نتیجه‌گرا یا فرآیند‌نگر

انفجار زمانی رخ می‌دهد که منبع عظیمی از انرژی به صورت انباشته شده، به یکباره آزاد گردد.
کد خبر: ۱۵۸۱۲۳

«انقلاب ما انفجار نور بود». این جمله مشهور بنیانگذار جمهوری اسلا‌می ایران است که در 3 دهه اخیر تاثیرگذارترین کشور در تحولات سیاسی، فرهنگی و نظامی جهان است.
انفجار نور در سرزمینی رخ می‌دهد که نور در آن انباشته باشد و جرقه‌های آزادی و استقلال این حجم انباشته شده از نور و گرما را به یکباره آزاد کند!
آیندگان بی‌تردید با آب و تاب فراوان تحولات این چند دهه را مطالعه خواهند کرد، پژوهشگران از لابه‌لای اسناد و مدارک تاریخی تاثیرات این انفجار نورانی را در اعماق اندیشه‌های سیاسی و تحولات اجتماعی خواهند جست، اما نباید فراموش کرد که این نقطه عطف در تاریخ، در عصر رسانه‌ها به وقوع پیوسته است و این البته نکته بسیار مهمی است. ده‌ها سال بعد فرزندان ما زمانی که در مورد امام خمینی‌ره‌ مطلب می‌خوانند و می‌نویسند می‌توانند تصویر واضحی از این شخصیت مهم تاریخی بیابند، زیرا صدا و تصویر ایشان، گفتگوهای رسانه‌ای، سخنرانی‌ها و پیام‌هایشان موجود و قابل استفاده است!

با وجود این پس از 3 دهه از انقلاب اسلامی در ایران، نسل‌های بعدی اگرچه از فضای معنوی انقلاب و جنگ تا حدودی بهره‌مندند، اما به تدریج میزان دانش آنها از تاثیر شگرفی که پدرانشان بر جهان معاصر گذاشته‌اند، اندک می‌شود. این مساله دلایل متعددی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها، نگاه کلیشه‌ای و محافظه‌کارانه رسانه ملی در برخورد با پدیده انقلاب است و دیگری تعجیل برای تاثیرگذاری بر مخاطب است، به همین دلیل برنامه‌ها صرفا ناظر به نتیجه‌اند نه فرآیند! برای آنها مهم این است که مخاطب به سرعت به این نتیجه برسد که نظام اسلامی نسبت به نظام سلطنتی بهتر است یا این که دوران ستمشاهی دورانی تاریک و پر از اختناق بوده است و شاه فردی سرسپرده و فاقد اعتماد به نفس در مقابل غرب بوده است و... .

رسانه برای آن که مخاطب خود را به این نتایج برساند، عجولانه با موضوع برخورد می‌کند. به همین دلیل مخاطب از میان برنامه‌های مختلف هرگز خود به این نتایج نمی‌رسد بلکه آن را از رادیو و تلویزیون می‌شنود و صدالبته که مابین شنیدن یک پیام و کشف آن از سوی مخاطب تفاوت بسیاری است.

به این جمله دقت کنید: کشورهایی که شعور سیاسی مردم آنها از یک سطح حداقلی بالاتر باشد استعمار و نظام سلطنتی را تحمل نمی‌کنند حتی اگر بهای گزافی برای آن بپردازند، به همین دلیل بسیاری کشورها مانند هند و الجزایر هزینه سنگینی برای کسب استقلال پرداخته‌اند. لذا دموکراسی با تمام تنوعی که در عالم دارد، مربوط به کشورهایی است که سطح شعور مردم آنها از حد مطالبات اولیه بالاتر رفته احساس نیاز به‌ آزادی و استقلال می‌کنند. کشورهایی که در آنها به پادشاه، رئیس‌جمهور مادام‌العمر می‌گویند (مانند مصر) هم ناچارند ظاهری دموکراتیک از خود نشان دهند، هرچند که تنها 9 درصد مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کرده باشند و البته بخشی از آنها هم به آن رئیس‌جمهور مادام‌العمر (مانند حسنی مبارک) رای داده باشند. اوضاع کشورهایی که همچنان به صورت پادشاهی اداره می‌شوند هم روشن است.

در این عبارت هیچ نامی از ایران و انقلاب آن نیست و ظاهرا نقد کشورهای عربی است اما تحلیلی است که مخاطب را به این نتیجه می‌رساند که از دلایل مهم انقلاب در ایران بالا رفتن سطح شعور سیاسی مردم است که اساسا نظام سلطنتی را در شان خویش نمی‌دیدند!

این نتیجه در این متن دیده نمی‌شود اما دلالت التزامی متن این نتیجه را اقتضا می‌کند! واقعیت آن است که با ارائه گزاره‌های ساده و بسیط نمی‌توان با مخاطب هوشمند برخورد کرد! مخاطب هوشمند و انتخابگر، برنامه هوشمند و فرهیخته می‌طلبد! برنامه‌ای که به او اجازه تفکر، اندیشه و تصمیم‌گیری بدهد! و ظرفیت آن را داشته باشد که اگر مخاطب به نتیجه دلخواه رسانه نرسید، او را طرد نکند، بلکه به یافتن راه‌های جدید و هوشمندانه‌تر بیندیشد!

