دولت ها یا از طریق اعمال محدودیت های مستقیم بر ایجاد بنگاه های جدید یا از طریق اعمال مقررات گسترده برای ورود، ممکن است مانع از ورود بنگاه ها به بازار شوند. همچنین عملکرد ضعیف بازارهای عوامل ، عدم موفقیت در فراهم آوردن حقوق مالکیت مناسب برای زمین ، عملکرد ضعیف بازارهای اعتباری مانع از ورود بنگاه ها به بازار می شود که این کار باعث محدود شدن بنگاه ها و در نتیجه کاهش رقابت در بازار محصول خواهد شد. دولت ها همچنین می توانند با افزایش هزینه های خروج بنگاه ها، مانع از ورود بنگاه ها به بازار شوند. در صورتی که هزینه های خروج بسیار زیاد باشد، احتمال ورود بنگاه ها به بازار ضعیف خواهد بود. نهادهای دولتی که هزینه خروج را افزایش می دهند، عبارتند از: مقررات بازار عوامل مانند قوانین کار که اخراج کارگران توسط بنگاه ها را پرهزینه و حتی غیرممکن می سازد.
مثال دیگر در این مورد قوانین جبران خسارت در کشورهای در حال گذار است که مانع از مبادلات زمین و نیز مانع از خروج و در نتیجه ورود بنگاه ها می شود. بنگاه های غیرسودآور نیز هنگامی که از یارانه ها یا حمایت های شبه مالی مانند وام ها برخوردارند یا مجاز به کاهش مالیات ها یا دیگر پرداخت های خود هستند، ممکن است فعالیت هایی را انجام دهند که مانع از ورود و خروج بنگاه های دیگر شود.
حذف یا کاهش موانع نهادی برای رقابت در بازار محصول ، به طور مستقیم موجب بهبود رقابت می شود و بر دولت ها برای حذف چسبندگی های بازار عوامل فشار وارد می آورد. برای مثال ، چسبندگی در بازارهای زمین ، نیروی کار و سرمایه موجب افزایش هزینه های تعدیل در اقتصاد ملی و در نتیجه بیکاری بالاتر می شود؛ زیرا بنگاه ها در معرض فشارهای رقابتی قرار خواهند گرفت.
دولت ها همچنین می توانند هزینه ورود بنگاه ها به بازار را از طریق روش هایی که پذیرش آن از سوی بنگاه ها برای شروع فعالیت های تجاری اجباری است ، افزایش دهند. گرچه برخی از این روش ها مانند مقررات بهداشت و محیط زیست سالم ممکن است سودمند باشد، ولی روش های دیگر این گونه نیست ، حتی مقررات سودمند نیز در صورتی که نسبت به سطح درآمد یک کشور، بسیار پیچیده یا پرهزینه باشد، می تواند مانع از ورود بنگاه ها شود. طبق مطالعه ای که با استفاده از داده های 85 کشور انجام شده است ، مقررات ممکن است اثرهای ناخواسته ای بر فعالیت ها یا عملکرد بنگاه ها داشته باشد. کشورهای در حال توسعه ، عموما نیازمند روش ها یا مقررات بیشتر برای شروع فعالیت جدید در مقایسه با کشورهای صنعتی هستند. هر چه تعداد روش ها یا مقررات بیشتر باشد، زمان مورد نیاز برای شروع یک فعالیت تجاری ، طولانی تر است و هزینه آن نیز نسبت به درآمد سرانه بیشتر خواهد بود. به طور مثال کشورهای موزامبیک و بولیوی که در ردیف کشورهایی هستند که بیشترین تعداد مقررات را دارند، از جمله کشورهایی اند که شروع فعالیت تجاری در آنها به ترتیب 174 و 92 روز طول می کشد. در این کشورها، شروع فعالیت های تجاری بسیار پرهزینه است و به ترتیب ، معادل 116 و 263 درصد تولید ناخالص داخلی سرانه است ؛ اما در مقابل ، در کانادا که تنها 2روش وجود دارد، شروع یک فعالیت تجاری جدید تنها 2روز طول می کشد و هزینه آن نیز تنها 1.4 درصد تولید ناخالص داخلی سرانه است. بسیاری از این روش ها، نیازمند کسب اجازه از چند سازمان و مستلزم اخذ گواهی محضری رسمی در مراحل مختلف هستند یا این که بشدت در معرض بازرسی های مالیاتی و سایر انواع بازرسی قرار دارند. این مساله بیانگر این است که در کشورهای در حال توسعه ، شروع یک فعالیت تجاری جدید بسیار پرهزینه تر از کشورهای صنعتی است.
در آن دسته از کشورهای صنعتی که روش های بیشتری دارند، اثر مقررات بیشتر به دلیل وجود نظام اداری شفاف تر، پاسخگوتر و اجرای بهتر مقررات ، خنثی می شود. مقررات مربوط در ورود به بازار نیز بویژه در کشورهای بزرگ ، حتی زمانی که کشور تجارت بین المللی خود را آغاز کرده است ، موجب کاهش رقابت می شود.
تعدد مقررات و مساله رشد اقتصادی
تعداد مقررات یا روش های اقتصادی با اقتصاد غیررسمی بزرگ تر و سطح بالاتر فساد در ارتباط است. بسیاری از مطالعات انجام شده نشان می دهد که مقررات گسترده در بازارهای محصول و نیروی کار موجب ترغیب بنگاه ها برای انتقال فعالیت های خود به بازار غیررسمی ، به منظور کاهش هزینه های انجام فعالیت و استخدام نیروی کار در بخش رسمی فعال می شود. برآوردهای انجام شده درخصوص اندازه اقتصاد غیررسمی و نسبت کارگران شاغل در آن نشان می دهد که هر دو مورد در طول دهه گذشته در اغلب کشورهای در حال گذار و کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) افزایش یافته است.
افزایش فعالیت های نظارتی دولت ، مقررات بازار کار و افزایش فشار مالیات و پرداخت های تامین اجتماعی نیز این فرآیند را تشدید می کند. این برآوردها همچنین نشان می دهد که به طور کلی ، اندازه اقتصاد سایه به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی در کشورهای در حال توسعه بزرگ تر از کشورهای صنعتی است.
اقتصاد غیررسمی موجب افزایش رقابت از طریق عرضه خدمات و فعالیت های صنعتی کوچک با سرعت بخشیدن به پویش و کارآفرینی شده و درنتیجه منجر به کارایی بیشتر می شود، ولی در صورتی که بخش غیررسمی به حمایت های نظام قضایی رسمی و به بازارهای سرمایه برای تامین مالی و بیمه دسترسی داشته باشد، منافع مثبت حاصل از رقابت بیشتر تقویت خواهد شد.
اقتصاد غیررسمی بزرگ تر همچنین پیامدهای توزیعی نیز خواهد داشت ، گرچه اشتغال در بخش غیررسمی بهتر از بیکاری است ، ولی کارگران در بخش غیررسمی به منافع یکسانی ، مانند منافع بیکاری و تامین اجتماعی که در بخش رسمی از آن برخوردارند، دسترسی نخواهند داشت.
کارگران در بخش غیررسمی عمدتا فقیرند و این به آن معنی است که سیاست هایی که مانع رشد و رسمیت یافتن بنگاه ها می شود، موجب محرومیت بیشتر خواهد شد.
حسین امامی