درست مثل غنچه به هم فشرده بودم
غروب کرده بودم. شکست خورده بودم
ــ شب شکستنم بود. اگر نمیرسیدی
جنازه دلم را به خانه برده بودم
بدون چشمهای تو رفته بودم از دست
بدون دستهای تو جان سپرده بودم
شب به هم رسیدن. نسیم میشدم کاش ـ
که دانه دانه زلف تو را شمرده بودم
ــ عزیز من که چشمت دوباره عاشقم کرد
اگر نگاه گرمت نبود. مرده بودم
دکتر محمود اکرامی