مساله البته محدود به زنجان نیست؛ در شهرهایی مانند کاشان، یزد و اصفهان نیز بخشهایی از بافتهای تاریخی زیر فشار توسعه شهری، فرسودگی، خالیشدن خانهها از سکنه و ضعف در نگهداری قرار گرفتهاند. این وضعیت نشان میدهد بحران میراث تاریخی ایران تنها مساله چند بنای منفرد نیست؛ مساله، آینده بافتهایی است که زمانی بخش زنده و جاری شهر بودند.
میراث تاریخی فقط «ساختمان قدیمی» نیست
هوشنگ ثبوتی، معمار و باستانشناس زنجانی و از چهرههای باسابقه حوزه مرمت، معتقد است آثار تاریخی را باید از سه منظر دید: بهعنوان ثروت ملی، حامل هویت و اطلاعات تاریخی و در نهایت یک ظرفیت اقتصادی و گردشگری.
بهگفته او، یک بنای تاریخی فقط مجموعهای از آجر، خشت، کاشی و چوب نیست. هر عمارت، قطعه کاشی، کاسه یا کوزه میتواند اطلاعاتی درباره افکار، ارزشها، شیوه زندگی، باورها و معیارهای اجتماعی دورهای که در آن ساخته شده، در خود حفظ کرده باشد. بههمین دلیل، ارزش واقعی یک اثر فقط در مصالح آن خلاصه نمیشود، بلکه اطلاعاتی که در آن نهفته، اهمیت بیشتری دارد.
از همین منظر، تخریب یک خانه تاریخی فقط از بین رفتن یک ساختمان نیست؛ بخشی از حافظه شهری نیز با آن از میان میرود.
محله بازار زنجان؛ بافتی که «فریز» شد
یکی از جدیترین هشدارهای مطرحشده درباره زنجان، مربوط به محله تاریخی بازار است. این محدوده حدود ۵۳ هکتار وسعت دارد که ۱۴ هکتار آن بازار سرپوشیده و تجاری و ۳۹ هکتار آن را بخش مسکونی تشکیل میدهد.
بهگفته ثبوتی، بخش تجاری بازار با ۵۸۴ چشمه طاق و تویزه در سالهای گذشته تا حد زیادی مرمت شده و وضعیت راستههای آن قابل قبول است اما بحران اصلی در قسمت مسکونی و غیرمسقف محله بازار قرار دارد.
در هفت محله لطفعلی، سقالر، سیدستار، حسینیه، سیدلر، توپآقاجی و نایبآقا، ۴۲۲ واحد غیرتجاری وجود دارد. براساس آمار ارائهشده در این گفتوگو، ۲۸۸ واحد، یعنی حدود ۶۸ درصد، تخریبی یا در حال تخریب هستند. از میان این واحدها، ۱۸۹ واحد کاربری مسکونی دارند و حدود ۹۵۰ نفر در آنها زندگی میکنند.
این اعداد تصویری نگرانکننده از محلهای ارائه میکنند که قرار بود بخشی از هویت تاریخی زنجان باشد اما اکنون با فرسودگی، کمبود امکانات شهری و خطرهای سازهای مواجه است. ثبوتی معتقد است بخشی از این وضعیت نتیجه ضوابطی است که دههها پیش برای حفاظت از این محدوده تدوین شده و در عمل، بدون بازنگری جدی ادامه پیدا کرده است. بهتعبیر او، محله بازار زنجان از سال ۱۳۵۴ عملا «فریز» شده است؛ یعنی در حالی که شهر در طول این سالها توسعه یافته و طرحهای جامع و تفصیلی مختلفی را تجربه کرده، این بخش از شهر نتوانسته خود را با نیازهای زندگی معاصر تطبیق دهد.
خطر زلزله و هشدار درباره جان ساکنان
ماجرا فقط حفظ زیبایی تاریخی نیست. وقتی بافت تاریخی فرسوده همچنان محل زندگی مردم است، ضعف سازهای به مسالهای ایمنی تبدیل میشود. ثبوتی هشدار داده در صورت وقوع زلزلهای با قدرت تخریبی حدود چهار تا پنج ریشتر، درصد بسیار بالایی از ساکنان محله ممکن است آسیب ببینند. او خواستار ورود جدی مسئولان استانی برای حل این مساله شده و تاکید کرده راهکار حفاظت از بافت تاریخی نباید بهمعنای رهاکردن آن در وضعیت فرسودگی باشد. در این میان، مقایسه با بازار تاریخی تبریز نیز قابل توجه است؛ جایی که به گفته این کارشناس، با وجود قدمت و ساختار مشابه، زندگی شهری همچنان در آن جریان دارد و امکانات شهری، فعالیت اقتصادی و سکونت با بافت تاریخی پیوند خورده است.
خانههایی که آرام از حافظه شهر حذف میشوند
مشکل به بازار محدود نیست. خانه ناصر خدیوی، یکی از خانههای ارزشمند تاریخی زنجان، نمونه دیگری است که به گفته ثبوتی بر اثر بیتوجهی تقریبا در مسیر نابودی کامل قرار گرفته است. درباره شهر زیرزمینی دژمنده و دیگر بناهای تاریخی نیز او از نبود برنامههای مرمتی مبتنی بر مطالعات دقیق انتقاد میکند. از نگاه او، مرمت علمی پیش از هرگونه مداخله فیزیکی نیازمند شناخت پیشینه تاریخی، ویژگیهای معماری، ارزشهای هنری، آسیبشناسی و وضعیت سازهای بناست. مداخله بدون چنین شناختی میتواند بهجای نجات اثر، اصالت آن را مخدوش کند.
اصفهان؛ شکاف در قلب شهر تاریخی
اصفهان نیز با چالشی مشابه مواجه است. گزارشهای منتشرشده طی سالهای اخیر از تخریب خانهها و پلاکهای تاریخی در بخشهایی از بافت قدیمی شهر، بهویژه پیرامون مسجد جامع عتیق و محدوده جنوبی میدان نقش جهان، خبر دادهاند. در برخی گزارشها حتی از تبدیل خانههای تاریخی به پارکینگ و جایگزینی بناهای قدیمی با ساختمانهای جدید و نامتجانس سخن گفته شده است. همزمان، پژوهشگران درباره گسست تدریجی بافت تاریخی اصفهان هشدار دادهاند؛ گسستی که تنها با تخریب یک بنا ایجاد نمیشود، بلکه از کنار هم قرار گرفتن تخریبهای کوچک و پراکنده شکل میگیرد. در سال ۲۰۲۶ نیز آسیبهای ناشی از جنگ به شماری از بناهای تاریخی اصفهان، از جمله مجموعههای پیرامون نقش جهان و کاخ چهلستون، بار دیگر آسیبپذیری میراث این شهر را برجسته کرد. گزارش رویترز از آسیبهای ناشی از موج انفجار در اطراف این بناها خبر داده است.
یزد؛ الگویی که خود با تهدید روبهروست
یزد اما نمونه متفاوتی است؛ بخش مهمی از بافت تاریخی این شهر توانسته در مقایسه با برخی شهرهای دیگر پیوستگی خود را بیشتر حفظ کند؛ حتی مدیر دفتر بازآفرینی شهری کاشان نیز در گفتوگویی در سال ۱۴۰۴، یزد را نمونهای دانسته که مردم آن زودتر به اهمیت حفاظت از بافت تاریخی توجه کردهاند.
با این حال، یزد نیز مصون از خطر نیست. در سالهای گذشته، طرحهای عمرانی، تخلیه خانههای تاریخی، فرسودگی بناهای خشتی و حوادث طبیعی به بخشهایی از این بافت آسیب زدهاند. برای نمونه، بارندگی و سیل سال ۱۴۰۱ خسارت گستردهای به خانهها و مغازههای بافت تاریخی یزد وارد کرد و گزارشها از آسیب به صدها واحد خبر دادند. بنابراین حتی شهری که در زمینه حفاظت از بافت تاریخی الگوی موفقتری محسوب میشود، برای بقای این میراث نیازمند نگهداری مستمر، تامین اعتبار و زنده نگهداشتن سکونت و فعالیت اقتصادی در بافت است.
شهری که بخشی از بافتش خاک شد
بحران زنجان نمونهای منفرد نیست. کاشان نیز سالهاست با مساله فرسایش و تخریب بافت تاریخی خود دستوپنجه نرم میکند. در گزارشی که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده، مدیر دفتر بازآفرینی شهری کاشان محدوده تاریخی این شهر را حدود ۵۴۰ هکتار اعلام کرده و تاکید کرده بافت تاریخی را نباید صرفا «بافتفرسوده» تلقی کرد؛ زیرا این محدوده بخش مهمی از هویت شهر را تشکیل میدهد. گزارشهای پیشین نیز از تخریب بخشهایی از بافت تاریخی کاشان در پی طرحهای توسعه شهری، احداث خیابان، میدان، پارکینگ و طرحهای مرتبط با برخی زیارتگاهها خبر دادهاند. محلههایی مانند پنجهشاه، پاپک، در زنجیر و درگلان و همچنین بخشهایی از فین، راوند، دیزچه و لتحر از جمله مناطقی بودهاند که درباره تخریب یا ازدسترفتن پیوستگی تاریخی آنها هشدار داده شده است. در واقع تجربه کاشان نشان میدهد وقتی بافت تاریخی بهجای «بافت زنده» بهعنوان «بافت فرسوده» دیده شود، نخستین راهحل ممکن است تخریب و نوسازی تلقی شود؛ در حالی که مساله اصلی باید احیا، سکونتپذیری و بازگرداندن زندگی به این محلات باشد.