکمین" البته این توضیح را بدهم که من هیچ گاه از هیچ دولتی هیچ خواست شخصی نداشته‌ام. اگر درخواستی داشته‌ام برای کمک به مرکز اسناد انقلاب اسلامی بوده که به جرأت اعلام می‌کنم که کم‌لطف‌ترین دولت نسبت به مرکز دولت احمدی‌نژاد بوده است. حتی دولت خاتمی بیشتر خیرش به مرکز می‌رسید. علّت هم آن بود که آنها یک ملاحظات سیاسی داشتند و گاهی برای رفاقت‌ها و حساب و کتاب‌ها کمک‌هایی می‌کردند، ولی این دولت نه اهل حساب است و نه اهل رفاقت.

آقای حسینیان اجازه دهید فضای بحث را عوض کنیم دوباره به انتخابات برگردیم، با این فضایی که دوم خردادی‌ها علیه جناب‌عالی در مدت ده سال ایجاد کرده‌اند و از جناب‌عالی یک چهره‌ی خشونت‌طلب، غیرمنطقی معرفی کرده‌اند آیا احتمال نمی‌دهید که رأی نیاورید؟

- ممکن است. اصولاً هر کسی وارد رقابت می‌شود باید از قبل پیش‌بینی شکست را بکند.

با این وجود در صورت شکست، بهانه‌ای به دست دشمنان شما می‌افتد و ممکن است شما را از هر استفاده‌ای محروم کنند و شما ناچار شوید سکوت کنید؟

- ببینید من اصلاً قبول ندارم که اگر کسی در انتخابات شکست خورد شخصیت او هم نابود می‌شود. بسیاری از بزرگان در انتخابات شکست خورده‌اند؛ ولی عزّت و بزرگی آنها نزد کسانی که آنها را قبول داشته‌اند هیچ خدشه‌دار نشده است. در عوض کسانی که در انتخابات پیروز شده‌اند حقارت آنها لااقل در نزد من تغییر نکرده است. 

اجازه دهید شفاف‌تر سؤال را دوباره طرح کنم. آیا شکست شما در انتخابات علامت عدم مقبولیت شما در جامعه نیست و این که افکارتان نزد مردم خریداری ندارد؟

- مسئله‌ عدم مقبولیت در نزد مردم چیزی است و مسئولیت الهی چیز دیگری است. اکثریت و اقلیت عدد هستند، اعداد اعتباری هستند و راه چاره‌های قانونی هستند. آنچه واقعیت دارند معدودها هستند. ارزش‌ها به چیستی معدودها وابسته‌اند نه به اعداد و ارقام. علی‌بن ابی‌طالب در سقیفه رأی بیاورد یا نه، در شورای شش نفر اکثریت بیاورد یا در اقلیت باشد هیچ از ارزش امام علی(ع) کاسته نمی‌شود چنانچه نه اکثریت حکومت یزید دلالت بر حقانیت او بود نه اقلیت حسین(ع) چیزی از ارزش آن کاست. البته بهانه‌جویان بهانه به دست نگیرند که من خودم را با معصومین قیاس کرده‌ام من فقط درصدد اثبات یک ادّعا هستم و بس.

اما در مورد خودم من نظریاتم را بر حق می‌دانم و برای ابراز آن تلاش می‌کنم، حتی اگر یک نفر شنونده داشته باشد. همان طوری که در زمان حاکمیت اختناق دوم خردادی‌ها عقیده‌ام را با همه‌ فحاشی‌ها، تهمت‌ها، بایکوت‌ها، فضاسازی‌ها و توان ناعادلانه رسانه‌ها گفتم و بر آن اصرار کردم.


از طرف دیگر خوشبختانه رقبای من در چندین انتخابات چنان وحشتناک شکست خورده‌اند که من نیز می‌توانم این شکست‌های پی‌درپی را به رخ آنها بکشم.

خوشبختانه، رقبای من در چندین انتخابات چنان وحشتناک شکست خورده‌اند که من می‌توانم این شکست‌های پی‌درپی را به رخ آنها بکشم.



 شما چقدر احتمال پیروزی را می‌دهید؟

- آنچه من یقین دارم این جمله است که "لایعلم الغیب الا هو" و تأکید می‌کنم که اللّهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزعُ الملک ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء" 

ممکن است شما در لیست بعضی از اصول‌گرایان دیگر قرار گیرید؟

- من صریحاً اعلام می‌کنم که با توجه به این که هر گروهی یک مرام خاصی را دنبال می‌کنند و انسان به بیش از یک مرام نمی‌تواند تعهد بسپارد، قرار گرفتن در لیست‌های متعدد را کار غیراخلاقی و فرصت‌طلبی می‌دانم. لذا مخالفت خود را در لیست‌های دیگر ابراز می‌کنم و اعلام می‌کنم تنها در لیست "جبهه متحد اصول‌گرا" خواهم بود و از این جبهه حمایت می‌کنم و از همه دوستانم می‌خواهیم که به لیست این جبهه رأی بدهند. 

آیا لیست جبهه متحد همگی مورد تأیید شما هستند؟

- البته که ممکن است نسبت به مواضع بعضی‌ها حرف داشته باشم ولی لازمه‌ی کار جمعی و سازمانی احترام به تصمیم جمع است در عمل.

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها