زندگی جانوران از دیرباز مورد توجه انسان بوده و منبع الهام او برای بهتر زیستن و انواع اکتشافات علمی، پزشکی و روانشناسانه. انسان همواره به وجه تمایز خویش از جانوران یعنی «خرد» بالیده و از طرفی هم همواره به رفتار و زندگی غریزی جانوران رشک برده است!
کد خبر: ۱۵۷۶۶۸
جانوران چه آن گونه که در واقعیت عینی بر ما پدیدار میشوند و چه آن گونه که در تخیلات و داستانهای اسطورهای به ما شناسانده شدهاند، در زندگی فردی و اجتماعی ما نقش بسزایی ایفا میکنند. در این میان توجه کودکان به حیوانات ــ شاید به خاطر وجه تشابه رفتار غریزی ــ بیش از بزرگترهاست. کارتونهای مورد علاقه و موفق کودکان در سینما و تلویزیون، عروسکهای دوستداشتنیشان، فیلمهای رده سنی بزرگسال که مورد توجه بیشتر کودکان قرار گرفتهاند مثل مرد عنکبوتی و صمیمیت بیشتر کودک با حیوانات خانگی همه، این نکته را گوشزد میکنند که زندگی انسان از حیوان مجزا و منفک نیست.
از میان متون ادبی فارسی کلیله و دمنه و داستانهای پندآموزش، منطقالطیر عطار، حکایات گلستان سعدی، اشعار مناظرهای پروین اعتصامی و به طور کلی عموم شاعران یا به طبیعت، حیوانات و پرندگان به شکل نمادین اشاره داشتهاند یا از آنها الهام پذیرفته و بر آن اساس به تغزل پرداختهاند. پروانه، بلبل، پرستو، کبوتر و طاووس دیگر به نمادهای ثابت شعر و ادب فارسی بدل شدهاند. در تاریخ پیامبران و برگزیدگان دین هم میتوان به تکلم سلیمان (ع) با جانوران، کشتی نوح (ع) و توجه به بقای نسل حیوانات، شبانی موسی (ع) و عیسی (ع) و محمد (ص) (یا به روایتی همه پیامبران آسمانی)، سگ اصحاب کهف و... اشاره کرد.
و اما در ادبیات داستانی و سینمایی غرب گذشته از آثار مربوط به کودکان که پیشتر اشاره شد، سلسله کمیک استریپهایی به وجود آمد که بعدها منبع اقتباسهای متعدد سینمایی قرار گرفت. داستانهایی که در آنها انسان، حیواننما میشود. خفاشنما (بتمن)، گرگنما، گربهنما (زن گربهای) و مهمتر از همه عنکبوتنما در سهگانه پرطرفدار مرد عنکبوتی؛ جالب اینجاست که این حیوان در مواردی مثل بتمن و اسپایدرمن ناجی انسان است! آیا واقعا چینن نیست؟
برنامههای مستند سیما که به حیات جانوران میپردازد، با این خاستگاه ساخته شدهاند: آشتی انسان با طبیعت، با اصل خویش و بازگشت به سادگی و بی پیرایگی زندگی طبیعی در عصر علمزده امروز که در احاطه کامل تکنولوژی و مدرنیسم ویرانگر ساخته دست خود قرار دارد. در قسمتی از مستند کاوشگران (شبکه 5 سیما) که زندگی گرگها و روابط خانوادگیشان را به تصویر میکشید، بخوبی با گفتار و تصاویر مقایسهای میان زندگی گرگ و انسان، این مضمون مورد اشاره قرار گرفت. در میان انسانها تنها سرخپوستان بودند که با ارتباط صمیمی با گرگها، این نمودهای درندگی و شقاوت، آشتی مبارکی میان انسان و طبیعت برقرار کرده بودند؛ سرخپوستان که همواره به جهالت و بیتمدنی شهره بودهاند! چنین برنامههایی ما را برای مدتی از زندگی روزمره ماشینی جدا میکنند و به عوالمی میبرند که مدتهاست با آنها بیگانهایم، در حالی که خودمان قبل از این که انسان باشیم، به معنای عام، حیوان هستیم. حتی تعقل ما هم در ارتباطی تنگاتنگ با غریزه و ناخودآگاهمان است.
مدینه فاضله و آرمانشهری که دنبالش هستیم در زندگی جانوران پررنگتر است تا وضع کنونی بشر انسانی. قانون جنگل در بسیاری موارد انسانیتر از قوانین اجتماعی ماست. حیوانات، حیات را شاید بدون تفکر اما آنچنان که هست پذیرفتهاند. انسان اما به جای آن که عقل را به عنوان راهبری نیکو به حقیقت انسانیاش به کار گیرد، با دستورزی در طبیعت و تغییر و تبدیل آن، خود را نامحدود انگاشته و به جای خداوند طبیعت، از خداوند عقل فرمان میگیرد. حیات وحش گویا بسیار اهلیتر از این حیات عقلی انسانی است.