در آن روزها من در شهرهای شمالی ایران بودم و به همراه خانم رهنورد در شهرهای شمالی در مورد انقلاب سخنرانی میکردیم. بابلسر بودم که خبر پیروزی انقلاب را شنیدم. این سخنرانیها را از تهران شروع کرده بودیم. به دور از چشم دستگاه حاکم در برخی مجامع تهران شرکت میکردیم و سخنرانی داشتیم. یادم میآید اوایل بهمن بود که در ساختمان سازمان برنامه و بودجه آن زمان در سالنی سخنرانی کردم. آن روزها بیشتر برای شرکت در سخنرانیها از راه پشتبام عبور و مرور میکردیم.
چه شد که به شهرستانها رفتید؟
از شهرستانها ما را دعوت میکردند، در روزهای نزدیک به 22 بهمن دیگر سخنرانیها پنهانی نبود، البته هنوز مشکلات وجود داشت و نمیتوانستیم به راحتی سخنرانی کنیم.
خبر پیروزی را چه کسی به شما رساند؟
مردم در شهر بابلسر گفتند که انقلاب پیروز شده است.
با رسیدن روزهای انقلاب شما یاد چه میافتید؟
بستگی دارد که در چه زمانی باشد، الان که در ایام محرم به سر میبریم، یاد قیام خونین امام حسین (ع) برایم زنده میشود.