نیمه دوم را ما تهاجمی آغاز کردیم و آنها وادار به عقب نشینی شدند که این نیز باز به نفع آنها شد؛ چون ما با تراکم و شلوغی بازیکنان در زمین حریف روبه رو شدیم.
سوری ها دقیقا می دانستند که اگر فرصتی برای مهره های سرشناس ما مثل مهدوی کیا و کریمی ایجاد شود، آنها کاملا خطرناک ظاهر خواهند شد، پس با کنترل کامل عناصر تهاجمی ما، راه های موفقیت تیم ایران را بستند. به هر حال نباید فراموش کنیم که تیم ما خود را برای بازی های سال 2010 آماده می کند و نباید یک یا دو بازی ، ما را آنچنان ناراحت یا شاد کند.
اکنون باید تمام تمرکز خود را به 6 فروردین و بازی با کویت معطوف کنیم و برای معضل گل نزدن تیم ، چشم امید به جوانانی داشته باشیم که شاید معروف نباشند؛ اما انگیزه به مراتب بیشتری نسبت به بازیکنان سرشناس تر از خود دارند، در تیم المپیک تجارب خوبی به دست آورده اند و در لیگ از بهترین گلزنان هستند.
علاوه بر مشکل خط حمله و گلزنی ، تیم ما با اشکال در آرایش خط میانی نیز روبه رو است.
معمولا تیم ها سیستم خود را براساس هافبک هایی که در اختیار دارند، انتخاب می کنند و ما با اضافه شدن مهدوی کیا و تیموریان ، سیستم خود را نسبت به بازی با کاستاریکا عوض کردیم.
در حالی که پرسش بنده این است که آیا نمی شد با آرایشی که در بازی با کاستاریکا آن را تمرین کرده بودیم ، به زمین می رفتیم و بازیکنی مثل مهدوی کیا یا تیموریان را به عنوان برگ برنده ای در نیمه دوم به میدان می فرستادیم تا از توانایی حل مشکل آنها استفاده کنیم؟
مرتضی محصص