جذابیت از دست رفته علوم پایه

‌دکتر حسین نصیری مدیرگروه آموزش عالی مرکز پژوهش‌های مجلس
پرونده کنکور سراسری ۱۴۰۵ بسته شد و همچنان هزاران داوطلب در مسیر انتخابی قدم بر می‌دارند که قرار است بخشی از آینده تحصیلی و شغلی آنها را رقم بزند، اما در سوی دیگر این رقابت چندساعته، دانشگاه‌هایی قرار دارند که دیگر برای همه داوطلبان مقصدی جذاب و قطعی نیستند.
کد خبر: ۱۵۶۳۵۹۲
نویسنده ‌دکتر حسین نصیری مدیرگروه آموزش عالی مرکز پژوهش‌های مجلس

صندلی‌های خالی دانشگاه‌ها، به‌ویژه در برخی رشته‌ها، نشان می‌دهد که مسأله امروز آموزش عالی فقط ورود داوطلبان به دانشگاه نیست؛ بلکه این است که آنها چرا و برای چه آینده‌ای باید وارد دانشگاه شوند. 

در سال‌های گذشته، تحصیلات دانشگاهی برای بسیاری از خانواده‌ها مهم‌ترین مسیر پیشرفت تلقی می‌شد. امروز، اما شرایط تغییر کرده است. کاهش جمعیت جوان، دشوارتر شدن ورود به بازار کار و افزایش تمایل به مهارت‌آموزی و مشاغل زودبازده باعث شده بخشی از داوطلبان، انتخاب رشته را نه صرفا براساس علاقه علمی، بلکه بر مبنای آینده شغلی و میزان درآمد انجام دهند. البته این تغییر نگاه را نمی‌توان به معنای از دست رفتن جایگاه دانشگاه دانست. دانشگاه‌های بزرگ و برتر همچنان مقصد بخش مهمی از داوطلبان مستعد هستند و سهم قابل‌توجهی از تولید علم کشور نیز در همین مراکز شکل می‌گیرد. مسأله اصلی بخش‌هایی از آموزش عالی است که ارتباط میان تحصیل و آینده شغلی در آنها برای داوطلب روشن نیست. 

در این بین علوم پایه یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. رشته‌هایی که شاید در دفترچه انتخاب رشته چندان جذاب به نظر نرسند، اما بخش مهمی از زیرساخت علمی کشور بر دوش آنهاست. کاهش استقبال از این رشته‌ها و خالی ماندن ظرفیت برخی از آنها در سال‌های اخیر، صرفا یک مسأله آموزشی نیست؛ بلکه می‌تواند در بلندمدت به کاهش ظرفیت پژوهشی و تضعیف تولید علم در کشور منجر شود. داوطلبی که در کنکور شرکت می‌کند، طبیعی است هنگام انتخاب رشته از خود بپرسد: «بعد از چهار سال چه اتفاقی برای من می‌افتد؟» اگر پاسخ این سؤال برای یک رشته روشن نباشد، نمی‌توان انتظار داشت صرفا با تأکید بر اهمیت علمی آن رشته، جوانان به سراغش بروند، زیرا انتخاب رشته در نهایت با زندگی واقعی آنها گره خورده و امنیت شغلی، درآمد و امکان ورود به بازار کار، بخش مهمی از این معادله را تشکیل می‌دهد. 

نگاهی به استقبال بالای داوطلبان از رشته‌هایی مانند تربیت معلم نیز همین واقعیت را نشان می‌دهد. جذابیت این رشته‌ها فقط به محتوای آموزشی آنها محدود نیست؛ بلکه چشم‌انداز روشن شغلی، درآمد مشخص و احساس امنیت نسبت به آینده، انتخاب آنها را برای بسیاری از داوطلبان منطقی می‌کند. در چنین شرایطی، مسأله آموزش عالی فقط پر کردن صندلی‌های خالی نیست.

اگر سیاست‌گذار بخواهد رشته‌های علوم پایه، علوم انسانی و سایر حوزه‌های کم‌تقاضا همچنان بتوانند نیروی متخصص تربیت کنند، باید برای آینده شغلی فارغ‌التحصیلان آنها نیز فکری شود. ایجاد پیوند واقعی میان دانشگاه و بازار کار، توسعه مهارت‌های حرفه‌ای در کنار آموزش دانشگاهی و طراحی مشوق‌های شغلی می‌تواند بخشی از این مسیر باشد. 

پس از کنکور برای داوطلبان مرحله مهم‌تری آغاز می‌شود؛ انتخاب رشته و انتخاب آینده. در این میان، اگر قرار باشد تصمیم داوطلبان فقط براساس این مسأله باشد که «کدام رشته زودتر به اشتغال می‌انجامد؟»، علوم پایه و دیگر رشته‌های بنیادین بیش از پیش از میدان خارج خواهند شد. مسأله‌ای که تبعات آن شاید امروز در قالب چند صندلی خالی دیده شود، اما فردا می‌تواند خود را در کمبود نیروی متخصص و کاهش توان علمی کشور نشان دهد.

newsQrCode
برچسب ها: حسین نصیری
ارسال نظرات

نیازمندی ها