جام جم آنلاین: با ثابت ماندن ظرفیت پذیرش پزشکی و دندانپزشکی در سال ۱۴۰۵، حالا تصمیمگیری درباره ظرفیت سالهای آینده وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که در آن هم کمبود پزشک در برخی مناطق کشور و هم محدودیت زیرساختهای آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. تازهترین خبرها از تشکیل کمیتهای برای تعیین ظرفیت پزشکی ۱۴۰۶ و سالهای بعد حکایت دارد؛ در حالی که دادههای جدید سازمان نظام پزشکی نشان میدهد تعداد پزشکان کشور در حال افزایش است، اما توزیع آنها میان استانها همچنان فاصله قابل توجهی دارد.
همه چیز به سال آینده موکول شد
بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ظرفیت پذیرش پزشکی و دندانپزشکی در سال ۱۴۰۵ در سطح ظرفیت اعلامشده در دفترچه کنکور ۱۴۰۴ باقی مانده است. در این مصوبه، کمبود نیروی انسانی، زیرساختهای فیزیکی و تجهیزات دانشگاههای علوم پزشکی از جمله ملاحظات تعیین ظرفیت عنوان شده است. همچنین مقرر شده ۳۰ درصد پذیرفتهشدگان مربوط به این ظرفیت، تحصیل خود را از مهرماه ۱۴۰۶ آغاز کنند.
اما این تصمیم به معنای پایان بحث افزایش ظرفیت پزشکی نیست. بر اساس همان مصوبه، کمیتهای زیر نظر دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تعیین ظرفیت سالهای بعد تشکیل شده و قرار است پیشنهاد خود را با در نظر گرفتن اسناد بالادستی، اهداف برنامه هفتم، زیرساختهای موجود و نیازهای کشور ارائه کند.
تازهترین اظهارات علی جعفریان، جانشین وزیر بهداشت، نیز از ورود این موضوع به مرحله اجرایی خبر میدهد. او به تازگی اعلام کرده که کمیته تعیین ظرفیت پذیرش پزشکی و دندانپزشکی برای سال ۱۴۰۶ و سالهای بعد تشکیل شده است. به گفته جعفریان، پیشنهاد وزارت بهداشت نیز در این کمیته مطرح شده و موضوع ظرفیت سالهای آینده در حال بررسی است.
جعفریان همچنین توضیح داده است که ۳۰ درصد پذیرفتهشدگان امسال، ورودی جدیدی برای افزایش ظرفیت سال ۱۴۰۶ محسوب نمیشوند، بلکه شروع تحصیل آنها به مهرماه سال آینده منتقل شده است.
به این ترتیب، اکنون سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که ظرفیت پزشکی در سال ۱۴۰۵ چقدر باشد؛ بلکه باید مشخص شود کشور در سالهای آینده به چه تعداد پزشک و در چه رشتهها و مناطقی نیاز دارد.
چرا وزارت بهداشت نسبت به افزایش ظرفیت نگران است؟
یکی از محورهای اصلی این بحث، ظرفیت واقعی دانشگاههای علوم پزشکی است. آموزش پزشکی با افزایش تعداد صندلیهای دانشگاهی به پایان نمیرسد و بخش مهمی از آن در بیمارستانها و محیطهای بالینی انجام میشود.
کمبود استاد، تخت آموزشی، بیمارستان، تجهیزات و امکانات آموزشی میتواند توان دانشگاهها برای پذیرش دانشجوی بیشتر را محدود کند. به همین دلیل، وزارت بهداشت تأکید دارد که ظرفیت پذیرش باید با توان آموزشی و زیرساختی دانشگاهها متناسب باشد.
این نگرانی پیشتر نیز در اظهارات مسئولان وزارت بهداشت مطرح شده بود. در واقع، اختلاف موجود بر سر ظرفیت پزشکی فقط اختلاف بر سر یک عدد نیست؛ بلکه بحث بر سر این است که افزایش تعداد دانشجویان تا چه اندازه میتواند بدون آسیب به کیفیت آموزش و بدون ایجاد مشکل در سالهای بعد انجام شود.
از سوی دیگر، خود شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز موضوع زیرساخت را نادیده نگرفته است. عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، پیشتر گفته بود افزایش ظرفیت پزشکی با درخواست وزارت بهداشت و با توجه به نیاز به نیروی متخصص انجام شده، اما در اجرای مصوبه، بخشی از منابع و زیرساختهای پیشبینیشده تأمین نشده است. او همچنین بر نیاز کشور به متخصصان بیشتر، بهویژه در مناطق محروم، تأکید کرده بود.
کمبود پزشک در شهرستانها
اگرچه درباره تعداد پزشکان کشور اختلافنظرهایی وجود دارد، اما کمبود پزشک در برخی مناطق موضوعی است که مسئولان وزارت بهداشت نیز بر آن تأکید کردهاند.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، خردادماه امسال اعلام کرد که در بسیاری از شهرستانها با کمبود پزشک مواجه هستیم و این مسئله را یکی از چالشهای مهم نظام سلامت دانست.
وزیر بهداشت در اظهارنظری دیگر نیز تأکید کرده است که چند برابر کردن ظرفیت پزشکی به تنهایی نمیتواند مشکل کمبود پزشک را حل کند و مسئله مهمتر، توزیع عادلانه نیروی انسانی، ایجاد انگیزه برای حضور متخصصان در مناطق مورد نیاز و فراهم کردن شرایط مناسب خدمت است. او از برنامه وزارت بهداشت برای شناسایی مناطق دارای کمبود متخصص و پزشکانی که امکان خدمت در این مناطق را دارند نیز خبر داده است.
این اظهارات نشان میدهد حتی در نگاه وزارت بهداشت نیز مسئله کمبود پزشک در مناطق محروم واقعی است، اما راهحل آن الزاماً فقط افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاهها نیست.
۱۷۶ هزار پزشک؛ سرانه کشور چقدر است؟
در همین نقطه، دادههای جدید سازمان نظام پزشکی اهمیت پیدا میکند. بر اساس آخرین آمار این سازمان، ۱۷۶ هزار و ۶۴۳ پزشک در کشور در حال ارائه خدمت هستند. با جمعیت حدود ۸۶ میلیون و ۵۴۰ هزار نفری، سرانه پزشک در کشور حدود ۲۰ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر برآورد میشود. اما علاوه بر این تعداد، حدود ۹۰ هزار دانشجوی پزشکی عمومی و دستیار تخصصی نیز در حال تحصیل هستند.
دکتر سیدامیر پاشا طبائیان، معاون آموزشی سازمان نظام پزشکی کشور، در گفتوگو با «جامجم» میگوید: اگر روند فعلی فارغالتحصیلی ادامه پیدا کند، تعداد پزشکان کشور تا سال ۱۴۰۷ میتواند به حدود ۲۶۶ هزار نفر برسد و سرانه پزشک نیز به حدود ۳۱ نفر به ازای هر ۱۰ هزار نفر افزایش پیدا کند. این ارقام نشان میدهد که حتی بدون تصمیم جدید برای افزایش ظرفیت، جمعیت پزشکان کشور در سالهای آینده رشد خواهد کرد.
سرانه پزشک ایران از میانگین جهانی بالاتر است
دادههای منتشرشده در پژوهش سازمان نظام پزشکی نیز تصویر قابل توجهی از وضعیت کشور ارائه میکند. بر اساس این تحلیل، سرانه پزشک ایران از حدود ۸.۷ نفر به ازای هر ۱۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۴ به حدود ۱۸.۱ نفر در سال ۲۰۲۳ رسیده است. همچنین سرانه پزشک ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ نفر و میانگین جهانی حدود ۱۷ نفر به ازای هر ۱۰ هزار نفر عنوان شده است.
بر اساس همین بررسی، ۱۵ استان کشور سرانهای بالاتر از میانگین جهانی دارند و پنج استان نیز به سطح ۲۳ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر، یعنی هدف تعیینشده برای سال ۱۴۰۷ در برنامه هفتم، رسیدهاند؛ بنابراین در نگاه ملی، تصویر الزاماً تصویر یک کشور با کمبود مطلق پزشک نیست. اما وقتی دادهها را از سطح ملی به استانها ببریم، مسئله شکل دیگری پیدا میکند.

اختلاف پنج برابری تهران و سیستان بلوچستان
تهران با ۴۲.۳۷ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر، بالاترین سرانه پزشک را در کشور دارد؛ در مقابل، این شاخص در سیستانوبلوچستان ۸.۳۸ پزشک است. به بیان ساده، فاصله سرانه پزشکان میان تهران و سیستانوبلوچستان حدود پنج برابر است. در این میان، یزد با ۲۹.۶۵، فارس با ۲۵.۴۷، مازندران با ۲۵.۱۸ و اصفهان با ۲۳.۶۳ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر در میان استانهای دارای سرانه بالاتر قرار دارند.
در مقابل، آذربایجان غربی با ۱۱.۳۸، کردستان با ۱۲.۶۷، لرستان با ۱۲.۸۱ و زنجان با ۱۲.۶۶ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر، در سطح پایینتری قرار دارند.
این اختلاف نشان میدهد میانگین کشوری به تنهایی نمیتواند وضعیت دسترسی مردم به پزشک را توضیح دهد.
البته طبائیان معتقد است مسئله نظام سلامت را نمیتوان صرفاً در تعداد پزشکان خلاصه کرد. به گفته او، کشور از نظر تعداد پزشکان با کمبود مطلق مواجه نیست، اما در برخی مناطق، بهویژه مناطق کمبرخوردار، کمبود پزشک کاملاً محسوس است. از نگاه طبائیان، بخش مهمی از این وضعیت به توزیع نامتوازن پزشکان و ماندگار نشدن آنها در مناطق محروم بازمیگردد.
بر اساس پژوهش سازمان نظام پزشکی، ۱۶ استان با کمبود پزشک ناشی از توزیع نامناسب شناسایی شدهاند. این مطالعه عواملی مانند کمبود امکانات تشخیصی و درمانی و همچنین امکانات رفاهی پزشکان را از جمله موانع توزیع مناسب نیروی انسانی عنوان میکند.
در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت پذیرش میتواند تعداد پزشکان را در سالهای آینده افزایش دهد، اما پرسش مهم این است که این پزشکان در نهایت در کدام مناطق مستقر خواهند شد؟
افزایش ظرفیت در کدام مناطق؟
استدلال موافقان افزایش ظرفیت نیز از همین نقطه آغاز میشود. خسروپناه پیشتر یکی از دلایل افزایش ظرفیت پزشکی را نیاز به نیروی متخصص عنوان کرده و گفته بود کشور به متخصصان بیشتری، بهویژه در مناطق محروم، نیاز دارد. او همچنین نسبت به احتمال تشدید کمبود نیروی متخصص در سالهای آینده هشدار داده بود. از این منظر، افزایش ظرفیت میتواند بخشی از پاسخ به نیازهای آینده نظام سلامت باشد؛ بهویژه اگر ظرفیت جدید به سمت رشتههای مورد نیاز و مناطق کمبرخوردار هدایت شود. در مقابل، معاون آموزشی سازمان نظام پزشکی معتقد است صرف افزایش تعداد پزشکان لزوماً به معنای حضور آنها در مناطق محروم نیست. چراکه اگر پزشک در منطقهای با کمبود امکانات، درآمد پایینتر، شرایط کاری دشوار و امکانات رفاهی محدود حضور پیدا نکند، افزایش تعداد پزشکان در سطح ملی الزاماً دسترسی مردم آن منطقه را بهبود نمیدهد.
این مسئله همچنین در برخی رشتههای تخصصی نیز دیده میشود. بر اساس دادههای مورد اشاره در پژوهش سازمان نظام پزشکی، تعداد متخصصان و فوقتخصصهای کودکان در کشور ۹ هزار و ۳۹ نفر است؛ با این حال، توزیع این نیروها میان استانها یکسان نیست؛ بنابراین ممکن است یک رشته در سطح ملی از نظر تعداد پزشک وضعیت قابل قبولی داشته باشد، اما در یک استان یا شهرستان، مردم همچنان برای دسترسی به همان تخصص با مشکل مواجه باشند.
ظرفیت بیشتر یا توزیع بهتر؛ مسئله این است
اکنون که کمیته تعیین ظرفیت پزشکی ۱۴۰۶ تشکیل شده، به نظر میرسد سیاستگذاران با دو مسئله همزمان رو به رو هستند. از یک سو، کشور در برخی شهرستانها و رشتههای تخصصی با کمبود پزشک مواجه است و موافقان افزایش ظرفیت معتقدند باید برای نیازهای سالهای آینده نیروی انسانی کافی تربیت شود.
از سوی دیگر، دادههای سازمان نظام پزشکی نشان میدهد سرانه پزشک در سطح ملی رشد کرده و در برخی استانها حتی از میانگین جهانی بالاتر است؛ در حالی که شکاف میان استانها همچنان قابل توجه است.
به همین دلیل، کارشناسان معتقدند افزایش ظرفیت بدون توجه به توزیع جغرافیایی، نظام ارجاع، تعرفهها، شرایط کاری، زیرساختهای درمانی و مشوقهای ماندگاری پزشکان نمیتواند به تنهایی پاسخگوی مسئله مناطق محروم باشد. در واقع، تجربه موجود نشان میدهد دو سیاست باید همزمان دیده شوند: تربیت تعداد کافی پزشک برای نیازهای آینده و ایجاد سازوکاری که این پزشکان را به نقاطی برساند که بیشترین نیاز را دارند.
تصمیمی برای سالهای بعد
تربیت پزشک فرآیندی چندساله است و نتیجه تصمیمی که امروز درباره ظرفیت پذیرش گرفته میشود، چند سال بعد در نظام سلامت و بازار کار پزشکان نمایان خواهد شد.
اکنون ظرفیت پزشکی ۱۴۰۵ ثابت مانده و کمیتهای برای تعیین ظرفیت ۱۴۰۶ و سالهای بعد تشکیل شده است. پیشنهاد وزارت بهداشت نیز در این کمیته مطرح شده و قرار است تصمیم آینده بر اساس نیاز کشور، اهداف برنامه هفتم و وضعیت زیرساختهای آموزشی اتخاذ شود.
در چنین شرایطی، علاوه بر پاسخ به این پرسش که چند پزشک باید تربیت کنیم؟ باید به سؤال مهمتری هم پاسخ داد: چند پزشک، در چه رشتههایی، برای کدام مناطق و با چه سازوکاری باید تربیت و ماندگار شوند؟ پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند سیاست ظرفیت پزشکی در سالهای آینده صرفاً به افزایش تعداد پزشکان منجر خواهد شد یا به افزایش دسترسی عادلانه مردم به خدمات پزشکی نیز کمک خواهد کرد.