این ماجرای تأسفبار ابعادی از نگرش جانبدارانه سیاسی و غیرحرفهای گاردین در قبال موضوعات ایران را آشکار میکند.
اگر چه کمالی در متن اعتراف و عذرخواهی خویش، در برابر خوانندگان گاردین و خداوندگار عالم ابراز پشیمانی داشته است اما مگر میشود ضربات بزرگ و جبرانناپذیری که این مصاحبه خیالی و دروغین به حیثیت فرهنگ اسلامی ــ ایرانی و ارزشهای ناب آن وارد کرد با نگاشتن چند سطر توبهنامه آن هم یحتمل در اثر فشار افکارعمومی و تحذیر آگاهان امور، توجیه نمود؟!
مبنا و ریشه اصلی بسیاری از دشنامها و دشمنیها نسبت به مردمان آزاده و غیور ایران عزیز، از سنخ همین کذبگویی و مهملبافیهایی است که جریان فاسد سلطه جهانی با مدد گرفتن از ابزارهای قدرتمند رسانهای و در راستای مبارزه با استقلالخواهی این ملت موحد، طی افزون بر چهار دهه اخیر، آنرا بهشدت ترویج داده است!
چه ظلمهایی که در این گیرودار به آبروی انسانهای آبرومند روا شد و چه اتهامات ناروایی که حقیقت آیین و فرهنگ غنی ما را در نگرش برخی انسانهای کماطلاع و سادهاندیش، دچار آسیب و تخریب کرد!
* چگونه میتوان این آب رفته را به جوی بازگرداند؟!
گاردین که میکوشد خود را رسانهای معتبر و حرفهای نشان دهد، با آثار افشای این سند بیآبروییاش که یکی از دهها مورد تحریف واقعیات است چه میکند؟!
آنچه جای تأسف و تأثر فراوان دارد، اذهان منفعل عدهای از روشنفکران، نویسندگان و گویندگان استحالهطلب ایرانی است که بهرغم چنین قرائن آشکار و شواهد مشهودی، همچنان به راستگویی رسانههای نظام سلطه باور جدی دارند و از عبرتهای پرشمار زمانه، اعتبار نمیگیرند و همچنان به دنیای اطرافشان از دریچه بنگاههای خبرپراکنی غرب، مینگرند!
استمرار پذیرش روایت دستکاری شده و نادرست غربیها از رویدادهای خبری ایران، با مشاهده صدها مثال از ارتکاب رفتارهای غرضورزانه و کینهتوزانه آنها در قبال قلب حقایق و وارونهنمایی واقعیتهای جاری در کشور، غصه بزرگی است که بر دلهای دوستداران ایران سنگینی میکند!
رواج غربزدگی، در صدر فهرست آسیبهای فرهنگی اجتماع ما قرار دارد و نظام تعلیم و تربیت رسمی ایران، مسئول و مکلّف است تا پیامدهای مخرب آن در بستر ذهن و عین جوانان و نوجوانان ایرانی را رصد کرده و برای پیشگیری از تهدیدها و تخریبهای گستردهتر این جریان ناصادق تحریف، تمهیداتی بیندیشد و به مرحله اجرا گذارد!