اگر استراتژی آمریکا در غرب آسیا را که همان استراتژی اسرائیل است مورد بررسی قرار دهیم که بر گسترش جغرافیایی اسرائیل و درواقع بر اشغال بخشها یا حتی تمام خاک همسایگان اسرائیل و همینطور خلع سلاح و مبارزه با تمام گروههای مقاومت مبتنی است، متوجه میشویم این راهبرد منحصر به لبنان نیست. میبینیم اسرائیل در غزه هم همین کار را میکند و در سوریه نیز، که البته زمانی ارتش سوریه در آن حضور داشت. بعد از اینکه ارتش سوریه سقوط کرد دیدیم اسرائیل چه رفتاری کرد. یعنی نابودی توان نظامی ارتش سوریه در حالی که دولت سوریه سقوط کرده بود.
اگر این استراتژی را در نظر بگیریم، اجرای آن مستلزم بهکارگیری تاکتیکهایی است که آمریکاییها تلاش میکنند این اشغالگری را به نوع با تمسک به حقوق بینالملل توجیه کنند یا به تعبیر دیگر آن را در تطابق با حقوق بینالملل نشان دهند. البته طبیعتا و قطعا این راهبرد با حقوق بینالملل ناسازگار است اما آمریکاییها چه تاکتیکهایی برای کار اجرا میکنند.
تاکتیک نخست طبیعتا یک بیان امنیتی است. اسرائیل اعلام میکند برای امنیت خود نیاز دارد بخشهایی از جنوب لبنان را در اختیار داشته باشد. یعنی اشغال یا حداقل اینکه هیچ نیروی مخالف اسرائیل در آنجا حضور مسلحانه نداشته باشد. این یعنی همین چیزی که الان تحت عنوان «خط زرد» از آن یاد میشود. کما اینکه با همین طبیعینمایی از خط زرد، چیزی تقریبا نزدیک به دوسوم غزه را اشغال کرده که این مخالف حقوق بینالملل است. شرط تامین امنیت اسرائیل در متن چارچوب توافق با لبنان هم آمده است. در تفاهمنامه مذکور که در 26ژوئن امضا شد، تاکید شده اسرائیل تدریجا خاک لبنان را ترک خواهد کرد به شرط اینکه کلیه نیروهای حزبالله خلع سلاح شوند و دولت لبنان، ارتش لبنان را در تمام منطقه مورد نظر طرف آمریکایی و اسرائیلی تحت عنوان خط زرد مستقر شود.
به تعبیر دیگر زمینهسازی برای تداوم اشغالگری در متن تفاهمنامه میان دولت لبنان و اسرائیل، به اصطلاح چنان کادوپیچ شده که دولت لبنان بدون لحاظ عواقبش آن را امضا میکند؛ و عملا اقدام تجاوزکارانه ارتش اسرائیل و دخالت در امور لبنان را که میگوید حزبالله در لبنان نباید سلاح داشته باشد میپذیرد. این در حالی است که چنین امری دخالتی روشن در امور داخلی لبنان است.
تاکتیک دوم این است که در حین مذاکره یا آتشبس اسرائیل همواره به بهانههای مختلف حملات خود را ادامه بدهد. درواقع این استراتژی همیشگی آمریکا و به تبع آن اسرائیل است که همیشه مذاکره صورت بگیرد و آتشبس هم مطرح بشود ولی امکان حملات نقطهای و هدفمند وجود داشته باشد. اکنون از دسامبر ۲۰۲۴ تا الان اسرائیل بارها به لبنان حمله کرده و متأسفانه دولت لبنان هیچ اقدام مهمی برای مقابله با این تخلف یا نقض آتشبس از طرف اسرائیل نمیکند. با این حال اظهارات اخیر رئیسجمهور لبنان در محکومیت حملات اسرائیل بهنوعی بیانگر این است که لااقل بخشی از دولت، دوباره رفتار عاقلانه در برابر اسرائیل را احیا کند؛ هرچند متأسفانه چنین محکومیتی از سوی نخستوزیر لبنان مشاهده نشده است.
بررسی رفتار آمریکا و اسرائیل نشان میدهد این دو کشور عموما از آتشبس و مذاکره برای منفعلسازی و مهار واکنش طرف و همینطور ابزاری تبلیغاتی در میان افکار عمومی برای تطهیر و توجیه خود استفاده میکنند اما به ضربات و حملات خود ادامه میدهند و عقلانیت به ما حکم میکند به هیچوجه فریب ادعاهای آنها درباره مذاکره و آتشبس را نخوریم.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور به جام جم آنلاین پاسخ داد
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد