نگاهی به برنامه‌های سینمایی سیما

ب‌.م.م بگیریم

سینما یک، سینما 4، سینما ماوراء و صد فیلم از مهم‌ترین و پربیننده‌ترین برنامه‌های سیما هستند که به پخش فیلم‌های سینمایی و نقد و تحلیل آنها می‌پردازند.
کد خبر: ۱۵۸۰۹۷
اگر زمانی نگاه تحلیلی به آثار سینمایی، شکلی تخصصی و علمی داشت و متناسب با شبکه 4 (سینما 4 در این میان، سابقه بیشتری دارد) بود، حالا مخاطب عام پیدا کرده و به عنوان گونه‌ای از برنامه‌سازی پربیننده در دیگر شبکه‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته است. شناخت کارگردان و سابقه فیلمسازی او، برخی دانستنی‌های پشت صحنه و نگاه علمی، سیاسی و روان‌شناسانه به آثار سینمایی داستانی که شاید به عنوان شاهکارهای هنری تاثیرگذار در روابط اجتماعی، چندان جدی گرفته نمی‌شدند، برای بیننده تلویزیون اهمیت یافته و حتی به عاملی برای جذابیت و درگیری بیشتر با فیلم تبدیل شده است. امروزه دی.وی.دی فیلم‌های سینمایی با ضمیمه‌های فیلم‌شناسی کارگردان، جوایز اهدا شده به فیلم، اطلاعات و آنونس فیلم‌های دیگر بازیگران و عوامل فیلم و مهم‌تر از همه، پشت صحنه‌هایی از روند ساخت، به بازار عرضه می‌شوند که با استقبال فراوان هم مواجه شده‌اند. با این اوصاف، حالا دیگر نمی‌توانیم بگوییم پیش زمینه و پس‌زمینه برای تماشای فیلم سینمایی داستانی لزومی ندارد؛ آن هم وقتی سازندگان اصلی اثر به این مساله به عنوان عاملی برای جلب مخاطب توجه می‌کنند و حتی گاهی در تیتراژ پایانی ــ نه به عنوان ضمیمه و جدا از فیلم ــ از آنها بهره می‌برند.

از همین جا می‌توان به اهمیت «مستند» در دنیای جدید پی برد. زندگی خصوصی بازیگران سینما برای دوستدارانشان بسیار جذاب است و البته دستمایه سودجویان رسانه‌ای و مطبوعاتی قرار گرفته، چرا که واقعی‌تر و مستندتر از شخصیت‌شان در فیلم‌ها به نظر می‌آید و از این رو، مصاحبه با عوامل فیلم، برای مخاطب شیرین است که می‌تواند دست‌کم برای دقایقی دیالوگ‌های خود بازیگر را بشنود، نه آنچه در فیلم به او دیکته شده است. این اقتضائات مخاطبان امروز سینما موجب شده به عامل مهم «باورپذیری» طور دیگری پرداخته شود؛ با حواشی و دانستنی‌های جدای از خود فیلم. رویکرد برنامه‌های اشاره شده به آثار سینمایی داستانی هم از همین نوع است؛ مستند جلوه دادن روابط داستانی و شخصیت‌های اثر با تحلیل جامعه‌شناسانه و پیدا کردن مصادیق «واقعی» برای آنها.

پرداختن به درستی و نادرستی چنین رویکردی باید با در نظر گرفتن ارتباطات زمانه صورت بگیرد. شاید بهتر می‌بود همچون گذشته، داستان را به خودی خود باور کنیم، بدون پیش‌زمینه با اثر مواجه شویم و وجوه ناخودآگاه اثر را با نقد و تحلیل، خودآگاه نکنیم، اما چه می‌شود کرد؟ در عصر مدرن ما که همه چیز تا «دیدنی» نشود، باورکردنی نیست؛ مگر چاره دیگری هم هست؟ چه فایده وقتی برای نمایش فیلم در تلویزیون به بهانه تغییر ذائقه مخاطب، خواست او را برآورده نسازیم و آن‌وقت انتظار «دیده شدن» آن را داشته باشیم؟ باید چاره دیگری اندیشید. چاره‌ای که «سینما ماوراء» از میان دیگر نمونه‌ها بیشتر به آن نزدیک شده است. فیلم را ببینیم و بعد نقد کنیم تا اگر بدون پیش آگاهی‌ها باور کردیم چه بهتر و اگر نه، خوب ادامه برنامه برای ما ساخته شده است. رعایت میانه‌ای بین خواست بیننده و خواست اثر نباید فراموش شود. عمده مطالبی که در سینما ماوراء مطرح می‌شود، در مسیر همین باورپذیر کردن و ارائه مصادیق مستند شخصیت‌هاست.

از این‌رو، بیشتر به بررسی روان‌شناسانه اثر توجه دارد تا جنبه‌های سیاسی و حواشی غیرمرتبط با موضوع اصلی فیلم. به نظر می‌رسد رسیدن به این نقطه مشترک سنجیده و درست، فقط در صورتی امکان‌پذیر است که یاد بگیریم چه موقع چه چیزی را فدای چه چیزی بکنیم. جمع کامل میان خواست و انتظار «بیننده» و «اثر» غیرممکن یا دشوار است، اما رسیدن به (ب.م.م) بزرگ‌ترین مقسوم علیه مشترک این دو یا همان صرف‌نظر کردن از خواست‌‌های غیرهمخوان یکی با دیگری و رسیدن به اولین نقطه اشتراک، می‌تواند به بهبود کیفی موردنظر رهنمون‌مان سازد.


آزاد جعفری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها