آکروپولیس، صحنه رسوایی مدعیان ایران‌دوستی
جماعتی که کوروش را پرچم کرده‌اند، مقابل تحقیر هخامنشیان در واشنگتن، مروجان سکوت و ماله‌کشی‌اند

آکروپولیس، صحنه رسوایی مدعیان ایران‌دوستی

۱۰ نکته درباره گزافه‌های روبیو

محمد باقر خرمشاد
در مورد سخنان سخیف، غیرعلمی و غیراخلاقی اخیر وزیر امور خارجه آمریکا در آتن، سلسله‌ای از نکات مطرح است که باید درنظر داشت.
کد خبر: ۱۵۷۰۳۰۸
نویسنده محمد‌باقر خرمشاد - استاد دانشگاه

نکته اول تلاش یک سیاستمدار، یا به‌طور مشخص وزیر امور خارجه آمریکا، برای توجیه جنگی غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرقابل‌توجیه است؛ جنگی که این کشور با همدستی رژیم‌صهیونیستی علیه ایران آغاز کرده است. بیش از یک سال، نزدیک به یک سال و نیم، از این جنگ می‌گذرد و در طول این مدت، بحث درباره توجیه‌ناپذیری چنین جنگی در داخل و خارج آمریکا آن‌قدر بالا گرفته و حالا وزیر امور خارجه با تاخیری معنادار این کشور دست و پا می‌زند که توجیهی تاریخی برای آن پیدا کند. اگر بخواهیم این سخنرانی را پاسخ به این پرسش اساسی که «چرا باید علیه ایران جنگ؟» بدانیم از دید ساده‌انگارانه یا بهتر است بگوییم شیادانه روبیو، باید نتیجه بگیریم که، چون هخامنشی‌ها در ۵۰۰ سال قبل از میلاد به آتن حمله کرده‌اند، آمریکا در سال ۲۰۲۶ به ایران حمله می‌کند. 
دومین نکته تلاش برای توجیه جنگ ناجوانمردانه‌ای است که علیه ایران آغاز کرده‌اند و این سخنان می‌تواند زمینه‌ساز جنایات احتمالی بیشتر آنها علیه ایران امروز باشد. چرا؟ چون تعابیری در این سخنان وجود دارد که نمی‌توان نتیجه‌ای جز این از آنها گرفت. مثلا در جایی می‌گوید سپاهیان هخامنشی زیارتگاه‌ها را به آتش کشیدند و در جای دیگر می‌گوید ایرانیان معابد را غارت کردند، زیارتگاه‌ها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند.
از این سخنان می‌توان چنین استنباط کرد که آنها هم درصدد توجیه جنایت‌هایی هستند که تاکنون انجام داده‌اند و هم احتمالا زمینه را برای ارتکاب جنایت‌های بیشتری فراهم می‌کنند. منطق احتمالی آنها این است که، چون ایرانیان در گذشته چنین کار‌هایی کرده‌اند، ما امروز، به‌عنوان وارثان تمدن غرب و یونان و آتن، حق داریم تلافی کنیم و تلافی هم خواهیم کرد.
سومین نکته‌ای که در صحبت‌های او می‌شود دید، وارونه جلوه دادن تاریخ است؛ آن هم با استناد به توقف سپاهیان امپراتوری ایران در برابر تعداد کمی از آتنی‌ها، برای فرار از شکست مفتضحانه‌ای که آمریکایی‌ها تاکنون در جنگ علیه ایران متحمل شده‌اند.
او تاریخ را وارونه روایت می‌کند تا شکست امروز امپراتوری بزرگ آمریکا را در برابر ایرانی مستقل، که به تعبیر آنها جهان‌سومی یا کشوری کوچک است، پنهان کند؛ ایرانی که توانسته در برابر یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های تاریخ بشر بایستد و شکست را بر آن تحمیل کند. آمریکا پس از سلسله‌ای از هجمه‌ها و مداخلات در کشور‌های مختلف جهان، کشور‌هایی را متلاشی کرده است؛ از‌جمله لیبی، یمن، سوریه، عراق، افغانستان و ونزوئلا. پس از این سلسله و زنجیره مداخلات موفق ناگهان حالا ایرانی پیدا شده که توانسته آنها را متوقف کند. او برای فرافکنی، این واقعیت را مطرح می‌کند فقط ما نیستیم که متوقف شده‌ایم؛ زمانی سپاهیان امپراتوری ایران، به‌عنوان بزرگ‌ترین امپراتوری آن دوران نیز در برابر تعداد کمی از یونانی‌ها، که اجداد ما محسوب می‌شوند، متوقف شده و شکست خورده بودند. این هم نوعی فرافکنی است که می‌توان از این سخنان دریافت کرد.
