به گزارش خبرنگار جامجم، روز جمعه ششم شهریورماه صدای کمکخواهی و فریادهای «سوختم سوختم» سکوت یکی از محلههای محله هفتچنار تهران را در هم شکست. همسایهها از خانههایشان بیرون آمدند و دیدند زن جوان همسایه در کف خیابان افتاده است. بریدهبریده میگفت رویش اسید پاشیدهاند. مردی میانسال را دیدند که نایلون و بطریای به دست در حال فرار بود. دنبالش رفتند اما در شلوغی محله ناپدید شد. نیروهای امدادی آمدند و زن مصدوم را به بیمارستان رساندند که با تلاش پزشکان از مرگ نجات یافت اما دچار سوختگیهای شدید شده بود. ماموران در بیمارستان از مصدوم حادثه تحقیق کردند که وی در تشریح ماجرا گفت: برادرم معتاد به شیشه است. اعتیادش را کنار نمیگذاشت و همسرش، من و خانوادهام را اذیت میکرد. در کمپ بود اما نمیدانم چطور توانست از آنجا بیرون بیاید. روز حادثه من و شوهرم برای خرید از خانه بیرون رفتیم، اما من زودتر بازگشتم که مقابل خانهمان با برادرم روبهرو شدم. او براثر توهم ناشی از مصرف شیشه وسایل خانه خودش را میشکست و خانوادهاش را کتک میزد.از من هم کینه داشت که چرا به همسرش کمک میکنم که او در کمپ بستری شود.
وی افزود: خواستم تا بهتر شدن حالش دوباره به کمپ بازگردد که توجهی نکرد. . نایلونی به دست داشت که بطریهایی در آن بود. یکدفعه یکی از آنها را بازکرد و به سمت من پاشید. بدن و دستهایم سوخت و بعد هم فرار کرد. جستوجو برای دستگیری مرد اسیدپاش ادامه داشت تا اینکه روز بعد ــ شنبه ــ متهم که به دیدن یکی از دوستانش در جنوب شهر تهران رفته بود شناسایی و بازداشت شد. مرد میانسال به پلیس آگاهی تهران انتقال یافت ودر تحقیقات گفت: سالهاست به شیشه اعتیاد دارم و در پی توهم ناشی از مصرف آن خواهر و همسرم و بقیه اعضای خانواده را اذیت میکردم و وسایل خانه را بههممیریختم. خانوادهام بارها مرا به کمپ بردند اما دوباره فرار کرده و به خانه بازمیگشتم. اینبار هم به زور خواهرم مرا به کمپ فرستاد تا بستری شوم. کارت بانکی و پولهایم را خودش گرفت و دیگر پولی به من نپرداخت. من سه ماه در کمپ بستری بودم . اعضای خانوادهام به ملاقاتم نیامدند.
وی افزود: بعد از سه ماه خودم را به بیماری زدم که آنها مرا به بیمارستان بردند. از آنجا فرار کرده و به خانهام بازگشتم. سراغ زنم رفتم که فهمیدم پولها و کارت بانکیام هنوز نزد خواهرم است. آن روز برای دریافت آن پولها و کارت بانکیام به خانه خواهرم رفتم که در زدم نبود. او را در خیابان دیدم و پول و کارتم را طلب کردم. گفت تا خوب نشوی آنها را نمیدهم. عصبانی شدم و با لولهبازکنهایی که خریده بودم آن را سمت خواهرم پاشیدم که بترسد و اموالم را پس دهد که مصدوم شدو فرار کردم.
احسان شکیبنژاد، بازپرس شعبه دهم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: با توجه به ادعای متهم او در بازداشت بهسر میبرد و تحقیقات از وی ادامه دارد.