اگر هم کاسب شدی با مشتری صادق باش، جنس خوب بهش بده و برای چیزی که تو ذهن مشتری میمونه ارزش قائل شو چون این خودش میشه تبلیغ کارت. ما که کلی دنبال کار گشتیم و آخرش هم مدرکمون رو گذاشتیم سر کوزه، رفتیم شدیم شاگرد مکانیک. حالا یه مغازه باز کردیم کوچیک اما مثل قدیم داریم به توصیه آقاجونمون عمل میکنیم. مشتریام هم هر روز صبح جلو مغازه صف میکشند... چون وقتی شاگرد مکانیک بودم هم با حقوق کمش ساختم، با غرغرهای اوستام و زیرآب زنی بچه های دیگه کنار اومدم اما طوری کار کردم که همه میخواستن تعمیر ماشینشون رو من انجام بدم. تمیز و درست. انعامهایی که دادن باعث شد خیلی زودتر از اونی که فکر میکردم واسه خودم مغازه بزنم و حالا واسه خودم اوستا کار شدم. چند تا شاگرد دارم و وقتی از بالا سرشون میام تو اتاق لوازم، میشینم یکی دو تا از این نامه ها رو میخونم!
(این نامه رو یه ماه بود نوشته بودم ولی پست نکردم. حقیقت روم نشد. امروز دیدم ای بابا چقدر ازش گذشته. حیفم اومد بچه هایی که هی دارن مینالن از این تجربه من بیخبر باشن. بگین اگه نه پارتی دارن، نه پول، نه هیچی، رو پای خودشون واستن و هر کاری که میکنن توصیه بابای ما رو جدی بگیرن. قول میدم زودتر به یه جایی میرسن).
اوس علی