با ابوالحسن فقیه رئیس سازمان بهزیستی

بهزیستی اورژانس اجتماعی نیست

پیش‌تر، آشنایی به شوخی می‌گفت؛ حال و روز مدیران ارشد هر سازمانی به اداره متبوعشان شبیه می‌شود.
کد خبر: ۱۵۷۲۱۶
این قضیه را فراموش کرده بودم تا روز مصاحبه با دکتر ابوالحسن فقیه، رئیس سازمان بهزیستی کل کشور که درست مثل سازمانش، در دریایی از برنامه‌ها و طرح‌های اجرا شده و نشده گم بود و بسختی توانست یک ساعت و 20 دقیقه از وقتش را به ما اختصاص دهد تا با او درباره تعدد مسوولیت‌های بهزیستی و سردرگمی همیشگی آن به گفتگو بنشینیم. آنچه در پی می‌آید، حاصل این گفتگوست.

آقای دکتر اگر موافق باشید، مصاحبه درباره بهزیستی را از رئیسش شروع کنیم. شما زیادی جوان نیستید؟!
مگر من چند ساله به نظر می‌آیم؟! من 35 ساله‌ام.

در چه رشته‌ای دکتری‌تان را گرفته‌اید؟
پزشکی عمومی.

شنیده‌ام ریاست سازمان بهزیستی، اولین پست مدیریتی شما در سطح کلان است، این موضوع صحت دارد؟
در دوره دانشجویی، از دانشجویان فعال بودم. مدتی مشغول فعالیت‌های سیاسی شدم. در راه‌اندازی نشریات دانشجویی شرکت کردم. سال 1380، از اعضای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها بودم. 2 سال بعد، به عنوان مشاور رئیس و مدیر کل روابط عمومی پزشکی قانونی مشغول به کار شدم. مدتی در شهرداری تهران به عنوان مشاور کار کردم. سال 1384، مدیرکل دفتر وزارتی وزارت رفاه شدم و در حال حاضر هم 2 سال و چند ماه است که ریاست سازمان بهزیستی را به عهده دارم.

شما در کمیته امداد هم سمتی داشته‌اید؟
نه، من آنجا نبودم.

معمولا هر مدیری برای بقا و توانمندسازی سازمانش تلاش می‌کند، اما از برخی گفته‌های شما در خبرگزاری‌ها این‌طور استنباط می‌شود که سیاست کلی شما و مسوولان رده بالاترتان در جهت کاهش حیطه مسوولیت‌های این سازمان است.
صحبت شما را تصحیح می‌کنم؛ سازمان بهزیستی و به طور کلی سازمان‌های حمایتی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، وظیفه حل عواقب حاصل از توسعه را به عهده دارند.
بهزیستی متشکل از 6 نهاد زمان رژیم طاغوت است و بتدریج در دوره‌های مختلف، وظایفی به آن محول شده که گاهی هیچ سنخیتی با وظایفش نداشته است. من معتقدم این سازمان باید وظایف مشخص، قانون مشخص و بودجه مشخص داشته باشد.
وظایف بهزیستی با گذشت زمان، بیشتر و بیشتر شده است؛ در حالی که برخی از این وظایف، اصلا در تخصص ما نیست. از طرفی، نیروی‌امان هم محدود است و براساس قوانین کشور و تلاش برای کوچک‌سازی دولت، نمی‌توانیم نیروی جدیدی بگیریم. قصد ندارم سازمان را بزرگ کنم، چون هر چه وظایفمان بیشتر شود، کیفیت خدمات‌دهی پایین‌تر می‌آید.
متولی هر مساله اجتماعی باید دقیقا مشخص شود و پس از چند سازمان با هماهنگی یکدیگر برای حل آن اقدام کنند. اما در حال حاضر برخی از مسائل هنوز متولی مشخصی ندارند.

مثلا چه مسائلی؟
مثلا در بحث آسیب‌های اجتماعی، هنوز متولی، مشخص نشده است.

اما همه معتقدند بهزیستی متولی آسیب‌های اجتماعی است.
نه. بهزیستی هنوز متولی قانونی نیست، برای مثال در بحث اورژانس اجتماعی قطعا به برخی اختیارات قانونی برای مداخله در بحران نیاز داریم یا در بحث دختران فراری، به عنوان یکی از مصادیق روشن آسیب‌های اجتماعی، هنوز متولی برای ساماندهی این گروه وجود ندارد و آنها گاه از سوی پلیس دستگیر می‌شوند، گاهی به مراکز ما تحویل داده می‌شوند و گاهی به سازمان‌های دیگر، در حالی که این چرخه و امثال آن باید تعریف شوند و ما اصرار داریم آسیب‌های اجتماعی پیش از ورود به مرحله قضایی و انتظامی از طریق مددکاری اجتماعی پیگیری شوند تا از جرم‌زایی جلوگیری کنیم. البته ما با تکیه بر اساسنامه سازمان می‌توانیم وارد برخی از حیطه‌ها شویم ولی به جز مساله کودکان خیابانی که آیین‌‌نامه مشخصی درباره‌اش داریم، دیگر مسائل اجتماعی آیین‌نامه مشخصی ندارند.

البته وظایفی هم وجود دارند که به بهزیستی مربوط نمی‌شوند و مسلما در صورت روشن شدن تکلیف هر سازمان، از روی دوش بهزیستی برداشته می‌شوند.
بله کاملا. نمونه‌اش بحث بیمه اجتماعی زنان خانه‌دار است که هم‌اکنون به سرانجام رسیده است ولی در حقیقت جزو وظایف ما نیست. سازمان بهزیستی، سازمانی تخصصی حمایتی است نه سازمانی بیمه‌ای. ما حق سرمایه‌گذاری با پول مردم را نداریم اما این حق به سازمان‌های بیمه‌گر داده شده است.

آقای فقیه، وقتی از بحران‌های اجتماعی صحبت می‌کردید، یاد خط تلفنی اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی افتادم. آیا این خط راه‌اندازی شده است؟
خط تلفنی 123، پیشتر در 2 استان تهران و خراسان به عنوان خط رسیدگی به کودک‌آزاری وجود داشت، اما به مراکز مداخله در بحران وصل نبود. ما شرح وظایفش را تعریف کردیم و حالا سومین اورژانس کشور پس از اورژانس پزشکی و پلیس محسوب می‌شود و براساس آخرین آمارها، تاکنون در 16 استان راه‌اندازی شده است.

گسترش این اورژانس در استان‌های مختلف خیلی جالب است اما مساله این است که وقتی بهزیستی توانایی مداخله در بحران‌های اجتماعی را ندارد، این اورژانس به چه کار می‌آید؟ چندی پیش، برای سنجش عملکرد این اورژانس دو بار با آن تماس گرفتیم و موارد بحرانی از کودک‌آزاری و همسرآزاری را گزارش دادیم، شما فکر می‌کنید چه اقدامی از سوی بهزیستی انجام شد؟ آنها حتی شماره تلفن و نشانی ما را نپرسیدند، چون بهزیستی توانایی مداخله ندارد!
2 نکته مطرح است؛ اولا ما هنوز این اورژانس را به شکل رسمی افتتاح نکرده‌ایم و حتی هنوز خودرویی را که گروه‌های امدادی باید با آن به محل اعزام شوند، نخریده‌‌ایم. این خط هنوز در همه استان‌‌ها راه‌اندازی نشده و پیمانکار به ما قول داده است تا پایان سال، در هر 30 استان کشور راه‌اندازی شود. ثانیا برای برطرف کردن خلاء‌های قانونی، مشغول رایزنی‌ با نیروی انتظامی هستیم.

بالاخره خط 123، چه خاصیتی دارد که راه‌اندازی شده است؟
فعلا در مرحله آزمایشی است. ما اصلا تبلیغ نکرده‌ایم؛ کجا دیده‌اید از مردم بخواهیم به این خط زنگ بزنند.

ولی کارشناسان شما به تماس‌ها پاسخ می‌دهند!
بله. ولی هنوز به عنوان یک مرجع اورژانسی معرفی نشده است.

اگر هنور مرجع اورژانسی نیست، پس چطور مسوولان بهزیستی به ارائه آمارهایی درباره کودک‌آزاری با استناد به تعداد تماس‌های گرفته شده در این خط می‌پردازند؟
هنوز فعالیت رسمی این کار، کلید نخورده است. از طرفی، بالاخره این خلاء در کشور هست یا نیست؟ آیا اصل کار را می‌پسندید؟ قبول دارم که ما با خلاء‌های قانونی مواجه هستیم ولی بهترین نهادی که می‌تواند به بحران‌های اجتماعی رسیدگی کند، بهزیستی است.
ما برای راه‌اندازی کامل این خط، سه فاز را تعریف کرده‌‌‌ایم در فاز اول فرد آسیب‌دیده یا دیگران با مرکز تماس می‌گیرند. در فاز دوم تیم سیار مددکاری و روانشناسی به محل اعزام می‌شوند و سعی می‌کنند مشکل را حل کنند. اما اگر مشکل حل نشد، وارد فاز سوم می‌شویم که در آن می‌توانیم با اجازه و همکاری مقامات قضایی، فرد آسیب‌دیده را از محل خارج کنیم و به مراکز مداخله در بحران منتقل کنیم. خب! ما مراکز مداخله را ایجاد کرده‌ایم، خط 123 هم فعلا پاسخگوست. فقط تیم سیار هنوز شکل نگرفته است که امیدواریم تا پایان امسال راه بیفتد.

چرا به خبرنگاران اجازه ورود به مراکز مداخله در بحران و نگهداری از آسیب‌دیدگان اجتماعی مثل زنان ویژه، دختران فراری و کودکان کار داده نمی‌شود؟
فکر می‌کنید درست باشد که از خانمی با آن شرایط یا دختری فراری گزارش تهیه کنید؟

بستگی به این دارد که چطور به کارکرد رسانه نگاه می‌کنید. شاید هدف ما از تهیه گزارش سنجش کیفیت خدمات‌دهی بهزیستی به این اقشار باشد.
ما پیش‌تر اجازه ورود به خبرنگاران داده‌ایم.

واقعا عجیب است! چون ممانعت از ورود خبرنگاران و تهیه گزارش، دستور اکید مدیران ارشد شماست که در گفتگو با «جام‌جم» مطرح شده است.
خبرنگاران می‌توانند وارد مراکز ما شوند به شرطی که یک سری از ملاحظات را در نظر بگیرند، مثلا عکس نگیرند و...

شاید بهتر باشد بحث را عوض کنیم. می‌خواهم شما را یاد بند «6» تبصره 14 در لایحه بودجه سال 1386 بیندازم. دی ماه سال گذشته، قرار بود همه مسوولیت‌های حمایتی بهزیستی به کمیته امداد واگذار شود که به سرانجام نرسید. شما با این تصمیم موافق بودید؟
من نمی‌خواستم وارد این بحث شوم. مساله این نیست که قصد داشته باشم مسوولیت‌های سازمانم را کم یا زیاد کنم، ولی در آن زمان به نحوی تعامل بین مجلس، رسانه‌ها و دولت برقرار شد که این مساله با رای بالای نمایندگان برگشت.

بالاخره شما با واگذاری مسوولیت‌هایتان به کمیته امداد موافق بودید یا نه؟
درباره زنان سرپرست خانوار موافق نبودم؛ چون کمیته امداد فقط به این گروه مستمری می‌دهد در حالی که مساله آنها صرفا حمایت مالی نیست. زنان سرپرست خانوار به مجموعه‌ای از انواع خدمات اجتماعی نیاز دارند.

پس شما معتقدید مسوولیت‌ حمایت از زنان سرپرست خانوار باید به بهزیستی محول شود؟
من معتقدم بحث‌های تخصصی، اجتماعی و توانبخشی باید به وسیله بهزیستی انجام شود و پرداخت مستمری به اقشار نیازمند از سوی کمیته امداد.

یعنی موافقید که همه زنان سرپرست خانوار باید تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار گیرند؟
بله. البته اگر ننویسید!

آقای فقیه! اگر شما مایل نبودید این را بنویسم به طور مسلم مطرحش نمی‌کردید. راستی مستمری زنان سرپرست خانوار از بهزیستی چقدر است؟
در حال حاضر مستمری که به شکل ماهانه و مستقیم می‌گیرند 25 تا 50 هزار تومان است.

به نظر شما اعضای یک خانواده با 25 تا 50 هزار تومان در ماه می‌توانند زندگی کنند؟
این رقم فقط مربوط به مستمری است که به شکل مستقیم به آنها داده می‌شود، اما ما خدمات دیگری هم داریم، مثل دفترچه بیمه درمان، بن‌های ارزان‌قیمت که امسال به هر نفر 32 هزار تومان تعلق می‌گیرد، معافیت از هزینه‌های آب و برق و گاز، معافیت از سربازی فرزندانشان که اگر در زمان خرید و فروش سربازی بود، حسابی هزینه‌بر می‌شد!

مگر شما در ازای معافیت از سربازی پسران زنان سرپرست خانوار هزینه‌ای می‌پردازید؟
نه، ولی در کل، دولت این هزینه را می‌پردازد. ما به فرزندانشان کمک هزینه تحصیلی می‌دهیم به اضافه مسکن و تسهیلات اشتغال.

اما همه زنان سرپرست خانوار از این تسهیلات که گفتید بهره‌مند نمی‌شوند. حالا با همه این تفاسیر، باز هم می‌پرسم که آیا تسهیلاتی که نام بردید به اضافه مستمری 25 تا 50 هزار تومانی کفاف زندگی یک خانواده را می‌دهد؟
نه.
در کشور ما، حدود یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 700 هزار زن سرپرست خانوار وجود دارد و بهزیستی 147 هزار نفر از آنان را تحت پوشش قرار داده است، در حالی که اغلب آنان زیر خط فقر هستند و هنوز تحت پوشش بهزیستی نیستند.
مهمترین علتش بودجه است. ما بارها از مجلس و دولت خواسته‌ایم که بودجه‌مان را افزایش دهند تا بتوانیم کسانی را که پشت خط خدمات حمایتی سازمان هستند، تحت پوشش بگیریم.

تا آنجا که یادم می‌آید مسوولان بهزیستی همیشه از کمبود بودجه دم زده‌اند. به نظر شما چقدر احتمال دارد که مساله اصلی ضعف در مدیریت برنامه‌های سازمان باشد یعنی برخی طرح‌هایی که بهزیستی بودجه‌اش را صرف پیگیری آنها می‌کند بی‌سرانجامند مثل چرخه جمع‌آوری، نگهداری، آزادی و ورود مجدد زنان ویژه و کودکان کار و خیابان به جامعه.
من هم قبول دارم که بعضی از طرح‌ها بدرستی انجام نمی‌شوند، اما بر این نکته تاکید دارم که بهزیستی در گذشته سازمانی فراموش شده بود و اساس بودجه‌اش پایین بود و گرچه با روی کار آمدن دولت نهم بودجه‌مان زیاد شد ولی هنوز از پایه ضعیف هستیم. در سال 1383 ، بودجه ملی ما 63 میلیارد تومان بود، اما در سال 1386 به 380 میلیارد تومان رسید، یعنی حدود 6 برابر شد. ما یک بار 100 درصد و بار دیگر 50 درصد مستمری‌ها را زیاد کرده‌ایم و آنها را از 8 تا 16 هزار تومان به 25 تا 50 هزار تومان رسانده‌ایم.

اما من هنوز معتقدم ضعف در طرح‌های مدیریتی سازمان بهزیستی، مهمترین مشکل آن است و اگر اسباب دلخوری نشود، احساس می‌کنم شما هم طرح‌های مدیریتی جدیدی در این دو سال ارائه نکرده‌اید، بلکه فقط طرح‌های قبلی را ادامه داده‌اید.
قبول ندارم. برنامه‌های ما به 2 بخش بلندمدت و کوتاه مدت تقسیم شده‌اند. برنامه بلندمدتمان منطبق بر همان چشم‌انداز و برنامه راهبردی کشوری است و برنامه کوتاه مدتمان، بر حل مسائل و مشکلات انباشته شده و جاری متمرکز بوده است. گذشته از آن که مستمری‌ها را افزایش داده‌ایم، یارانه مراکز نگهداری معلولان، کودکان بی‌سرپرست، سالمندان و بیماران روانی مزمن هم افزایش یافته است، در حالی که پیشتر بسیاری از این مراکز به خاطر کمبود یارانه حاضر به ادامه فعالیت‌هایشان نبودند.