چهارمین نکته این است که در این سخنان با یک رهبر سیاسی غربی مواجه هستیم که سرشار از کینه، نفرت، انتقام‌جویی و نفرت‌پراکنی نسبت به سایر ملت‌ها و تمدن‌هاست. افزون بر انتقام‌جویی و نفرت‌پراکنی، خودبزرگ‌بینی و استکبار در برابر سایر ملت‌ها و تمدن‌ها، به‌خصوص تمدن ایران نیز در این سخنان دیده می‌شود؛ چه تمدن ایران باستان، چه تمدن ایران اسلامی، چه تمدن 
ایرانی ــــ اسلامی و چه تمدن انقلاب اسلامی امروز. او در حال نفرت‌پراکنی علیه همه اینهاست. البته این نفرت‌پراکنی صرفا به تمدن ایران محدود نمی‌شود، بلکه سایر ملت‌ها و تمدن‌ها را نیز دربرمی‌گیرد. برای نمونه، می‌توان به نفرت‌پراکنی علیه تمدن اسلامی و اقداماتی اشاره کرد که آمریکا و اسرائیل به‌صورت مشترک در غزه انجام داده‌اند.
پنجمین نکته‌ای که می‌شود از خلال صحبت‌های او دریافت، این است که با یک رهبر سیاسی، یا به‌طور مشخص وزیر امور خارجه آمریکا، مواجه هستیم که در لابه‌لای تاریخ گذشته تلاش می‌کند برای کشور ۲۵۰ ساله خودش، پیشینه و سابقه تمدنی دست‌وپا کند. او در برابر ایران با قدمت تمدنی چند هزار ساله تحقیر شده است. این تحقیرشدگی مبتنی بر بی‌بنیادی، بی‌ریشگی و بی‌پشتوانه‌بودن تاریخی آمریکای امروز است؛ موضوعی که عالمان و دانشمندان جهان، به‌ویژه ایرانیان، بار‌ها بر آن تأکید کرده‌اند. او تلاش می‌کند با طرح پیروزی‌های تاریخی در برابر ایران و در واکنش به شماتت‌هایی که متوجه آمریکاست ـــ مبنی بر این‌که این کشور عملا در برابر تمدنی با چند هزار سال قدمت ایستاده است ـــ آن ۲۵۰ سال تاریخ خود را به‌نوعی به آتن و یونان ۲۵۰۰ ساله پیوند بزند تا شاید بتواند بخشی از این تحقیرشدگی را جبران کند.
ششمین نکته‌ای که شاید بتوان به آن اشاره کرد، این است که ما شاهد یک رهبر سیاسی هستیم که در شرایط خاص امروز پیش‌فرض استعمارگرایانه و صهیونیستی «بربریت شرق و متمدن بودن غرب» خود را به مخاطبان القا کند. بربرنمایی از شرق و به‌طور خاص در مورد ایران در شرایطی است که حکومت هخامنشی براساس اصل مسامحه و مدارا اتفاقا مجموعه‌ای از اقوام و طوایف و قومیت‌های شناخته‌شده را با ادیان مختلف و باور‌های گوناگون در کنار هم قرار داده بود و در این جغرافیای بسیار گسترده و قلمرو وسیع، نظمی را برقرار کرد که با آنچه امروز غربی‌ها مدعی‌اند در قالب پست‌مدرنیسم به آن رسیده‌اند، برابری می‌کرد. به اذعان بسیاری از مورخان جهان، دنیا مرهون دستاورد‌های امپراتوری هخامنشی در حوزه علم و دانش و ابتکارات سیاسی و هنر و معماری بنا‌های عظیم است. پوچی ادعای تمدن در مورد غرب به خوبی از جنگ‌های خونین آنها در میان خود اقوام غربی و به‌طور خاص در عصر مدرن کشتار بی رحمانه میلیون‌ها نفر از همدیگر در دو جنگ جهانی اول و دوم و همین‌طور در شرق و جنوب عالم از الجزایر و کره و عراق و افغانستان گرفته تا آمریکای لاتین و کل آفریقا مشهود است. آیا این تحریم‌هایی که الان علیه ایران انجام داده‌اند و ۵۰ سال است میلیون‌ها ایرانی را زجر می‌دهند، با فشار اقتصادی، به‌طوری که بندگان خدا با سختی‌های زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از بدیهیات و نیاز‌های ضروری مثل دارو گرفته تا وسایل و نیاز‌های سنگین‌تر و سبک‌تر، آیا این در واقع وحشیگری است یا خصلت‌های ایرانیان هخامنشی یا ایرانیان مسلمان و ایرانیان علوی؟ 
توجیه وحشیگری غرب البته به روبیو و ترامپ محدود نمی‌شود و دیدم که صدراعظم آلمان آشکارا و بی هیچ شرمی در مورد حمله اسرائیل به ایران تصریح کرد که این رژیم کار‌های کثیفی را که غرب خود نمی‌تواند انجام دهد، انجام می‌دهد. قطعا وجدان بیدار تاریخ، این جملات را در ستایش بربریت صهیونیست‌ها ثبت خواهد کرد و البته در مقابل این اعمال ددمنشانه، همه جهان دیدند که ایرانی‌ها در پاسخ نظامی به متجاوزان حتی در زدن اماکن، اخلاق و انسانیت را رعایت کردند. وحشی بودن و بربر دانستن آنها البته امری نیست که فقط ما بگوییم. تقریبا همه غیرغربی‌ها که به نحوی مزه استعمار و تهاجمات غرب را چشیده‌اند، معنی غرب وحشی را می‌دانند. 
روبیو تلاش کرده با قلب اصطلاح «غرب وحشی» وتبدیل آن به «شرق وحشی» و بعد جست‌وجوی مصداقی در زمان هخامنشیان، از این وحشی‌بودن غرب و جاافتادن اصطلاح غرب وحشی در جهان امروز فرار کند و توجیهی برای آن داشته باشد؛ به این معنا که اگر غرب امروز وحشی است، شرق هم در گذشته وحشی بوده است و مثلاً به هخامنشیان و ایرانیان اشاره کند. امروز آرزوی فروپاشی هژمونی آمریکا و غرب به ایران محدود نیست؛ از روسیه و چین گرفته تا آمریکای لاتین با یادآوری صدمات و لطماتی که از ستم آمریکا دیده‌اند، مردم و رهبران آزادیخواه در انتظار آن روز نشسته‌اند.
هفتمین نکته‌ای که از گفته‌های روبیو می‌توان دریافت این است که یک رهبر سیاسی با این گفتار خود، تلویحا و به‌طور غیرارادی، دو چیز را در ذهنش پذیرفته و دو چیز را به‌نوعی مفروض گرفته است.
اولا، ایران امروز را در ردیف ایران دوران طلایی امپراتوری و تمدن هخامنشیان فرض کرده که این مساله درست است. این موضوع آن‌قدر درست است که دشمنی در ردیف روبیو را وادار می‌کند تا بگوید که باید او را سر جای خودش بنشانیم. ایرانیان در گذشته هم که قدرت داشتند، چنین کاری کردند؛ الان هم ما می‌خواهیم جلوی آنها را بگیریم و تلافی کنیم.
مساله دیگری هم که تلویحاًاز کلام او می‌شود استخراج کرد، این است که خود و کشور ش را در قبال ایران شکست‌خورده ارزیابی کرده؛ مثل شکستی که آتنی‌ها در آن دوران خوردند. اگر آمریکا و آمریکایی‌ها در این جنگ پیروز شده بودند، چه لزومی داشت از اعماق تاریخ، از میان گردوغبار اسناد تاریخی، آن هم با تحریف تاریخ، به شکست آتنی‌ها اشاره کنند؟ چرا امروز وزیر امور خارجه آمریکا باید این موضوع را از لابه‌لای تاریخ بیرون بکشد و درباره‌اش حرف بزند؟ آخرین نکته قابل توجه این است که در جهانی زندگی می‌کنیم و هزینه‌های نزاع بر سر قدرت در داخل آمریکا را باید کل جهان بپردازند و به‌طور مشخص، امروز ایران. رقابت بر سر قدرت میان جمهوریخواهان، در انتخابات آتی که کمتر از یک ماه دیگر برگزار می‌شود، در این سخنرانی روبیو به طوری خاص بازتاب پیدا کرده است. این سخنرانی تلاشی است برای تزیین استفاده از قدرت نظامی علیه دیگران و پشتوانه‌سازی تاریخی ـــ تمدنی و فکری برای جمهوریخواهان تا بلکه بتوانند بخشی از کمبود‌های خودشان را با چنین اظهارات بی‌پایه‌ای جبران کنند و از شکست در مقابل دموکرات‌ها بگریزند.
از سوی دیگر، جنگ بر سر قدرت میان روبیو و ونس در داخل جمهوریخواهان نیز مطرح است و به نظر می‌رسد او با فرار به جلو و اتخاذ رویکرد‌های رادیکال در مقابل کشور‌ها و تمدن‌های دیگر، تلاش کرده جمهوریخواهان را مجاب کند که او را به‌عنوان یک جمهوریخواه قاطع، تند و مصمم بشناسند؛ تا بتواند در انتخابات دو سال آتی ریاست‌جمهوری، گوی سبقت را از رقیبش که معاون اول رئیس‌جمهور فعلی آمریکاست، برباید. امیدوارم این پرت‌وپلا‌های روبیو به آغاز یا به تعبیر دیگری، تشدید جنگ تمدن‌ها منجر نشود؛ جنگی که هانتینگتون چند دهه قبل پیش‌بینی کرده بود.
تمدن ایران، از دوران کهن تا امروز و به‌خصوص پس از انقلاب اسلامی طالب آرامش و صلح میان تمدن‌ها و بهره‌بردن از ظرفیت‌های همه تمدن‌ها برای رفاه و زندگی عزتمندانه و باکرامت همه انسان‌ها بوده است و در مقابل طرف‌های غربی با تحریم و تهدید و در نهایت جنگ و کشتار انسان‌های بی‌گناه، مثل کودکان میناب و غزه بار دیگر سبعیت و ددمنشی خود را به نمایش گذاشته‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها