روبیو اهداف پنهان آمریکا را عیان کرد

دکتر حکیمه سقای‌بی‌ریا/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران 
کد خبر: ۱۵۷۰۰۵۹
نویسنده دکتر حکیمه سقای‌بی‌ریا/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران

اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، علیه مردم ایران که گفته ریشه ایرانی‌ها به غارتگران هخامنشی برمی‌گردد؛ نشان می‌دهد که طرف مقابل به استیصال رسیده است. ما در جریان جنگ نیز تهدید‌هایی از سوی ترامپ مبنی بر نابودی تمدن ایران را نیز دیدیم و شاهد این بودیم که اهداف اعلامی آنها بار‌ها تغییر کرد. این موضوع بدان معناست که عباراتی که برای تبیین اهداف خود به کار می‌بردند، مرتباً تغییر می‌کرد. اما به‌تدریج، گویی پرده‌ای کنار رفته و بسته به اینکه مخاطب آنها چه کسی باشد، عمیق‌ترین اهدافشان آشکار می‌شود؛ اهدافی که در نهایت به بحث عبور از تمدن ایرانی بازمی‌گردد.
به نظر می‌رسد مسئله آمریکا با ایران دیگر صرفاً موضوع هسته‌ای یا یک اختلاف تاکتیکی نیست، بلکه ماهیتی تمدنی پیدا کرده است. وقتی از جنگ موجودیتی صحبت می‌کنیم، منظور این است که طرف مقابل، مسئله را بسیار فراتر از اختلافات سیاسی و موضوعات متعارف در روابط بین‌الملل می‌بیند.
اتهام سلطه‌طلبی و کشورگشایی علیه ایران نیز با واقعیت تاریخی این کشور همخوانی ندارد. اگر تاریخ چند صد سال اخیر ایران را بررسی کنیم، می‌بینیم که چنین تصویری با واقعیت تاریخی ما سازگار نیست. در مقابل، اگر به تاریخ معاصر غرب نگاه کنیم، حتی نیازی نیست به دوران یونان و روم باستان بازگردیم؛ همین تاریخ معاصر نشان می‌دهد که سلطه‌طلبی، کشورگشایی و تصاحب اموال و منابع ملت‌های دیگر، بخشی از کارنامه تاریخی قدرت‌های غربی و به‌ویژه آمریکاست. بنابراین، به نظر می‌رسد اظهارات اخیر آنها بیش از آنکه توصیف‌کننده واقعیت ایران باشد، همچون آینه‌ای است که خودشان را در برابرشان قرار داده و ویژگی‌های خود را به ایران نسبت می‌دهند.
از سوی دیگر، باید به تأثیر این اظهارات بر نگاه مردم جهان به ایران نیز توجه کرد. ایران‌هراسی همواره یکی از محور‌های تبلیغاتی دولت‌های مختلف آمریکا بوده و به‌ویژه برخی غول‌های رسانه‌ای که از نظر ساختاری با جریان‌های حامی صهیونیسم ارتباط دارند، در بازتولید این تصویر نقش داشته‌اند. بنابراین، ایران‌هراسی همواره در دستور کار بوده و این مسئله چندان جای تعجب ندارد؛ زیرا بخشی از سازوکار مواجهه آمریکا با ایران به شمار می‌رود.
اما پرسش اساسی این است که این رویکرد تا چه اندازه در جهان امروز کارایی دارد؟ به نظر می‌رسد وضعیت کنونی در مقایسه با گذشته، به‌ویژه حدود ۲۰ سال پیش، تغییر کرده است. در آن زمان، ممکن بود بخش قابل‌توجهی از جامعه آمریکا با چنین روایت‌هایی همراهی کند، اما امروز شاهد تغییر نگرش در میان مردم آمریکا، به‌خصوص نسل جوان، هستیم. برای نمونه، کافی است به وضعیت افکار عمومی آمریکا درباره اسرائیل نگاه کنیم. این مسئله به‌اندازه‌ای آشکار شده که حتی رسانه‌های جریان اصلی نیز به آن می‌پردازند. بخش قابل‌توجهی از جوانان آمریکایی نگاه منفی‌تری نسبت به عملکرد رژیم صهیونیستی پیدا کرده‌اند و با حمایت‌های آمریکا از این رژیم نیز مخالفت می‌کنند. همچنین، جنگ اخیر آمریکا علیه ایران را در راستای منافع اسرائیل ارزیابی می‌کنند، نه لزوماً در راستای منافع ملی آمریکا.
بر این اساس بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی جهان و حتی مردم آمریکا، اظهاراتی از این دست را یا بخشی از تبلیغات سیاسی می‌دانند یا آن را نشانه‌ای از رویکرد سلطه‌جویانه آمریکا تلقی می‌کنند. به بیان دیگر، این تصویرسازی که در آن آمریکا خود را نماد خیر و دیگران را نماد شر معرفی می‌کند، دیگر مانند گذشته کارایی ندارد و بعید است عموم مردم به‌سادگی با آن همراهی کنند.
البته در این میان، بازتاب این اظهارات در جامعه ایران نیز اهمیت دارد؛ چراکه نوع مواجهه و واکنش جامعه ایران به چنین مواضعی می‌تواند بر نحوه دریافت و تفسیر این پیام‌ها در افکار عمومی جهان نیز تأثیر بگذارد و در نهایت، بر میزان موفقیت سیاست ایران‌هراسی اثرگذار باشد.

newsQrCode

نیازمندی ها