آیا جمعیت تحت پوشش بهزیستی هم بیشتر شده است؟
ما در مرحله اول قصد داشتیم به افرادی که تحت پوشش‌مان بودند و از حداقل‌ها هم محروم شده بودند، رسیدگی کنیم. پس از آن برنامه میان‌مدت را اجرا کردیم که در آن بیشتر به رفع موانع قانونی برای مداخله بهزیستی در بحران‌های اجتماعی پرداخته‌ایم و مهمترین بخش آن تغییر اساسنامه سازمان است که با توجه به گذشت زمان و تغییر شرایط اجتماعی باید حتما صورت گیرد. بهزیستی همچنین طرح تجمیع خدمات و برون سپاری آنها را انجام داد، یعنی پرونده بیماران و معلولان تحت پوشش سازمان به کلینیک‌ها و مراکز درمانی سپرده شد، اما من اهل تعریف نیستم و نمی‌خواهم پیش از آن که کاری انجام دهم، درباره‌اش تبلیغ کنم تا مردم متوقع شوند.

جمعیت هدف بهزیستی چند نفر هستند؟
ما دو گروه جمعیت هدف داریم. گروه اول کسانی هستند که به شکل مستمر از این سازمان خدمات دریافت می‌کنند که حدود یک میلیون و 500 هزار نفر هستند و گروه دوم، همه مردم ایران هستند که از انواع خدمات سازمان مثل آموزش مهارت‌های پیش از ازدواج، مهدهای کودک و.
.. بهره‌مند می‌شوند.

آیا معتادان تازه ترک کرده هم جزو جمعیت تحت پوشش شما هستند؟
بتازگی قصد داریم آنها را هم تحت پوشش قرار دهیم. پس معتادان بهبود یافته فعلا تحت پوشش بهزیستی نیستند شاید به همین دلیل برخی از سازمان‌های مردم‌مدار ترک اعتیاد، مدعی هستند که 150 هزار بن سازمان بهزیستی برای این گروه از معتادان به آنها نرسیده است!
اصلا لازم نیست آنها تحت پوشش باشند تا از خدمات اینچنینی استفاده کنند، اما من مطمئنم دست‌کم 10 درصدش را به آنها پرداخت کرده‌ایم. بخشی از این بن‌ها هم به سازمان‌های مردم‌مدار سپرده شده است.

حمایت سازمان بهزیستی از معتادان بهبودیافته، توجیه قانونی هم دارد؟
پیشتر این قانون وجود نداشت؛ اما پس از آن که در سیاست‌های کلان نظام در مجمع تشخیص مصلحت مصوب شد، ما توانستیم به معتادان انواع خدمات اجتماعی مثل مشاوره، اعطای بن، وام، تسهیلات اشتغال و... را ارائه کنیم. اما در حال حاضر چنین خدماتی ارائه نمی‌شود.
این خدمات ارائه می‌شوند؛ اما هنوز سراسری نشده‌اند.

چرا معتادان بهبودیافته را تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار نمی‌دهید؟
چون این سیاستمان نیست. قصد نداریم آنها را وابسته کنیم و بهشان مستمری بدهیم.

چرا سیاست‌های سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با موادمخدر در زمینه پیشگیری و درمان اعتیاد همیشه در تناقض آشکار با یکدیگر به نظر می‌رسند. برای مثال مصوبه‌های وزارت بهداشت اغلب در جهت محدود کردن شیوه‌های درمان اعتیاد در بهزیستی هستند.
ما با ستاد مبارزه با موادمخدر هیچ مشکلی نداریم. اگر در مصاحبه‌های مطبوعاتی، تعارضی در سیاست‌ها دیده می‌شود، بین ما و وزارت بهداشت است. به نظر من، علت اصلی این تناقض‌ها، نگرش‌های متفاوت کارشناسان دو سازمان برای برخورد با یک پدیده مشترک است. ما معتقدیم اعتیاد فقط یک بیماری جسمی نیست؛ بلکه بیماری روانی، اجتماعی و جسمی محسوب می‌شود که برای درمانش باید به همه این جنبه‌ها پرداخت. البته در حال حاضر، ارتباطمان با وزارت بهداشت بهتر شد و بخش عمده‌ای از تعارض‌هایمان به تعامل تبدیل شده است؛ چون ما معتقدیم برای مقابله با اعتیاد حتی توان همه دستگاه‌های دولتی هم کافی نیست یعنی خانواده، سازمان‌های مردمی و... همه باید در آن دخیل شوند؛ اما اگر قرار باشد سازمان‌های دولتی هم با یکدیگر همکاری نکنند که واویلاست!
اما این همکاری احساس نمی‌شود و رابطه بین سازمان‌ها بیشتر به موازی‌کاری شبیه است،‌ حتی برخی از کارشناسان وزارت بهداشت معتقدند بهزیستی نباید وارد بحث درمان شود؛ چون درمان، وظیفه اصلی وزارت بهداشت است. این اظهارنظر فقط به مساله اعتیاد مربوط نیست و درباره ساماندهی بیماران روانی هم چنین اعتقادی وجود دارد.
خب! این مسوولان تا امروز کجا بودند؟! از آنجا که وزارت بهداشت گرفتاری‌های زیادی دارد، حل برخی مسائل اجتماعی در اولویت کاری‌اشان قرار ندارد. هنگامی که این مسائل به مرحله حاد و بحرانی می‌رسند، دولت وظیفه را به بهزیستی محول می‌کند تا امور را ساماندهی کند، اما وقتی همه چیز شکل طبیعی به خود گرفت و کارها انجام شد، دیگران می‌آیند و مدعی می‌شوند که این مسائل به آنها مربوط شده است! 5 سال قبل که بیماران روانی در شهرها رها شده بودند، وزارت بهداشت کجا بود؟! بهزیستی در این 5 سال 6 تا 7 هزار تخت جدید برای این بیماران ایجاد کرده و حتی شرایط نگهداری آنها در منزل را فراهم کرده است. در بحث اعتیاد هم وضعیتی مشابه وجود دارد. سازمان بهزیستی اولین نهادی بود که وارد بحث درمان و پیشگیری از اعتیاد شد. در طول این سال‌ها تجربه اندوخته‌ایم. به نظر شما، صلاح است که همه این تجارب کنار گذاشته شوند و بگویند این وظیفه بهزیستی نیست؟!

سال گذشته وقتی زمزمه واگذاری مسوولیت‌های حمایتی بهزیستی به کمیته امداد شنیده شد، وزیر رفاه اعلام کرد عملکرد سازمان بهزیستی در امر پیشگیری و ساماندهی مطلوب نبوده است. چقدر موافقید؟
ولی وقتی این نقل و انتقال وظایف رخ نداد، ایشان در هفته بهزیستی سطح عملکرد این سازمان را مثبت ارزیابی کردند.

من می‌خواهم بدانم شما با واگذاری مسوولیت‌های حمایتی بهزیستی به کمیته امداد موافق هستید یا نه؟
من هنوز هم معتقدم تعدد وظایف، کیفیت خدمات‌دهی را پایین می‌آورد.

شاید هم موازی‌کاری سازمان‌هاست که کیفیت خدمات را پایین آورده است و اگر همه وظایف حمایتی به بهزیستی واگذار شود و این سازمان مدیریت امور را به عهده بگیرد، اوضاع مطلوب‌تر شود.
من هم موافقم که بهزیستی باید متولی خدمات حمایتی باشد، اما منظورم این نیست که انجام امور صرفا باید به بهزیستی سپرده شود، بلکه همه نهادها باید در حل مسائل همکاری کنند و فقط یک مرکز مسوولیت فرماندهی و هماهنگی را عهده‌دار شود که به نظر من بهزیستی این توانایی را دارد.





مریم یوشی‌زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها