حافظ‌‌؛ از طعم عرفان تا هشدارهای روشنگرانه

یثربی
بدون شک حافظ از شخصیت‌های ادبی بزرگ ما است و آثارش چنان‌که می‌بینیم، سال‌ها است در جامعه ما همچنان زنده است.
کد خبر: ۱۵۷۰۲۶۹
نویسنده دکتر سیدیحیی یثربی-استاد فلسفه و کلام اسلامی

سعدی و حافظ دو شاعر بزرگ زبان فارسی هستند اما سعدی مجموعه‌ای از غزل و دیگر قالب‌ها را دارد اما حافظ هر‌چه در دلش بوده را ضمن غزل‌هایش مطرح کرده است. غزلیات حافظ جنبه عرفانی دارد و طبعا در باطنش هم یک روشنایی بوده که این‌همه آثار و اشعارش اثرگذار و زیباست. 
در زمینه شعر حافظ باید به نکاتی‌چند توجه کرد. 
نکته اول این است که در مسائل عرفانی، زبان، کارایی لازم را ندارد. به‌قول معروف نمی‌شود فقط چیزی بگویند و آدم تحویل بگیرد‌‌؛ عرفان را باید خودِ شخص بچشد. حقیقت عرفان، در چشیدن است، نه‌صرفا در شنیدن. 
نکته دوم، حفظ ادب در برابر معشوق است. هر عاشقی گله‌هایی از معشوق دارد اما عاشق راستین، این گله‌ها و مشکلات را مال خودش می‌داند، نه این‌که معشوق را مقصر بداند. حافظ می‌گوید: «اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد / گناه بخت پریشان و دست کوته ماست». یعنی دست نمی‌رسد اما گناه معشوق نیست. 
علاوه‌بر‌این، حافظ به «سرِّ قدر» توجه جدی دارد. یعنی این‌که در ازل، افراد با تفاوت آفریده شده‌اند‌‌؛ یک‌عده به مراد می‌رسند و عده‌ای دیگر نه. او در غزل می‌گوید: «کی شعر‌تر انگیزد، خاطر که حزین باشد»‌‌؛ این یعنی آن ریشه و آمادگی خاطر باید وجود داشته باشد. بعد در جای دیگری، روشن‌تر معنا می‌کند که «در دایره قسمت اوضاع چنین باشد»‌‌؛ یعنی از همان ابتدا در قسمت ازلی، یکی را برای «جام» می‌آفرینند و یکی را برای «خون دل». 
یکی از نکات بسیار جالب و مورد توجه در دیوان حافظ، نقد ریا و ظاهرسازی است. امروزه که بازار تصوف و عرفان در کشورمان تا حدی داغ شده، من به‌عنوان «هشدار» می‌گویم که به‌سادگی تسلیم هر کسی نشوید. حافظ این هشدار را می‌دهد که: «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد / که نهاده‌ست به هر ‌گوشه وعظی دامی». 
او واعظانی را نقد می‌کند که در منبر جلوه‌گری می‌کنند اما در خلوت کار دیگری؛ حافظ می‌گوید: «نکته‌ای دارم ز دانشمند مجلس بازپرس / توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند»‌‌؛ گویی در کار داور (خداوند) غل‌و‌غش می‌کنند. 
در پایان توصیه‌ای به جوانان دارم؛ تمایل به معنویت در باطن انسان هست و انسان به‌دنبال حقیقت است. این درست مثل یافتن گنج است‌‌؛ یافتن گنج تلاش لذت‌بخشی دارد اما آدم باید از همان‌اول حسابش را داشته باشد که به‌چه‌دلیل، با کدام راهنمایی و از‌کجا به این گنج می‌رسد. 
در عرفان هم راه، راه دوری است. هشدار نهایی حافظ به ما، برای همین مسیر است که می‌گوید:
«دور است ره آب از این بادیه، هش‌دار / تا غول بیابان نفریبد به سرابت».

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها