در این نوشته مایلم به بازی و تهاجم روزنامه ها به سود جریان تسلیم طلب وهمزمان به تهاجم علیه و به زیان اسوه های مقاومت بپردازم.مردم حق دارند به سبب ۴۷سال تجربه تلخ از دیپلماسی نهان کار با نتایج هلاکت بار برای ایرانیان و ایران، و به سود نقشه های استکبار، در دولتهای مرحوم بازرگان، بنی صدر، هاشمی خاتمی،روحانی و امروز، از رفتارهای مشابه نگران شوند مثلا، بپرسند این چه سیاستی است که درست وسط رزم وجودی و افتادن دشمن در تنگنای تنگه و خفگی اقتصاد امریکای درنده و قاتل امت و امام ما، دولت ایران بازی مذاکرات راه امن عبور آزاد ازتنگه هرمزبا عمان را وسیله تنفس مصنوعی به ترامپ میکند و به هیچ کس نه ملت و نه ولی فقیه و نه به نخبگان و اساتید و متخصصان پاسخگو نیست.
درحالی که ما در جنگ بیرحمانه آمریکا و اسراییل با ماو محاصره مرگبار، تنگه را بستیم و تا ادامه خطر، این سلاح باید کارامد باقی بماند و به هبچ کس حتی عمان مربوط نیست و مذاکرات مدیریت تنگه باید به پسا جنگ موکول شود نه پایین آوردن قیمت نفت و پرشدن ذخایر تهی شده در یک ماه مانده به انتخابات سرنوشت ساز!
همه اینها به تلاش برای احیای سیاست ورشکسته روحانی و رؤسای همسو و نفوذ آنان ربط دارد. و ادامه همان نگاه ترسان و تسلیم گراست رسانههای غربگرا ، بار دیگر بیان حقایق در باره کابینه های هاشمی، خاتمی و روحانی را تا حد فحش تقلیل داده و با مظلوم نمایی که ما را بار دیگر به یاد ادبیات روزنامه های مجاهد، پیکار، فدایی و...ـ انداخته مدعی تفرقه اندازی شده و به بهانه شکایت بنیاد شهید رئیسی از دروغهای مشکوک یک بلاگر اقتصادی، وانمود کرده اند فحش به روحانی و خاتمی مباح، ونقد و خاطره از رئیسی گناه است.
چیزی که در این میان گم وگور میشود این اعتراض مردمسالارانه است که چرا قوه قضاییه در باره زیانهای جبران ناپذیر رؤسای جمهور نام برده تحقیق نکرده که نتیجه وعده های دروغ در خصوص منفعت های فراوان اقداماتشان برای ملت ضربات مادی ومعنوی و جانی و مالی بوده و بجای امنیت و رفاه، تحریم های بیشتر، خسارات جانی و مالی فراوان و ترک فعل های زیان بار ببار آورده است. و حالا نهان میکنند که موضوع دشنام نیست مجرم بودن روحانی است. نکته مهم دیگر آن است که مراقبت، حساسیت، و نگرانی مردم پیرو حق متعال و ملت توحیدی ، مردم مؤمن انقلابی پیرو عترت نبی صلوات الله علیه و آله نسبت به دولت و دیپلماسی ، بی دلیل نیست.
تجربه مردم ایران دو اصل غیر قابل انکار سیاسی است:
۱_ نظام ولایت فقیه سرمنشأ برکات عظیم برای ایران بوده و مردم این را زیسته و آزمودهاند، رهایی از بردگی سلطه استکباری، این ساختار مقدس، سبب ممانعت از توفیق اغوای ارتجاعی شیطانی ، حفظ استقلال و آزادی از قید سیطره اجنبی، خودیابی و رهایی از بی خویشتنی، توانیابی و ایستادگی برابر خصم یکپارچگی ایران، حفظ هویت و عزت وشخصیت و ارزشهای اساسی، برافراشته نگاهداشتن پرچم توحید و هدایت خاندان وحی و انتظار ظهور موعود عدل جهانی و تلاش برای اجرای عدالت جامع در جامعه و حفظ انقلاب اسلامی و آرمان های آن و مقاومت علیه دشمن، و علیه استحاله، براندازی وتبغیض و افتادن حکومت بدست نامحرمان، دشمن گرایان، غرب پرستان و اشراف مترف بوده است.
۲_ بر عکس موجودیت ولی خالی از اهوا و فقیه و مجتهد، باید گفت به سبب سرشت انتخابات، ناگزیر قوه مجریه و مقننه کانون چالش ها، نفوذ جریانات نهان روش و غربگرا وضد مفاهیم، اصول، و روش های انقلاب اسلامی و جاسوسان بوده است.نگرانی و حساسیت مردم و عدم اعتماد به غیر ولی فقیه (مگر در عمل خلافش اثبات شود)، به سبب تجربه زنده و غیر قابل نفی و محصول عملکرد قوایی است که طی ۴۷سال بارها به کانون گریز از مرکز انقلاب اسلامی بدل شده است و مردم جزییات سرکشی غربگرایان را علیه ولی فقیه و سیاست اسلامی در اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فضای مجازی و دیپلماسی خارجی و.... را مگر به استثناء در دو سه دولت ، از یاد نبردهاند. عهد شکنی رؤسا علیه ولایت فقیه، ظهور رؤسای خائن به مردم و رهبری دینی، سرکشی علیه سیاست ملی ولی فقیه، آشوب برانگیزیها، دفاع عملی از حرامخواری و فساد و همسویی با توطئه آمریکا و سیاست های ضد جهاد ملی، تولید بومی، خوداتکایی و نفوذ جاسوسان و ضد انقلابیون و اصلاح طلبان سکولار ..... فراموش ناپذیر است تا جایی که رهبر شهید یکبار فرمود که آنان را نمی بخشد و در آن دنیا ظلمی که در حق ولی فقیه مرتکب شده اند، رضایت نخواهند داد. بدین سان با بلایی که دکتر روحانی برسر مردم و ایران و ولایت فقیه آورد، مردم حق دارند به گفته ها و حضور مجددش در عرصه سیاست بدون رسیدگی قضایی به اتهاماتش نگران باشند . عدم برخورد به اینان سبب شده با سپید چشمی پرچم تسلیم را برافرازند و آدمهایشان دردولت بلایی بر سر معیشت مردم بیاورند که هرگز آمریکا نمی توانست این همه خسارت وارد کند.
اجازه بدهید با یک نمونه از یادداشت سخیف مدافعان سیاست های نگرانی مردم و طرز فکر دون مایه ضد استقامت و جواب انقلابی به آن بحث را ادامه دهم: «یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور، در یادداشتی در شبکه اجتماعی نوشته است: «شما که مدعی هستید، پیشتاز بشید، مثل مردم یمن زندگی کنید؛ یارانه نگیرید، از برق سراسری استفاده نکنید، هزینههای زندگی را نصف کنید. اگر همین مردم جانفدا بتوانند هزینه زندگی خود را نصف کنند، دولت هم زبانش در مقابل دشمنان دراز میشود!»مشخص نیست آقازاده رئیسجمهور با کدام صلاحیت و بر اساس چه تجربهای درباره همهچیز نظر میدهد و برای «ملت جانفدا» نسخه ریاضت میپیچد؟ آن هم در دولتی که مدام از وفاق دم میزند!
این اظهارات طلبکارانه در حالی مطرح میشود که «جانفدا»ها نماد واقعی جمهوریت، تابآوری و اقتدار ملی در برابر تهدیدات دشمن هستند. مردمی که بیش از ۲۰۰ روز است با ایستادگی بیمنت و با وجود تورم افسارگسیخته، پای کار کشور و انقلاب ماندهاند و معنای راهبردی حضورشان، دفاع از تمامیت ایران است.نکته اساسی اینجاست که این طبقه فداکار، عموماً از قشر ضعیف جامعه هستند؛ صاحبان خانههای کوچک، خودروهای کمتعداد، مصرف آب و برق و بنزین حداقل و کسانی که تمام سهمشان از سفره انقلاب، یارانه ناچیز نهایتاً ۴۰۰ هزار تومانی است.
این مردم از ابتدای جنگ کف خیابان بوده، معیشت سخت را تحمل کرده و برعکس برخی مدیران و مسئولان گلایه و شکایتی نداشتهاند.سؤال اصلی از مدعیان این است: چرا زور مسئولان فقط به این قشر میرسد؟ چرا یارانههای کلان ثروتمندانی که دهها خودرو و ویلاهای پرمصرف دارند و هر هفته در سفرند قطع نمیشود؟ چرا درباره سرمایههای اصلی کشور که در بانکها و شرکتهای دولتی حیفومیل میشود، حقوقهای نجومی و پاداشهای میلیاردی حرفی زده نمیشود؟
مشکل اصلی، هزینههای پایین مردم «جانفدا» نیست، بلکه مدل مدیریتی و بریزوبپاشهای غیرضروری، حقمأموریتهای لاکچری و سفرهای میلیاردی، بیبرنامگی و ناکارآمدی است. اگر جلوی این حیفومیلها گرفته شود، نیازی نیست از مردمی که خود بار اقتصاد را بر دوش میکشند خواسته شود مانند یمنیها زندگی کنند!
ملت مبعوث ایران، الگوی ملتها و آزادگان جهاناند. این حجم از طلبکاری از ملّت، عنوانی جز بیتدبیری و وقاحت ندارد.»
☆☆☆☆
در نقل فوق الذکر البته ما با نمونه عیان تفکر بی سروته روبرو هستیم. میلیونها تن از مردم مستضعف ایران بیشتر از مردم یمن ۴۷سال دندان روی جگر گذاشتند. در یمن حکومت انقلابی مواجه با دولتهای غربگرا نبود که به مردم و رهبر انقلابی مکرراً خیانت کرده به سود یک درصد الیگارش های خونخوار پترو دلارها را بلعیدند و با خلق پول از جیب دهها کارمند وکارگر وکشاورز و کاسب جزء و بازنشسته همان پول بخور نمیر را دزدیدند و با بی ارزش کردن پول ملی حقوق شان را به حدود هفتاد دلار در ماه تنزل دادند و از این رها کردن مهار دیو دلار تا ۲۳٠هزار تومان به غارتگران بانک های الیگارشی اجازه دادند با بازگرداندن نیمی از بدهیشان هزاران میلیارد دلار حق ملت را بالا بکشند.
جوابی که دوستان انقلابی به آقازاده نوآمد داده اند البته کامل نیست و چه بسا فاجعه ساختاری حاکمیت رانتخواران خونخوار را پنهان می کند که مسئولش همین فقدان انجام تعهدات اقای پزشکیان نسبت به حفظ منافع مردم وعدم خدمت به الیگارش هاست. مردم یمن با این خیانت لاپوشایی شده در درون حکمرانی بوسیله دشمنان راه امام خمینی (ره) و امام شهید مواجه نیستند. سطح زندگیشان همین قدر بود اما در ایران با نفوذ چپاولگران و دولت های ضد عدالت اجتماعی سطح زندگی میلیونها تن به سبب سیاست های غلط اقتصادی نظیر سیاست دولت کنونی به سود اقشار غارتگر بشدت به زیر خط فقر سقوط کرد و در عوض انباشت زر در کیسه دزدی بانکها وشرکتهای کلان دارای مجوز برای فرار مالیاتی دهها هزار میلیاردی وسودهای دهها همتی، به لطف حمایت دولتی فزونی سرسام آور گرفت. ملاحظه می کنید حتی روزنامه انقلابی هم در زدن به دهان یاوه گویی وبیان حقایق فاجعه و تاب آوری افسانه ای مردمی با سطح پیشرفت متفاوت از یمن شجاعت بیان همه خیانت و ماوقع را ندارد. و حد خیانت به امام خمینی بزرگوار و اقای عزیز شهید را بوسیله دولت الیگارش هاو غربگراها دارای سیاست کلان معکوس فاش نمی سازد.
در یمن دولت به خط ولی فقیه نمی کند. پیرو دو امام ماست. در زبان مردم مردم کردن و در عمل ضد منافع مردم مملکت را در چنگ گرگان رها کردن قابل دفاع نیست. این مملکت به امام خمینی ره دیگری نیارمند است و امید مردم آقا سید مجتبی و همه مدافعان راه دو امام چون آقا سید علی همین است.خمینی وار مقابل استحاله و حکمرانی الیگارشی قیام کنند.