همزمان با روی آوردن واشنگتن به روش‌های تکراری و شکست‌خورده در مقابل ایران، میانجی پاکستانی بار دیگر به تهران سفر کرده تا شاید راه نجاتی برای خروج ترامپ از بن‌بست پیدا شود

قماربازی با کارت سوخته

مکنا
«این ضربه یک‌دوگانه است؛ ما محاصره را داریم و سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ را نیز اعمال خواهیم کرد».
کد خبر: ۱۵۶۴۰۵۰
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی

این ادعا‌های اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا است که حالا از چیزی سخن می‌گوید که آن را «بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ» علیه ایران می‌نامد. بسنت حتی صریح‌تر از این هم توهمات نیم‌قرن اخیر مقامات آمریکایی را تکرار کرده و گفته است: «این کار در ایران جواب خواهد داد و ما این رژیم را فروخواهیم پاشاند»‌اما پشت این ادبیات پرطمطراق، یک واقعیت مهم پنهان است: آمریکا پس از ماه‌ها جنگ و فشار نظامی، دوباره به همان سلاحی پناه برده که سال‌هاست در برابر ایران به‌کار گرفته و نتوانسته هدف اصلی واشنگتن را محقق کند. تحریم نفت، محاصره مالی، تهدید بانک‌ها و شرکت‌های خارجی و فشار بر شرکای تجاری ایران، ابزار‌های تازه‌ای نیستند؛ تنها نام و شدت تهدید‌ها تغییر کرده است‌اما درست در نقطه‌ای که واشنگتن می‌کوشد فشار اقتصادی خود را جهانی کند، چین در برابر این سیاست ایستاده است. پکن اعلام کرده تحریم و فشار راه‌حل اختلافات نیست و تنها به تشدید تنش‌ها و آسیب به اقتصاد جهانی منجر می‌شود. همزمان با این صف‌آرایی اقتصادی، تهران شاهد رفت‌وآمد دو چهره مهم منطقه‌ای است؛ عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان دیروز وارد تهران شد و بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان نیز امروز به تهران می‌آید. اگرچه سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤال خبرنگار جام‌جم، ارتباط میان این دو سفر را رد کرده، اما همزمانی این تحرکات دیپلماتیک با افزایش فشار‌های اقتصادی و تهدید‌های واشنگتن، اهمیت رایزنی‌های منطقه‌ای درباره تحولات جاری، امنیت تنگه هرمز و مسیر‌های تردد را دوچندان کرده است. آمریکا پس از ناکامی در تحمیل اراده خود از مسیر نظامی، به سراغ سلاح اقتصادی رفته است؛ اما این بار نیز با ایرانی مواجه است که حاضر نیست نتیجه میدان را در میز مذاکره واگذار کند. بنابراین، مسأله اصلی دیگر این نیست که آیا فشار اقتصادی آمریکا می‌تواند ایران را به زانو درآورد؛ تجربه گذشته پاسخ این سؤال را داده است. مسأله این است که واشنگتن تا کجا حاضر است برای تکرار سیاستی که هدف اصلی آن را پیشتر محقق نکرده، هزینه بدهد و همزمان با قدرت‌هایی، چون چین و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای ایران، وارد اصطکاک شود.
 محاصره‌ای که قبلا هم شکست خورده است
نکته مهم در ادعای جدید واشنگتن این است که بخش بزرگی از ابزار‌هایی که بسنت اکنون از آنها با عنوان «تهاجم مالی» یاد می‌کند، برای ایران ناشناخته نیست. تحریم نفت، محدودیت بانکی، قطع دسترسی به دلار، فشار بر شرکت‌های خارجی، تحریم کشتیرانی و تهدید شرکای تجاری، سال‌هاست در دستور کار آمریکا قرار دارد.
حتی در محافل تحلیلی غربی نیز درباره میزان اثرگذاری این مرحله از فشار، تردید وجود دارد. مرکز سوفان تصریح کرده که تحریم‌های قبلی عملا بانک‌های ایرانی را از نظام مالی جهانی خارج کرده و مشتریان نفت ایران را محدود کرده‌اند؛ بنابراین مشخص نیست اقدامات جدید تا چه اندازه می‌تواند فشار معنادار و تازه‌ای بر ساختار سیاسی ایران وارد کند. همین مرکز تأکید می‌کند که چین مهم‌ترین شریان مالی و نفتی ایران است و واشنگتن ناچار است در برخورد با پکن محتاط باشد.
واشنگتن برای قطع کامل اقتصاد ایران باید کشور‌هایی را هدف قرار دهد که خودشان بخش مهمی از اقتصاد جهانی هستند. چین در صدر این فهرست قرار دارد؛ کشوری که هم خریدار اصلی نفت ایران است و هم یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری آمریکا. تحلیل الجزیره نیز صراحتا هشدار داده که اجرای حداکثری سیاست اقتصادی علیه ایران می‌تواند با واکنش شدید پکن همراه شود و همین خطر ممکن است دولت ترامپ را از اجرای تمام‌عیار تهدیدهایش بازدارد. بنابراین، واشنگتن با یک تناقض جدی مواجه است: اگر تحریم‌ها را محدود اجرا کند، «تهاجم اقتصادی» بسنت نمی‌تواند هدف اعلام‌شده خود را محقق کند؛ و اگر بخواهد آن را علیه بزرگ‌ترین شرکای ایران با حداکثر شدت اجرا کند، باید هزینه یک رویارویی اقتصادی بزرگ‌تر با چین و دیگر قدرت‌های مستقل را نیز بپردازد.
 آخرین قمار واشنگتن
همزمانی فشار اقتصادی با تلاش برای میانجیگری را نباید نادیده گرفت. اگر واشنگتن از موفقیت قطعی «تهاجم اقتصادی» خود مطمئن بود، نیازی به فعال شدن کانال پاکستان برای بازگرداندن مسیر گفت‌و‌گو وجود نداشت. حضور منیر در تهران و سفر وزیر خارجه عمان را می‌توان نشانه‌ای از این واقعیت دانست که جنگ اقتصادی برای آمریکا صرفا یک ابزار فشار نیست؛ بخشی از تلاش برای رسیدن به نقطه‌ای است که بتواند از موضعی غیر از ضعف پای میز مذاکره بنشیند. به همین دلیل، شاید مهم‌ترین پیام سناریوی جدید آمریکا برای ایران نه تهدید‌های اقتصادی بلکه اعتراف ناخواسته واشنگتن به ادامه مقاومت ایران باشد؛ چراکه اگر جنگ نظامی توانسته بود تهران را تسلیم کند، امروز خزانه‌داری آمریکا مجبور نبود از «بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ» سخن بگوید.

newsQrCode
ارسال نظرات
کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیس‌جمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاه‌ها هرچه‌سریع‌تر تسویه شود

کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

نیازمندی ها