در برنامه‌‌هایی که تمام توجه آنها ناظر به نتیجه است (یعنی تاثیری که انتظار می‌رود مخاطب بپذیرد) چون برنامه تنها نتیجه را طراحی می‌کند، فرآیند تاثیر، اغلب فراموش می‌شود. نباید از نظر دور داشت که طراحی فرآیند تاثیر به اندازه طراحی خود تاثیر مهم است، اگر به برنامه‌هایی که در تقابل با جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند دقت شود همین دو نگاه ساده و هوشمندانه، قابل مشاهده است VOA  .(صدای امریکا) نمونه روشنی از رسانه‌ای است که برنامه‌های آن ناظر به نتیجه‌اند نه فرآیند، آنها برای آن‌که مخاطب نسبت به جمهوری اسلامی احساس منفی پیدا کند عجله می‌کنند، لذا فرآیند بسیط و کم‌تاثیری دارند تا آنجا که حتی گاه از واژه‌هایی به دور از ادب رسانه نیز اجتناب نمی‌کنند.

اماB B C   را باید رسانه‌ای دوراندیش و هوشمند نامید که برای تولید احساس منفی نسبت به انقلاب و ارزش‌های آن هوشمندانه‌تر عمل می‌کند، آنها یکپارچه برعلیه ایران شیپور رسانه‌ای نمی‌نوازند، بلکه گاه به نعل و گاه به میخ می‌زنند و در پس ظاهر راستگو و متعادلشان طی فرآیند تاثیر، به نتیجه مطلوب می‌رسند!‌

نکته دیگر در باب برنامه‌هایی که به مناسبت‌ دهه فجر ساخته می‌شوند عدم رعایت اصل تدریج است. فرهنگ‌سازی نیازمند زمان است، با تغییر نظام سیاسی و ارزشی، فرهنگ مردم به یک‌ باره به حد ایده‌آل نمی‌رسد، بلکه تغییرات فرهنگی نیازمند زمان مطلوب است، عجله در این کار بیش از آن‌که سازنده باشد، مخرب است!‌

مساله چهارشنبه‌سوری، نمونه روشنی است از عجله در برخورد با یک خرافه فرهنگی!‌

چهار‌شنبه‌سوری یک‌ساله پدپد نیامده بود که یک‌ساله از میان برود، تغییر اندیشه مردم در برپایی یک مراسم خرافی که البته با آداب و رسومی هم همراه بود، کار ساده‌ای نیست و نیازمند برخوردی هوشمندانه، فرهنگی و درازمدت است که متاسفانه انجام نشد. در موضوع دهه فجر هم ماجرا بر همین منوال است. رسیدن به اهمیت و جایگاه انقلاب اسلامی و به تبع آن دهه فجر نیازمند زمان است، برای آن‌که مردم و نسل‌های آینده به آن باور متعالی در مورد نظام اسلامی برسند باید اصل ترویج و حرکت قدم به قدم را نپذیرفت.

نکته سوم آن‌که زمان آن فرا رسیده که با پدیده انقلاب، اندیشمندانه برخورد کرد و نه صرفا تبلیغاتی، برخی برنامه‌ها از باب حفظ شعائر انقلابی، طبعا باید با موضوع تبلیغاتی برخورد کنند، اما اکنون که نظام سیاسی دوران باثباتی را می‌گذراند، می‌توان برنامه‌هایی مبتنی بر اندیشه و بینش انقلابی ساخت.

اندیشه و تعقل البته جولانگاه خود را می‌طلبد، در فضای تبلیغاتی اندیشه محور نیست، صاحبان اندیشه و دانش، در حوزه‌های سیاست، فرهنگ، مذهب، اقتصاد و ... گردهم بنشینند و انقلاب را تحلیل کنند، نه تحلیلی تبلیغاتی که به طرز غیرحرفه‌ای از پیش روشن است در جهت تایید انقلاب ارائه می‌شوند، بلکه تحلیلی اندیشمندانه که در آن میدان برای سوال، نقد و تحلیل باز باشد. اندیشه‌های انقلابی سوار بر مرکب قدرت محک نمی‌خورند، اندیشه‌ها در کوره نقد سنجیده می‌شوند، اگر مخاطبان بیابند که انقلاب و اندیشه‌های انقلابی به رقیبان میدان می‌دهند و حریفان قابل عرضه را در میدان گفتگو و نقد می‌پذیرند و با اعتماد به نفس، پیروز از میدان خارج می‌شوند، باور عقلی آنها به باوری قلبی تبدیل می‌شود و تاثیر کوتاه‌مدت تبلیغات رسانه‌ای به تاثیر بلندمدت اندیشه و تعقل می‌انجامد. در باور مخاطبان هر اندیشه‌ای که از میدان نقد بگریزد، خود را زیر سوال برده است.

چه نیکوست که اندیشمندان انقلابی، به سبک قرآن حریفان اندیشه‌ورز را به میدان بطلبند و در میدان رقابت تحلیل و اندیشه و نقد، شعارشان این باشد که «انما قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین» (بگو دلیل‌تان را بیاورید، اگر که راست می‌گویید).

سیدمجید حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها