مؤمنیشریف در طول ۲۰ سال خدمت در حوزه هنری، مسئولیتهای مختلفی برعهده داشت؛ ازجمله مدیریت کارگاه مفاخر ملی ــ مذهبی حوزه، شش سال قائممقامی مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری و عضویت در شورای سیاستگذاری آن. او همچنین مدیر دفتر تاریخ و ادبیات انقلاب اسلامی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و عضو شورای سیاستگذاری پژوهشگاه ادبوهنر و مدرس دانشگاه نیز هست و به مدت ۱۰ سال نیز ریاست حوزه هنری را به عهده داشت. در کمین گلسرخ، ماه و بلوط، حکایت پای دار، اشغال و ... برخی از آثار این نویسنده در حوزه انقلاب و دفاعمقدس بهشمار میروند. با او درباره جایگاه ادبیات جنگ به گفتوگو نشستهایم.
اگر ممکن است در درجه اول دراینباره صحبت کنیم که چقدر از ظرفیت مناسبتهایی مثل هفته دفاعمقدس بهره گرفته میشود و اصلا چطور میتوان طوری با این یادبودها برخورد کرد که تنها به یک روز خاص در تقویم محدود نمانند و در طول سال هم در جامعه جاری و ساری باشند؟
روزهای خاص و سرنوشتساز در همه جای دنیا و میان پیروان ادیان مختلف محترم شمرده میشوند و در قرآن کریم نیز از آنها با عنوان «ایامالله» یاد و بر گرامیداشتشان تأکید شده است. گرامی از این جهت که از کنار چنین مناسبتهایی سرسری نگذریم. وقتی صحبت از هشتسال دفاعمقدس به میان میآید، نباید فراموش کنیم که این جنگ بر ما تحمیل شد و خواست خود ما نبود. طبعا روزی که جنگ بر ما تحمیل شد، روز خوبی نیست، اما این حادثه تلخ در نهایت با لطف الهی به حماسهای تاریخساز در کشور ما بدل شد. خاطرم هست در سالهای اخیر که همراه جمعی از دیگر نویسندگان در محضر رهبر شهید بودیم، ایشان فرمود: زمانی که جنگ شروع شد و صدام توانست به کمک دیگران بخشی از کشور را اشغال کند، هیاتی از صلح برای میانجیگری آمد که آتشبس اعلام شود و در بین آنها افراد محترم و سرشناسی هم بودند، ازجمله رئیسجمهور کشور انقلابی گینه؛ و رهبر فرمودند او به من اظهار ارادت کرد و گفت: این یک رسم جاری است که دشمن انجام میدهد و هروقت بخواهد کشوری را تحت استعمار خود دربیاورد در آن جنگ بهپا میکند تا آن ملت خواه ناخواه از آرمانهای خود فاصله بگیرند و شما هم از این قاعده مستثنا نیست. رهبر هم پاسخ میدهند: این یک واقعیت است، اما امام خمینی (ره) با رهبری خود این تهدید را تبدیل به فرصت کرد و در طول هشت سال دفاع مقدس، آرمانها برجای ماندند و فرهنگ انقلاب در جنگ تثبیت شد. از این جهت، آغاز جنگ هشتساله در کشور ما «یومالله» نام گرفته و هر سال به مناسبت فرارسیدن آن، گرامی داشته میشود. اما نه اینکه در همان بازه زمانی تمام شود، بلکه باید از ظرفیت گسترده دستاوردهای دفاعمقدس و فرهنگ آن بهره بگیریم تا تاریخمان باقی بماند.
بعضی به این مسأله اشاره میکنند که در این سالها، سینما و موسیقی نقش پررنگتری در انعکاس وقایع جنگ هشتساله داشتهاند و ادبیات از این قافله عقب مانده است. شما چقدر با این مسأله موافقید؟
نه، اتفاقا فکر میکنم همان مقدار تولیداتی که در عرصه سینما و موسیقی با موضوع دفاع مقدس صورت گرفته، از سفره ادبیات بهره بردهاند. منتها بله، من هم بر این باورم که بهرغم گستردگی این حیطه، تولیداتی که باید، در زمینه ادبیات انجام نشده است. بهخصوص در حوزه شعر که هنر اول کشور ما بهشمارمیرود. در این ارتباط، رهبر شهید هم همیشه بر این مسأله تاکید داشتند که ضرورت دارد تولیدات ادبی در حوزه دفاعمقدس را صدبرابر کنیم. درعینحال، تعدادی از نویسندگان رسالت خود را به آن شکلی که باید در این زمینه انجام ندادهاند. اما نباید از حق گذشت که در این سالها، نویسندگان متعهدی نیز با خلق آثاری در این زمینه، به غنای تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی افزوده و با ارائه این آثار، به حفظ و انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسلهای بعد کمک کردهاند. کما اینکه در دو جنگ اخیر، اثر و برکت ادبیات دفاعمقدس را بهخوبی مشاهده کردهایم.
خود شما از نویسندگانی هستید که در این سالها با نگارش زندگینامه شهدا و سرداران جنگ نقش زیادی در پربار کردن ادبیات شفاهی ایران داشتهاید، نمونه آن کتاب «در کمین گلسرخ» است که به زندگی شهید صیاد شیرازی اختصاص دارد. به نظر شما در حوزه ادبیات دفاع مقدس، بهتر است بیشتر به خاطرهنگاری بپردازیم یا با الهام از زندگی شهدا و جانبازان، این مفاهیم را دستمایه خلق داستان قرار دهیم؟
به باور من ضرورت دارد در هر دو بخش تولیدات ادبی صورت بگیرد. بهخصوص در بخش خاطرهگویی رزمندگان اگر دستمان پر نباشد، ممکن است به بیراهه برویم و از مسیر اصلی منحرف شویم. یکی از ایراداتی که جامعه روشنفکری ما دارد این است که در همه چیز چشمش به غرب است. در ابتدای جنگ ما هم کسانی بودند که چیزهایی نوشتند، ولی نگاهشان به ادبیات غرب بود. هرچند بعدها نسل تازهای از نویسندگان پا به عرصه گذاشتند که جنگ را تجربه کرده بودند و توانستند آثاری بهمراتب قابل لمستر در این زمینه ارائه کنند. حالا ممکن بود آثارشان به لحاظ عناصر ادبی دارای نواقصی هم باشد، ولی کارهایی که در زمینه رمان و داستان خلق کردند باعث شد تا نسل بعدی که جنگ هشتساله را تجربه نکرده بودند بهواسطه تاریخ شفاهی با این مقطع آشنا شوند. از سوی دیگر، حوزه تاریخ شفاهی گسترده است و باید تقویت شود تا دست هنرمندان و نویسندگان برای خلق آثار بازتر باشد؛ اما این به معنای غفلت از حوزههای دیگر نیست و اگر در این زمینه کوتاهی شده، باید علت آن را بررسی کرد.
با نگاهی به کارنامه ادبی دفاع مقدس، وزن خاطرهنویسی را میشود سنگینتر از داستان و رمان در این زمینه قلمداد کرد. نظر شما دراینباره چیست؟
من هم موافقم که رونق خاطرهنویسی باعث شده تا کارهای بیشتری به نسبت آثار داستانی در این حیطه تولید شود. اگرچه پیش از آنکه تاریخ شفاهی ما رونق یابد هم ادبیات داستانیمان از تولیدات چشمگیری برخوردار نبود، بهخصوص اینکه سابقه درخشانی هم در این حوزه نداشتیم. بههرحال، هم خاطرهنویسی و هم رمان جایگاه منحصربهفرد خود را دارند و نباید از هیچیک در ادبیات دفاع مقدس غافل شد. چهبسا تاریخ شفاهی هشتسال دفاعمقدس در این مدت پله مناسبی برای خلق آثاری در حوزه رمان، داستان و زندگینامه و خاطره شده است و خوشبختانه مخاطبان هم از این کتابها استقبال خوبی کردهاند. خود من ابتدا نویسنده بودم و بعد سراغ نگارش کتابهایی در حیطه خاطرهنگاری رفتم. برای برخی دیگر از نویسندگان این رویه برعکس بوده است. فکر میکنم آنچه اهمیت دارد این است که هرچه قویتر باشیم، دستمان در خلق آثار ماندگار بازتر است. اصولا یکی از دلایل اینکه توانستهایم در بخش خاطرهنگاری جنگ عملکرد موفقیتآمیزی داشته باشیم این بوده که از دستاوردهای تاریخ شفاهی به نحو احسن در این زمینه استفاده کردهایم. حوزه هنری در این سالها به شکل تخصصی توانسته رسالت و وظیفه خود را در قبال نگارش و تولیدات ادبی و هنری در ارتباط با رزمندگان و شهدا ایفا کند و از دستاوردهای تاریخ شفاهی به نفع این تولیدات بهره برده است.
با توجه به اینکه سالها ریاست حوزه هنری را به عهده داشتید، برآیند فعالیت هنرمندان در عرصههای مختلف هنری را چطور ارزیابی میکنید؟
پیش از این نیز در برخی گفتوگوها به این مساله اشاره کردهام که در حوزههای مختلف، هنر انقلابی بازتاب داشته و به لطف پروردگار، دستاوردهای مطلوبی نیز در این زمینه حاصل شده است. بهخصوص اینکه در سالهای اخیر، با خیل عظیمی از جوانان انقلابی به بخش هنر نیز مواجه بودهایم. بهطور قطع حضور هنرمندان در شاخههای هنری و ادبی میتواند بهمثابه سرمایههایی ارزشمند برای نظام و در جهت گام دوم انقلاب باشد.
بازگشت باشکوه اسطوره طنز