با علی لاریجانی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی

حل کاستی های موجود یک خواست ملی است

علی لاریجانی جزو معدود شخصیتهایی است که ضمن آنکه شخصیتی سیاسی است شخصیتی فرهنگی هم هست . پس از 10سال فعالیت مثمرثمر در سازمان صداوسیما در جایگاه اخیر خود در یکی از بالاترین مراجع تصمیم گیری کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی است هم نشان داد که حضور لاریجانی در هر جایگاهی ، آن را معتبر و وزین خواهد کرد.
کد خبر: ۱۶۰۱۴۳

 طرح ابتکاری او در قالب مدالیته و تعریف جدیدی از همکاری ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی میراث ماندگار لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی بود. با این مسوولیت او در دبیرخانه شورا یکباره تمام شد، اما لاریجانی کسی نبود که منفعل بماند. حضور فعال او برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و اصرار مراجع برای کاندیدا شدنش از قم ، نشان از شخصیت معتبر و وزین او دارد. گفتگوی او با "جام جم "، مطالب خواندنی را برای خوانندگان رقم زده است .



به نظر می رسد پس از اعلام نتایج 6+5 شما به نتایج کار آنها رضایت ندارید. چه فعل و انفعالاتی در طول همکاری گذشته اتفاق افتاده است که شما امروز نتایج کار آنها را متناسب با شرایط نمی دانید؟



من همیشه از یک نظم مدنی در میان جریان های سیاسی حمایت می کنم . حالا چه در جبهه اصولگرایان باشد و چه در میان اصلاح طلبان یا در میان دیگر گروه های سیاسی . دلیلم هم این است که چنین مساله ای باعث شفاف تر شدن مسائل می شود و به مردم در انتخاب و تصمیم گیری کمک می کند. رفتار دموکراتیک در کشورها ملزوماتی دارد. اگر قرار باشد انتخابات به صورت هر چه آگاهانه تر برگزار شود تشکیلات منظم با مانیفست های دقیق را می طلبد؛ البته ممکن است برخی نیز این صحبت ها را قبول نداشته باشند. در ادبیات سیاسی دو سه دهه اخیر دیدیم که کسانی اصولا با تشکیلات و تحزب مخالفند و منطق های مختلفی را هم نقل می کنند، مثلا برخی رویکرد تاریخی به موضوع دارند و می گویند اصولا در این جغرافیای منطقه ای ، مردم خصوصیاتی دارند که احزاب و تشکیلات سیاسی را نمی پذیرند. برخی از این مخالفت ها، قرائت دینی جفت و جور می کنند که مثلا می گویند در صدر اسلام مگر حزب وجود داشته است . برخی هم رویکرد جامعه شناختی به موضوع دارند؛ اما من هیچ یک از این استدلال ها را کافی نمی دانم و فکر می کنم در موضوع های سیاسی هر چه مردم آگاهانه تر مشارکت کنند، منطقی تر و به فکر اسلامی نزدیک تر است . باید دید کدام نظمی می تواند این مساله را محقق کند. شاید در صدر اسلام ، مقتضیات زمانه طوری بود که یک نوع نظمی مبنا بوده و در حال حاضر شرایط عوض شده و نوع دیگری نظم جایگزین شده است .



پس من با چنین مبانی فکری ، نمی توانم مخالف یک نظم به وجود آمده نظیر 5+6باشم ، هر چند این نظم را نظم کاملی نمی دانم ، چرا که اولا یک چیز موقتی است و ثانیا از ابتدای تشکیلش فراگیر نبود و مشکلاتی در بر داشت و همیشه در اظهارنظرهایم گفته ام که به عنوان یک فکر اولیه مورد احترام من است و من تنازعی با این مساله ندارم . ولی مساله ای که هست و قبلا گفته ام این است که 6+5 برای مردم مشخص نیست که چه چیزی است و الان اگر از مردم بپرسید، اطلاع کاملی درخصوص آن ندارند.



مقایسه کنید مثلا وقتی در مورد حزب جمهوری اسلامی صحبت می کردیم که تعدادی از رجال بزرگ سیاسی و دینی در راس آن حضور داشتند مردم از طریق آنها ابتدا به حزب شناخت پیدا می کردند و بعد مواضع حزب ، این شناخت را به جلو می برد، اما الان اگر بگویید 6+5 ممکن است مردم آن را با 1+5 اشتباه بگیرند( با خنده )، البته از نظر ما هویت دارد و این که من اشاره می کنم در مقام ثبوت نمی گویم ، بلکه در مقام اثبات است . در مقام ثبوت یک تعدادی از رجال اصولگرا دور هم جمع شده اند و یک نظمی به خودشان داده اند، اما این نظم موقت و برای انتخابات است .



بنده ضمن این که به چنین فکری احترام می گذارم و هیچ دلیلی برای تضعیف 6+5 نمی بینم ، اما به تکمیل این نظم ، اهتمام دارم ؛ چرا که اصولگرایی یک جریان اصیل انقلاب است و مالکیت اختصاصی ندارد و به جریان چپ و راست هم اختصاص ندارد و آنقدر که ما از تعابیر رهبر معظم انقلاب فهمیده ایم ، یک جریان فراگیر است . باید همگی تلاش کنیم تا مجلس هشتم قویتر کار آمدتر و شجاع تر باشد و به نظر من لیست موجود در کنار قوتهایش امکان بهینه شدن را دارد.



اساسا یک بحث خیلی جدی مطرح می شود؛ این که آیا شما معتقدید ارائه یک فهرست واحد به نفع اصولگرایان است یا نه نیاز است در این جبهه نیز تکثر وجود داشته باشد و مردم بتوانند انتخابات متعددی در این جریان داشته باشند؟



به نظر می رسد اگر اصولگراها یک مبانی روشن واحدی در مسائل کلیدی داشته باشند و آن گاه یک لیست واحد بدهند، این کار بسیار منطقی تر است و در اصلاح طلبان هم به همین شکل است ، چرا که انتخاب مردم را راحت تر می کند و در اداره حکومت هم بهتر و راحت تر تصمیم گیری می شود. اگر این مساله وجود نداشته باشد، تکثر آنها هم می تواند در شرایطی مفید باشد. من فکر می کنم اصولگراها در بسیاری امور، مبانی واحد و در عین حال در برخی موارد نیز اختلاف دارند. اصولگرایان اگر بتوانند نظرات خود را به یکدیگر نزدیک تر کنند منطقی تر است لیست واحد داشته باشد در غیر این صورت باید به شرایط نگاه کرد در واقع صحت و سقم لیست واحد و تکثر بستگی به نوع وحدت جریان ها دارد.



آیا واقعا مبانی روشنی واحدی در جبهه اصولگرایان وجود دارد یا خیر؟



در بعضی از زمینه های اصلی هست ، اما در برخی امور کارکردی کاستی وجود دارد.



آیا با این وضع به نظر شما ارائه یک فهرست بهتر است یا ارائه چند فهرست ؟



اگر اصولگرایان با همین 6+5 که تشکیل شده است با مجموع همان اشتراکاتی که در مبانی دارند باز هم تلاش بکنند تا با سایر چهره های کارآمد یک نماد وحدت آمیز به وجود بیاورند، به نفع خواهد بود، به شرطی که بدانند یک وحدت نمادین و موقت ایجاد کرده اند که احتیاج به تعمیق و تکمیل دارد و این فکر را ادامه دهند تا مانیفست مدون پیدا کنند.



بنابراین شما از نظر مبنایی چنین اعتقادی ندارید که برای جبهه اصولگرایان و نظام سیاسی ایران بهتر است مردم بتوانند از بین اعضای جبهه انتخاب های متعدد داشته باشند و به خاطر یک برخورد اشتباه از اصولگرایان رویگردان نشوند و به جناح دیگری تمایل نشان ندهند؟



البته این منظری است که شما می گویید، ولی لیست اصولگرایان می تواند طوری تنظیم شود که نشاندهنده تکثر باشد البته اگر چنین نباشد می تواند ضایعه ای را شما ترسیم کردیم بوجود آورد. پس به نوع کار 6+5 تا حد زیادی مرتبط است البته این بار به نظر من مردم لیستی رای نخواهند داد و رفتار سیاسی مردم در سال های اخیر نشان می دهد بیشتر روی افراد نظر دارند.



بنابراین لیستی هم که اصولگراها می دهند اگر نمادی از وحدت باشد می تواند مورد اقبال مردم باشد، چرا که مردم می فهمند با سعه صدر، چهره های مختلف اصولگرا در آن قرار گرفته اند نه این که اگر کسی در زمینه های اقتصادی ، سیاسی و غیره با دولت یا یکی از گروه های داخل جریان اصولگرایی اختلافی داشته ، کنار گذاشته شده است .



بنابراین اگر این سعه صدر که اشاره کردم وجود داشته باشد، البته که لیست واحد به نفع خواهد بود. از سوی ذیگر هرچند اصولا تنوع جزو ذات کار جریان های سیاسی است ، اما معلوم نیست که اگر این تنوع بی حد و اندازه زیاد شود به نفع اداره کشور باشد. تا حدی که تفاوت مبنایی باشد که مردم بتوانند 2فکر را درست تشخیص بدهند، تکثر لازم است . به نظر من اصل را باید بر این گذاشت که تکثر باید تا حدی باشد که یک تنوع گیج کننده را ایجاد نکند، به عنوان مثال می توان به وجود اصلاح طلبان و اصولگرایان اشاره کرد که در برخی موارد اختلاف دید دارند.



در بحث کوتاه مدت بهترین راه حل این است که همین نظم موجود معقول تر عمل کند.



پس دیگر نباید به آن اعتراضی کرد.



اعتراض ، چیزی غیر از پایبند نبودن است . مثل این است که ما حکومت اسلامی را قبول کردیم . اما پایبندی به این حکومت به این معنی نیست که اگر دولت در زمینه مثلا اقتصادی اشتباهی کرد، انتقاد نکنیم یا تلاش نکنیم جلوی خطا را بگیریم . اتفاقا وظیفه شناسی این است که اگر نظری داشتیم بگوییم و یا تحرکی داشته باشیم که مانع از اشتباه شویم .



هر چند شما خوب می دانید در خصوص فهرست تهیه شده ، ما هیچ گاه نخواسته ایم فرد خاصی را وارد این فهرست کنیم ، بلکه حرف ما این است که از میان افرادی که مدنظر خود 6+5 بود، گزینه های مقبول و کارآمدی انتخاب شوند.



حرف ما اصولی دارد. ما می گوییم وقتی ما یک اقدام سیاسی می کنیم ، این اقدام باید نشان دهنده این باشد که شما مبانی فکری خود را بخوبی به مردم معرفی می کنید. باید نشان دهنده این باشد که شما توانمندی های لازم را برای اجرای امور دارید و باید نشان دهنده این باشد که شما سعه صدر لازم را داشته اید.



نتیجه انتخابات را چگونه می بینید؟



البته بنده رجال الغیب نیستم ولی فکر می کنم یعنی احتمال می دهم مجلس آینده از نظر فکری مجلس متنوعی خواهد بود و تا آنجا که من دیدم ، افراد باسابقه ای هستند که اگر رای بیاورند، مجلس توانمند خواهد بود.



ترکیب سیاسی مجلس آینده را چگونه پیش بینی می کنید؟



حضور افرادی که تجربه خوب برای اداره کشور دارند و بتوانند فکر نو ارائه کنند، خیلی مهمتر از مساله ترکیب سیاسی مجلس است .



مشکل شام و ناهار مردم ، مشکل چپ و راست سیاسی نیست . مردم می خواهند مسیر انقلاب خوب جلو برود، برنامه ریزی اقتصادی درست باشد، رفتار دیپلماتیک صحیح باشد و در کل همه امور از یک عقلانیتی برخوردار باشد. بنابراین فقط اردوگاه تعیین کردن مساله ما را حل نمی کند.



اما من ارزیابی می کنم که چه از نظر سیاسی و چه از نظر تخصص های مختلف ، سلایق مختلف در مجلس آینده حضور خواهند داشت .



به نظر شما وزن اصولگرایان در مجلس آینده تغییر خواهد کرد؟



ممکن است تغییر داشته باشد.بستگی به رفتار طرفین دارد اگر اصولگرایان درست عمل کنند ممکن است تعداداصولگرایان کم نشود.



چطور شد به این جمع بندی رسیدید از قم کاندیدا بشوید؟



به شهر مقدس قم تعلق خاطر دارم ، سال ها در قم زندگی کرده ام ، قبل از ورود به دانشگاه در قم بودم و شهر عش آل محمد(ص ) است ، حضور مراجع تقلید شیعه در قم همیشه جایگاه این شهر را چه در سطح بین المللی و چه در سطح ملی برجسته نموده است ، مردم قم انقلاب اسلامی را کلید زدند و پای آن ایستادگی کردند، همه اینها به همراه اظهار لطف مراجع بزرگ تقلید و جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم و حسن نظر آنان باعث شد علی رغم توصیه و تاکید دوستان سیاسی در تهران مبنی بر حضور در لیست تهران ، قم را ترجیح دهم . برای بنده هم افتخاری است که نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی باشم شاید تجربه اجرایی بیش از 3دهه کار در سمت های مختلف بتواند در مجلس هم در سطح ملی و هم برای شهر قم مفید واقع شود چرا که قم به عنوان ام القرای انقلاب اسلامی باید یک شهر نمونه اسلامی باشد ولی محرومیت در این شهر فاصله آن را با چنین جایگاهی بسیار زیاد کرده است . باید همه تلاش نماییم .



فکر می کنید مجلس هشتم باید چه تفاوتی با مجالس دیگر و مشخصا با مجلس هفتم داشته باشد؟



اگر مجلس بعدی بتواند برخی از کاستی های موجود را که دغدغه مردم است با ورود عاقلانه خود حل کند، این یک خواسته ملی است و ضمنا مردم می خواهند حرکت اصولگرایان در مجموع از یک طمانینه و عقلانیت و همچنین شجاعت لازم برای حل مسائل کشور برخوردار باشند. مجلس قوه مهمی است که به تعبیر امام (ره ) باید در راس امور باشد و باید این در راس بودن در مسائل مهم که تاثیرگذار هستند، نمود داشته باشد.



به نظر شما، مجلس هفتم مساله در راس بودن را رعایت کرده است ؟



در بعضی امور مسامحه شده است و در مورد دولت برخی مسائل را ملاحظه کرده است ؛ البته این مساله اشکالی هم ندارد و نباید در کشور تنازع وجود داشته باشد؛ اما در برخی مسائل برای مصالح کشور و مصالح مردم و حقوق آنان نیازمند نظر تحکم آمیز مجلس هستیم ؛ زیرا قوه ای است که در راس امور است .



اگر شما رئیس مجلس هشتم باشید، از حقوق مجلس دفاع بیشتری می کنید؟



بحث ریاست مجلس نیست ؛ بلکه صحبت از حرکت جمعی مجلس است . مجلس همیشه می تواند دو رویکرد داشته باشد؛ یک رویکردی که مطیع باشد که این سرنوشت مطلوبی ندارد، زیرا مردم همیشه می خواهند نمود حرف های خود را در رفتار نمایندگان مجلس ببینند و یا مجلس باید نقش مستقلی داشته باشد و بتواند مصالح مردم را در نظر بگیرد البته بهتر است با کمترین تنازع کار به جلو برود.



مجلس هفتم در کارنامه خودش بعضی از این خصوصیات را داشته ، ولی بعضی جاها هم نداشته که شاید این یکی از ضعف هایش باشد.



من فکر می کنم برای مجلس آینده چنین چیزی نیاز است و این هم به معنی ایجاد تنازع نیست ؛ بلکه به معنی ایجاد راه های درست و طرح های درست است تا وضعیتی ایجاد شود که شرایط کشور برای مردم قابل پیش بینی باشد و از رای خود و حمایت خود خشنود باشند.



نگاه کنید که مردم الان چه می خواهند؟



اولین مساله مردم مشکل اقتصادی و رنجی است که از تورم می برند. آیا ما 10تا اقتصاددان در کشور نداریم که بیایند و ریشه این مشکل اقتصادی را پیدا کنند؟ این خیلی عجیب است . ما که در زمینه انرژی هسته ای در حوزه هوا و فضا کار می کنیم ، چطور در مساله اقتصادی اینقدر مشکل داریم ؟



معلوم است که یک جای کار عیبی دارد و به نظر من مشکل این است که ما نگاه علمی به موضوع نداریم .



بعد از انقلاب زمانی بود که ما با تورم 40تا 50درصدی مواجه بودیم . این از دو حال خارج نیست یا اقتصاددان های ما نمی توانستند مشکل را حل کنند که برای این مساله باید تیم اقتصادی را عوض می کرد یا دخالت هایی می شد که نمی گذاشتند کارشان را انجام دهند که به نظر من هر دو وجه این قضیه وجود داشت . تعداد زیادی از آن دخالت سیاسیون از بالا بود و در حال حاضر هم شما می توانید ببینید.



به هر حال یک متدولوژی علمی است که رشد نقدینگی ضرب در گردش آن مساوی است با مجموعه محصولاتی که شما تولید می کنید ضرب در قیمت آن . شما اگر رشد نقدینگی تان زیاد باشد و بقیه فاکتورها ثابت هم باشند، قیمت بالا می رود. حال اگر میزان محصول هم کم شود، این افزایش قیمت بیشتر خواهد بود.



الان تورم به وجود آمده و باید دید دلیل آن چیست ؟



تورم همیشه وجود داشته است . این طور نیست؟



بله همیشه بوده و بحث من اصلا در خصوص این دوره نیست ؛ البته زمانی کمتر بوده و مردم راحت تر بوده اند و زمان دیگر بیشتر شده و مردم با مشکل بیشتری مواجه بودند.



الان هم چیزی که از بیرون شاهد هستیم این است که تورم وجود دارد. برای مردم مهم نیست که اکبر برود یا اصغر بیاید؛ بلکه مهم این است که زندگی مردم بچرخد و احساس راحتی داشته باشند.



توقع دیگر مردم این است که زندگی شان قابل پیش بینی باشد. مثلا من اگر دانشجو هستم ، بعد از 4سال بدانم چه کاره خواهم شد. مقداری از مشکلات مردم از این سنخ است ؛ اما به این دلیل که کشور در حرکت کلان ، با تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی ، یک استقامت هوشمندانه دارد و تراز کشور بالا رفته است ، مردم خوشحالند. این مساله که ما به دانش هسته ای دست یافته ایم و در میان کشورهای منطقه موقعیت خوبی داریم ، غرور ملی است اما نباید بقیه اشکالات را نبینیم .



البته من فکر می کنم این دولت فعلی خدمات خوبی نیز انجام داده است . به عنوان مثال حضور کابینه در استان ها کار بسیار مثبتی است . بعضی از مشکلات در مناطق مختلف هست که وقتی دولت حضور پیدا می کند، همان جا می تواند آنها را حل کند. بنابراین به شرطی که این کارها برنامه ریزی داشته باشد، کارهای بسیار عملیاتی و خوبی هستند.



همچنین سرعت دادن به بعضی پروژه های شهرها و روستاها کارهای خوبی است که انجام شده . اما اشکالاتی هم وجود دارد که باید درست فهم شود و این اشکالات برطرف شود. مجلس باید منصفانه در جاهایی که کار دولت صحیح است از آن حمایت کند و آنجا که اختیاراتش بی تدبیری می شود جلوی آن را بگیرد. این یک رفتار ناصحانه و دقیق برای مجلس است .



 البته مجلس در حوزه اختیاراتش می تواند اقدام کند برخی اقدامات قوه مجریه یا قضاییه جزو تصمیمات ذاتی آنست و ربطی به قوه مقننه ندارد.



شما اشاره کردید که مردم انتظار دارند مشکلات معیشتی و اقتصادی شان حل شود و همچنین می خواهند شاهد رفتار صحیح دیپلماتیک مسوولان باشند. در این باره هم می توانید توضیح دهید منظورتان چیست ؟



من گفتم در کل ، هدایت امور در مسائلی که منافع ملی کشور را مشخص می کند با تدابیر رهبری خوب پیش رفته و ارزیابی من این است که مردم از آن حمایت کرده و می کنند، اما در دیپلماسی تنها این مساله نیست ؛ بلکه آن هم راهکارها و منطق خاص خودش را دارد و با توجه به وزنی که کشور دارد، از این ظرفیت خیلی بیشتر می توان بهره برد. یعنی دیپلماسی ما باید یک طرح داشته باشد. امروز یکجانبه گرایی رو به افول است و باید مشخص باشد که سیاست ما برای این مرحله گذار در منطقه و سطح بین الملل چیست ؟



نتیجه سفرهای خارجی ما باید تبدیل به قدرت برای جمهوری اسلامی ایران شود و به نظر من باید موتور اندیشیدگی را در این قضیه ها تقویت کرد تا نتیجه آن را در دیپلماسی شاهد باشیم .



طی 2سال گذشته که اصولگرایان در قدرت بودند، آیا این اتفاق افتاده است ؟



در برخی امور بله .



شما به پیشرفت های کشور اشاره کردید. نقش مجلس و دولت در این زمینه چقدر بوده است؟



بستگی به مورد دارد، در اموری که چنین بوده است باید احصائ نمود، مثلا در بحث هسته ای دولت روحیه استقامت خوبی داشته است و در واقع این خصوصیت که هم رئیس جمهور و هم کابینه داشته اند نعمتی است که کمک کرده است به تحقق استراتژی ها. مجلس هم همین طور. مجلس در مباحث کلان که منافع ملی بوده (مانند بحث هسته ای ) با دقت ، حمایت و همراهی کرده که دستاوردهای خوبی هم داشته اند.



الان بحث رابطه با مصر یکی از مسائل داغ روز است . ارزیابی شما از این روندی که الان در حال طی شدن است چیست و به نظر شما چه موانع و ضرورت هایی وجود دارد؟ با توجه به سفری هم که خودتان به مصر داشتید، آیا روند فعلی به نفع سیاست خارجی ماست؟



من آنجا هم این نظر را عرض کردم که روابط ما با مصر سیر مثبتی را طی می کند؛ ولی در این قضیه نباید تعجیل بلاوجه داشت ؛ باید اجازه داد و در یک مسیر منطقی مسائل جلو برود.البته احساس می شود رسانه های گروهی مصر خیلی در این زمینه شایق هستند و همین طور هم هست .



رسانه های خودمان هم تا حدی در این زمینه به همین شکل برخورد می کنند. ولی مجموعه ای از مناسبات دیگر را نیز باید در دیپلماسی دخالت دارد حداقل من این طور فکر می کنم که باید با آرامش جلو رفت . الان روابطمان در سطوح رفت و آمدها و گفتگوها بخوبی جلو می رود. به نظر من اصل قضیه درست است و باید با مصر هم مانند سایر کشورها روابط منطقی داشته باشیم . مخصوصا این که مصر کشور مهمی در منطقه است ؛ البته این مساله به نفع خود مصری ها نیز است و می توانند از ظرفیت ها استفاده کنند و موقعیت خود را برجسته تر کنند.



مشخصا درخصوص روندی که در حال طی شدن است ، مفید است یا خیر؟



غیر مفید نیست و می تواند با تدبیر دقیق تری جلو برود.



برگردیم به موضوع مکانیسم های داخلی اصولگرایان ، اگر نگاه کنیم در دیگر کشورها و از جمله امریکا احزاب و گروه ها یک مکانیسم داخلی مشخصی برای انتخاب کاندیدای موردنظر خود دارند و این مکانیسم تعریف شده و شفاف است و یک رفتار مدنی و حزبی خیلی قابل دفاعی هم دارند. شما ریشه این مساله که در ایران چنین ساز و کاری شکل نمی گیرد و در هر دوره انتخابات شاهد ائتلاف های جدید، اسامی جدید و گروه های جدیدی هستیم را در چه می دانید؟



ایرادی که شما مطرح می کنید، وارد است ؛ اما این که چرا چنین چیزی صورت نگرفته ، مطالب قسمتی می توان بیان داشت البته این مساله ، ارتباطی به یک فرد هم ندارد.



دلایل آن را هم نمی دانید؟



تا حدودی دلایل آن مشخص است . مثلا کلا در کشور ما عده ای نسبت به این موضوع نظر منفی دارند و معتقدند که اصولا حزب نباید وجود داشته باشد. یک مقدار آن هم به دلیل تنازع هایی است که وجود داشته و اجازه نداده چنین مسائلی شکل بگیرد.



در حال حاضر من خودم در حال فکر روی این موضوع هستم که جریان های اصولگرا بتوانند نماد بهتری داشته باشند. باید برای آینده اندیشید که جریان های اصولگرای درستی به وجود بیاید و مهندسی آن کامل شود که باعث همگرایی بیشتر اصولگرایان بشود.



به نظر شما تفاوت دیدگاهها بعد از انتخابات در جریانهای سیاسی بیشتر می شود یا کمتر؟



بستگی به رفتارهای آنها در این دوره از انتخابات دارد صرف اینکه شکاف هایی وجود داشته باشد اهمیتی ندارد. مهم این است که اختلاف ها عقلانی باشند و دلیلی ندارد که ما بیاییم و همه عقل ها را یکی کنیم .



شما از اختلافات عقلانی استقبال می کنید؟



البته ، همیشه باید از اختلافات عقلانی استقبال کرد زیرا باعث بالندگی می شوند.



اما در ظاهر چه در جبهه اصلاح طلبان و چه میان اصولگرایان ، اصرار بر این است که اگر این اختلاف ها وجود دارد پنهان شود؟



چون فکر می کنند هرگونه اختلاف نظری تضعیف آنهاست ، و این یک نظرگاه عقب مانده و دیروزی در حرکت سیاسی است من این را قبول ندارم . یعنی اختلاف و شکاف ها اگر عقلانی و همراه با بردباری باشد، حتما برای جامعه مفید است .



اگر مثلا 6نوع تفکر در جبهه اصولگرا وجود داشته باشد و اگر اختلاف های این 6تفکر براساس مسائل عقلانی روشن باشد و همگی نسبت به هم بردبار باشند، مسلما فواید آن خیلی بیشتر از آن است که مثلا یک نوع تفکر وجود داشته باشد و همگی دور آن طواف کنند اما عمق نداشته باشد یا با التماس و خواهش بخواهند هر یک چیزی بگویند.



اصولا نگاه تفکر اسلامی تا جایی که من می فهمم از منظر نظری پلورالیستیکی نیست ، اما در مقام عمل پلورالیستیکی است . یعنی تمام سیره نبوی و علوی ما تحمل پذیری افکار از نظر عقلانی است ؛ اما این به این معنا نیست که در ذهنمان هم پلورالیستیکی می اندیشیم .



ما حقیقت گراییم ، اما در عمل نظرهای مختلف را تحمل می کنیم . وقتی ما با ادیان مختلف همزیستی مسالمت آمیز داریم چطور اصولگراها نتوانند یک چنین کاری بکنند؟ گاه شناخت ها ضعیف است و من ریشه آن را ضعف در شناخت نسبت به معارف اسلامی می دانم . اصولا در تفکر سیاسی با تفکر اجتماعی اینقدر نمی توانیم ضیق بگیریم و باید در آن تنوع وجود داشته باشد.



طیف بندی های سیاسی سال 87 را مشخصا در جبهه اصولگرایان چگونه پیش بینی می کنید؟



فکر می کنم نظم منطقی تری پیدا کنند. یعنی ممکن است از نظر مهندسی تفکر در اصولگرایی ، جریان ها یا جریان های جدیدی هم به وجود بیاید که بخواهد براساس عقلانیت راه دیگری داشته باشه .



سال آینده زمینه سازی برای انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود. مطمئنا طیف بندی های سال آینده در انتخابات ریاست جمهوری نقش خواهد داشت . به نظر شما در جناح اصولگرا برای انتخابات ریاست جمهوری چه اتفاقاتی خواهد افتاد.



هنوز فاصله زیادی تا انتخابات ریاست جمهوری مانده و بهتر است فعلا منتظر نتایج همین انتخابات پیش روی مجلس باشیم .



خود شما برای انتخابات ریاست جمهوری آینده چه برنامه ای دارید؟



برنامه ای ندارم .



newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها