خیالبافی بس است‌

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود/ ور آشتی طلبم با سر عتاب رود چو ماه نو ره نظارگان بیچاره/ زند به گوشه ابرو و در نقاب رود شب شراب خرابم کند به بیداری/ وگر به روز شکایت کنم به خواب رود...
کد خبر: ۱۵۹۴۸۳
سلام، حالتان چطوره اهالی نسل سوم؟ چه می‌کنید؟ من هم خوبم و مات و مبهوت مانده‌ام که زمستان امسال با این برف و بورانی که بر‌سرمان بارید چه زمستان تاریخی‌ای شده است. شاید سال‌ها بعد شما نسل سومی که کمی فقط کمی پیر شده‌اید به هم بگویید زمستان اون سال یادته؟ یادته چقدر برف اومد؟ هی جوونی کجایی که یادش به خیر، چقدر نسل سوم می‌خوندیم!

خب، خیالبافی بس است. برویم سراغ نامه‌ها که هیچ کاری واجب‌تر از خواندنشان نیست.

آناهید غریب از همدان نامه‌ات رسید. من منتظر نامه‌های بعدی‌ات هستم خوشحال می‌شوم برایم نامه بنویسی و از خودت و احتمالا غصه‌ها و تنهایی‌هایت حرف بزنی. خوشحالم که نسل‌سوم را برای گفتن حرف‌هایت انتخاب کردی. منتظر نامه‌ها هستم.

دختری از شمال هم احتمالا 18 ساله برامون نامه نوشته و از کار اشتباهی گفته که انجام داده و حالا یک جورهایی توی اون کار مونده. دوست خوب من، این چیزی که تو توی نامه‌ات برایم تعریف کردی ناراحت‌کننده بود. چرا به طرف مقابلت فکر نمی‌کنی؟ چرا فکر نمی‌کنی ممکنه چه اتفاقی برای اون بیفته؟ البته من نمی‌فهمم تو چرا خودت رو بهش معرفی نمی‌کنی؟ خب بالاخره اون آدم اگر تورو واقعا دوست داشته باشه، هر کسی که باشی باز هم تورو دوست خواهد داشت.

بهتر بود هر چه زودتر و همون اوایل هویت خودت را برای او فاش می‌کردی. بازی کردن با احساسات یک نفر دیگه اصلا کار درستی نیست. مخصوصا از طرف تو که قبلا یک‌بار دیگر با احساساتت بازی شده بود و طعم تلخ آن را چشیده بودی. حالا هم به نظر من به جای فرار کردن و قایم‌باشک‌بازی درآوردن بهتر است خودت را به او معرفی کنی تا او را هم از نگرانی و پریشانی دربیاوری. اینجوری خیلی بهتر است.

آن وقت هم او و هم تو می‌توانید تصمیم بهتر و روشن‌تری برای آینده خودتان و رابطه‌ای که دارید بگیرید. بهتر است بیشتر از این نه خودت را آزار بدهی نه طرف مقابلت را.

فکرش را بکن اگر کسی با تو این کار را می‌کرد تو چه حالی می‌شدی؟ البته من از همه شرایط تو خبر ندارم و نمی‌دانم چرا این قدر اصرار داری که همچنان ناشناخته بمانی ولی فکر می‌کنم حتی قانع‌کننده‌ترین دلیل‌ها هم باز آنقدر قانع‌کننده نیست که تو بخواهی با او چنین کاری را بکنی. برایم بنویس که با حرفهایم آیا موافق هستی یا نه و اگر موافقی چه تصمیمی می‌خواهی بگیری. امیدوارم ماجرای شما ختم به خیر شود و من خبرهای خوبی از جانب تو بشنوم.

خب، نیامده باید رفت. پس تا هفته بعد درود و بدرود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها