زنان عشایری ، زنان قدرتمندی هستند که بخش عمده ای از مسوولیت های زندگی کوچ نشینی بر دوش آنهاست ؛ مسوولیت هایی که هرکدام در ذهن گردشگران چون یک جاذبه از سبک خاصی از زندگی تجلی پیدا می کند.
تربیت کودکان ، قالیبافی ، جاجیم بافی ، شیردوشی ، ماست زنی ، روغن گیری و بسیاری فعالیت های دیگر در ایل از سوی زنان انجام می گیرد.
این زنان غیور همان قدر که اداره مسائل خانه و زندگی و فرزندان را به عهده دارند، به هنگام نیاز دوش به دوش مردان ایل قادر به انجام کارهای ایشان هستند.
البته نباید تصور کرد که این همه کار و تلاش روحیه آنان را چون مردان کرده است ، بلکه بعکس این زنان با لطافت و مهربانی خود همواره نیمی از مسیر مشکلات را طی کرده اند. تماشای زنانی در لباس های زیبای محلی به هنگام انجام کارهایی چون قالیبافی و ماست زنی ، ترانه های محلی را که از پس تاریخی چندین ساله سینه به سینه به ایشان رسیده است ، زمزمه می کنند، یکی از بدیع ترین مناظرممکن است.
با توجه به مسائلی که ذکر شد، برای گسترش گردشگری عشایری در ابتدا باید به زنان عشایری آموزش های کافی را ارائه کرد و براساس نقش مهم و موثری که آنان در خانواده و ایل دارند، به بهبود کیفیت گردشگری عشایری کمک کرد، چرا که در بسیاری از موارد، در ذهن مردم کوچ نشین تصویر مناسبی از یک گردشگر وجود ندارد و گردشگر بیشتر بیگانه ای تصور می شود که قصد حضور در زندگی شخصی مردم ایل را دارد البته نباید گمان برد که مردم عشایر میهمان نواز نیستند، بلکه بعکس مردم کوچ نشین انسان هایی بسیار ساده ، بی آلایش و میهمان نوازند.
اسکان عشایر تهدیدی برای زندگی عشایری
در چند سال اخیر، به دلیل مشکلات مختلفی که گریبانگیر عشایر کشور شده است ، شاهد طرح هایی برای اسکان عشایر بوده ایم. این طرح ها با 2هدف ارائه شده اند؛ یکی بهتر کردن زندگی عشایر و دیگری آزاد کردن سرزمین های وسیعی که در 22 استان کشور قلمرو حرکت های عشایر (ییلاق ، قشلاق و میانبند) شده اند اما این پرسش مطرح است که آیا اسکان عشایر، قشری از جامعه ایرانی که هویت آنان با کوچ و دامداری معنا می یابد، امکان پذیر است ، و آیا می توان برای حل کردن مشکلات اقتصادی این قشر ضربه جبران ناپذیری را بر پیکر فرهنگ عشایری وارد کرد؟
مسلما خیر. باید توجه داشت الگوی زیستی کوچ نشینی همچون میراث فرهنگی که با قدمت بسیار زیاد پس از گذشتن از دوره ها و نسل های مختلف تاریخی اکنون به ما رسیده است ، ارزشمند و کمیاب است و می تواند به عنوان یک مشخصه فرهنگی در ساختن هویت ملی ما در مقابل دیگر کشورها نقش مهمی را ایفا کند.
پس بهتر نیست به جای اسکان عشایر و از میان بردن یکی از شاخص های فرهنگی کشور، با برنامه ریزی صحیح در گسترش و رونق بخشیدن به گردشگری عشایری بکوشیم تا هم مسائل اقتصادی این قشر حل شود و هم فرهنگ کوچ نشینی علاوه بر تداوم برای دیگر ملل جهان نمایش داده شود؟
در دنیای پیشرفته امروزی که همه چیز با سرعت زیادی در حال تغییر و دگرگونی است و صنعت گردشگری همچون کودکی نوپا با سرعت خیره کننده ای در حال رشد و گسترش است ، بسیاری از کشورها برای تصاحب بازار این صنعت سعی کرده اند از هر جاذبه ای که در کشورشان وجود دارد، اعم از طبیعی و دست ساز بشر را به کار گیرند و حتی به ساخت جاذبه های مصنوعی اقدام کنند تا بتوانند کشورشان را به عنوان مقصدهای خاص در ذهن گردشگران بین المللی بالقوه جا کنند.
در این میان گردشگری عشایر می تواند به عنوان یکی از مشخصه های گردشگری ایران در معرفی کشورمان به عنوان یکی از مقصدهای خاص در سطح جهان تاثیرگذار باشد.
جاذبه های گردشگری عشایری
زندگی عشایر سراسر برای ما انسان های شهری جاذبه است.
آداب و رسومشان ، نوع غذا خوردنشان ، زندگی در چادر، نوع پوشاکی که بر تن دارند، قوانین و باید و نبایدهای نانوشته ای که همه آنها را رعایت می کنند، ترانه های گوناگون و زیبایی که به فراخور حال در هنگام عروسی و عزا و کار می خوانند، همه و همه زیباست و ما را به سوی خود جذب می کند. به طور کلی جاذبه های گردشگری عشایری را می توان به این موارد طبقه بندی کرد:
چادر: یکی از زیباترین جاذبه هایی که تمام گردشگران این حوزه بدان علاقه مند هستند، نوع مسکن عشایر ایران است که در بیشتر موارد چادر است. تصور همراه شدن با انسان هایی که ساده و سبک بار سفر می کنند و هر بار با رسیدن به مقصد خانه شان را در زیر پهنه آسمان علم می کنند، برای بسیاری از این گردشگران ماجراجو هیجان انگیز است و آنان علاقه مند تجربه کردن این نوع اقامتگاه هستند؛ اقامتگاهی که با هتل های امروزی تفاوت های آشکاری دارند.
شاخص های فرهنگی: آنچه جذابیت زندگی در چادر را برای گردشگران صدچندان می کند و در واقع بدان روح می دمد، ویژگی های فرهنگی عشایر و نوع زندگی آنان است ، اعم از چگونگی پوشاک عشایر (که در ایران بسیار رنگارنگ و متنوع است )، جشن ها (که به سبب تنوع و زیبایی یکی از راه های اصلی جذب گردشگران محسوب می شود)، غذاها، شیوه غذا خوردن ، اعتقادات ، باورها، نوع ارتباط اعضای ایل با یکدیگر ، کارهای روزمره عشایر (مانند شیر دوشیدن ، ماست زدن ، روغن گیری و...)، موسیقی ، ترانه ها و صنایع دستی.
آیسا اسدی