از استودیوسالاری به مردم سالاری

صدا و سیما
امروزه صنعت سینما و تلویزیون پر شده است از قهرمان‌ها و ابرقهرمان‌های فانتزی و ساخته استودیوها، یک قهرمان خیالی از سیاره خیالی به نام کریپتون، یکی دیگر مردی از تبار عنکبوت و دیگری از نسل مورچه و ماهی و خفاش و نظایر آن. اما این هنوز قسمت خوب داستان است. 
کد خبر: ۱۵۷۱۳۱۶
نویسنده سید محمدمهدی موسوی‌مهر‌ - عضو هیأت علمی دانشگاه صداو‌سیما
مسأله مهم‌تر نحوه بازنمایی مردم است. یکی از ویژگی‌های اساسی استودیوسالاری جایگاهی است که برای مردم در روایت درنظر گرفته می‌شود. مردم که تنها واقعیت‌های این آثار هستند، موجوداتی ضعیف و ناتوان نمایش داده شده و قربانیانی هستند که باید نجات داده شوند. آنها اغلب جمعیتی بی‌نامند که باید از خطر نجات پیدا کنند. در خیابان‌ها می‌دوند، از ساختمان‌های در حال فروریختن فرار می‌کنند یا با نگرانی به آسمان نگاه می‌کنند تا قهرمان از راه برسد. حضورشان و ضعف و ناتوانی‌شان فقط برای نشان دادن عظمت ابرقهرمان خیالی داستان ضروری است. سیاهی‌لشکری هستند که در حل بحران و برداشتن موانع هیچ قدرت و نقش مستقلی ندارند.
این درحالی است که در زندگی واقعی، بسیاری از تغییرات مهم تاریخی از مسیر‌هایی کاملا متفاوت شکل گرفته است. انقلاب‌ها، جنبش‌های کارگری، مبارزات ضداستعماری و بسیج مردمی موتور محرکه تاریخ بوده‌اند. ملت‌ها نه با کمک یک ابرقهرمان که با تبعیت از رهبری از جنس خودشان، با خودباوری، ایمان و اتحاد توانسته‌اند تاریخ‌ساز شوند.

این همان واقعیت‌هایی است که استودیوسالاری معمولا قادر به بیان آن نیست. خطر لغزش استودیوسالاری به سرمایه‌سالاری بسیار زیاد است. قهرمان سرمایه‌سالاری، قهرمان نئولیبرال است: فرد قدرتمند و جامعه ناتوان. در این چارچوب، مشکل اصلی نه مناسباتی است که قدرت و ثروت را در دست گروهی محدود انباشته ساخته است، بلکه فرد شروری است که می‌خواهد نظم جدید ایجاد کند. به قول ریچارد رینولدز، «شرور‌ها به تغییر می‌اندیشند و قهرمانان به حفظ وضع موجود.» راه‌حل نیز نه تغییر مناسبات و نظم موجود که تنها شکست دادن یک فرد است.

اقتصاد توجه استودیوسالاری، اقتصادی سرمایه‌سالارانه است. سلبریتی‌ها و شخصیت‌های شناخته‌شده، شانس بیشتری برای حضور در مرکز توجه پیدا می‌کنند؛ درحالی‌که داستان‌های مربوط به کارگران، معلمان، پرستاران و کشاورزان و به‌طور کلی مردمان عادی جامعه در حاشیه قرار می‌گیرند. حتی اگر تفکر استودیوسالاری حاکم باشد، وقتی برنامه‌ای برای این اقشار ساخته می‌شود به سراغ داستان‌های استثنایی و خارق‌العاده‌ای درباره آنها می‌روند؛ چرا که این افراد مانند سلبریتی‌ها و افراد مشهور نیستند که حتی عطسه‌ای که می‌زنند هم دراماتیک و بااهمیت باشد.

گذار از استودیوسالاری به مردم‌سالاری حرکت بسیار ارزشمندی بوده که صداوسیما آغاز کرده است. ایران یک قهرمان فانتری و خیالی ندارد، ایران یک ملت، قهرمان دارد. از جوان‌های پای لانچر‌ها تا ننه‌عصمت‌ها، همگی قهرمان‌های این ملت هستند. از قائد شهید تا دانشمندان شهید و فرماندهان دلاور همگی ابرقهرمان‌های واقعی این سرزمین هستند. همه مردمانی که در برابر سخت‌ترین تحریم‌ها و شقی‌ترین دشمنان مقاومت می‌کنند، قهرمانانی هستند که قرار است نظم ظالمانه حاکم بر جهان را تغییر دهند. 
بعثت ملت ایران ضرورت مردم‌سالاری در برنامه‌سازی را دوچندان کرده است. امروز ضبط، ثبت و نمایش این قهرمانی‌های تاریخ‌ساز یک رسالت ملی است؛ امری که لازمه آن عبور از استودیوسالاری است که فانتزی‌های سرمایه‌سالارانه را جایگزین واقعیت‌های اجتماعی می‌کند.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها